خداحافظ آقای مدیر!

یاسین شفقییادداشت- روزی را که برای اولین بار قرار بود با مدیرعامل پرشین بلاگ ملاقات کنم، خوب یادم هست. آن موقع خیلی جوان تر از حالا بودم و کمی نگران بودم که چه نتیجه ای خواهد داشت!

یادم می آید که کراوات هم زده بودم، و وقتی با آسانسور به طبقه چهارم (شرکت پرشین بلاگ) رسیدم، یادم افتاد که دست خالی آمده ام و مجبور شدم برگردم پایین و از یک شیرینی فروشی یک بسته شکلات بخرم! (چقدر خودم را شرمنده می کنم!)

وقتی با آقای دکتر بوترابی شروع به صحبت کردم و سعی کردم پروچیستا را آنطور که هست معرفی کنم، احساس کردم اولین انتخابم برای درخواست مشاوره و همکاری، انتخاب خیلی خوبی بوده است و توجهی که ایشان به ایده ما برای پروچیستا نشان دادند بسیار برایم لذت بخش بود. بعداً ارتباط من با مدیران پرشین بلاگ بیشتر شد. فرهنگ همکاری و احترام برای کارهای فرهنگی و حمایت از طرح های نو، بین همه آنها موج می زد و برای من مهمترین مسئله این بود که سعی کنم از آنها یاد بگیرم.

دکتر بوترابی سهم بزرگی در بزرگ شدن فکرهای مدیریتی من دارد و خیلی وقت ها صبورانه به سوال های من پاسخ می دهد. پروچیستا تجربه های خیلی خوبی را در کنار پرشین بلاگ داشته، و این برای من باعث افتخار است.

چند وقت پیش شنیدم که قرار است در جشن شب یلدای امسال، ایشان از سمت مدیریت پرشین بلاگ خداحافظی کنند و این مسئولیت به کسی که همان شب معرفی خواهد شد واگذار شود. اول مثل همه کمی دلخور شدم و بعد به این فکر کردم که حتماً خوب می دانند که چرا این کار را می کنند و جای نگرانی نیست.

دوست داشتم این خاطرات را به عنوان یک تشکر وبلاگی به خاطر زحمات مدیر اولین سرویس وبلاگ فارسی، به ایشان تقدیم کنم و آرزو کنم در همه لحظات زندگی موفق، سربلند و شاد باشند.

پ.ن1: عکس مربوط به جشن تولد پرشین بلاگ است. فکر کنم واضح باشد که من و دکتر بوترابی هستیم و ضمناً با فتوشاپ سیاه و سفید شده. چرا؟!

پ.ن2: صفحه سفید پروچیستا نشان از روزهای خوب آینده دارد. نگران نباشید، پروچیستا همچنان زنده است.
انتهای پیام/.

یاسین شفقی
وبلاگ باران خیال

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.