وبلاگ نویسی حرفه ای: الگو برداری از غرب؟!

رسانه وبلاگیادداشت: پیش از این طی پستی به موضوع “وبلاگ نویسی حرفه ای” پرداخته بودم که دوستان عزیز لطف کردند و در قسمت نظرات همان پست به تبیین برخی مسائل در همین رابطه پرداختند و باعث روشن تر شدن هر چه بیشتر موضوع شدند. در همین جا لازم می دانم از همه این دوستان خصوصاً علی نیکوئی عزیز و آرش افراسیابی گرامی قدردانی کنم.

یکی از بحث هایی که در زیر پست مذکور در گرفت، “لزوم یا عدم لزوم الگوبرداری از غرب در پدیده وبلاگ نویسی” بود. که تمایل دارم برای دقیق تر شدن روی این موضوع، آنرا جداگانه مطرح کنم تا بیشتر درباره اش فکر کنیم.

موضوع از آنجا شروع شد که آرش خان برای اینکه ثابت کند وبلاگهای ترکیبی نمی توانند وبلاگهای حرفه ای خوبی محسوب شوند، از من خواست تا یک نمونه موفق وبلاگ حرفه ای خارجی را معرفی کنم. اما من نظر متفاوتی داشتم:

به نظر من جامعه مجازی شمه ای از جامعه حقیقی ای است که در آن زندگی می کنیم. همانگونه که آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ایرانی با سایر ملل متفاوت است و نوع زندگی حقیقی آنها نیز دگرگونه می باشد، لذا شکی نیست که در دنیای مجازی نیز تفاوت اساسی بین این فرهنگها وجود دارد و نمی توان تنها به این بهانه که چون غربیها در پدیده هایی چون وبلاگ نویسی پیشرو بوده اند، همان نسخه ای را برای ایرانیها پیچید که آنها از آن بهره می برند.

آرش در پاسخ می نویسد:

وقتی پدیده ای متعلق به ما نیست الگوهای آن نیز طبیعتا ارتباطی با ما ندارد و به همان علت که وقتی از تمدن باستان، هنرهای دستی سنتی و فراورده های مختص این مملکت همچون پسته و خاویار صحبت می شود، همه دنیا به ایران فکر می کنند، وقتی ار پدیده ای غربی همچون اینترنت و وب لاگ نیز سخن می رانیم می بایست به الگوهای پایه ای این مبحث بپردازیم…

وقتی که وب لاگ های حرفه ای در ایران از تعداد انگشت های یک دست نیز فراتر نمی رود چگونه انتظار دارید به نمونه های ایرانی این ماجرا اکتفا نمائیم؟ اینجاست که من برخلاف شما به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که امری که ساخته و پرداخته ما نیست، نسخه پیچیده شده و من درآوردی وطنی در مورد آن جواب نمی دهد، کما اینکه جواب نداده است و ما همچنان در اولین ایده ایجاد وب لاگ یعنی روزانه نویسی، مانده ایم و بر حرفه ای بودن آن تاکید هم داریم!

اما من همچنان مخالف این نظریه هستم:

به نظر من پدیده هایی چون دنیای مجازی فرا ملیتی هستند. همه جوامع با هم شروع به ساختن این دنیا کرده اند. اینجا مثل دنیای حقیقی با فرآیند چندین هزار ساله کشف قاره روبرو نیستیم که صحبت از تمدنها کنیم.

اگر دنیای مجازی غربی به دلیل صنعتی بودن جوامع حقیقی آنها شکل صنعتی تر و تخصصی تری به خود گرفته اند، نمی تواند دلیل آن باشد که دنیای مجازی ما با فضای شرقی گونه تر غیرحرفه ای است!

بلاگستان فارسی که امروز شاهدش هستید توسط چندین میلیون وبلاگ فارسی بنا نهاده شده است، نه توسط وبلاگهای غربی. بستر و تکنولوژی با آنچه که دنیای مجازیش می نامیم، متفاوت است.

آرش همچنان با من اتفاق نظر ندارد و میگوید:

به نظر شما نقش کشورهای کاملا عقب افتاده عربی در دنیای مجازی تا چه اندازه است؟ (البته منظور از کشورهای عربی همین نمونه های حاضر در جنوب ایران است چرا که من کشورهایی مثل لبنان، مصر و سوریه را که همانند ایران مورد تهاجم عرب ها واقع شده اند را عربی به حساب نمی آورم) و یا کشوری مثل ایران که تا پیش از پدیده ای به نام hoder وب لاگ را نمی توانست معنی کند در میانه این بازی تا چه اندازه سهم داشته است. همانطور که اتوموبیل ساخت کشورهای غربی ست و در استفاده از آن خواه ناخواه می بایست به سبک غربی ها متوسل شد، دنیای مجازی نیز با وجود تفاوت های محسوسی که با دنیای واقعی دارد بعلت گسترده بودن آن در فضائی فراتر از مرزها قابل تسویه نمودن و اعمال فرهنگی خاص به آن را ندارد. در مورد بلاگستان فارسی نیز بعلت عدم تعریف صحیح از پدیده وب لاگ، این میلیون ها وب لاگ قالبا روزنوشته های پراکنده ای هستند که دو گزینه حیاتی یک نوشتار حرفه ای یعنی دوام و تولید محتوا در آنها جائی نداشته و برخلاف دنیای پیشرفته که وبلاگ ها انقلابی را در دنیای مجازی بوجود آورده اند، حرکت در سطح در آنها بشدت به چشم می خورد.

من معتقدم که فیزیک وبلاگ از روحش جداست:

با یک مثال سعی میکنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:

اتومبیل یک وسیله غربی است. لذا ما برای ساخت آن ناچاریم از نمونه های غربی الگوبرداری کنیم و برای ساخت ابزارهای جانبی از آنها کمک بگیریم. اینها قسمت فیزیکی قضیه هستند. اما برای کاربریهایی که با ان می کنیم لزومی ندارد حتماً از غربیها الگوبرداری کنیم. این بخش مربوط به فرهنگ جامعه است که فرهنگ اتومبیل رانی را می سازد.

وبلاگ بعنوان یک تکنولوژی تحت وب از غرب آغاز شد. ما از آنها یادگرفتیم که وبلاگ چه شکل و شمایل و قالبی دارد. به چه وسیله ای می توان آنرا اداره کرد. ابزارهای جانبی آن چه چیزهایی هستند. اما اینکه در آن چه بنویسیم لزومی به الگوبرداری از غرب ندارد.

فیس بوک یک شبکه اجتماعی غربی است. ما از طریق غربی ها آنرا یافتیم و در آن عضو شدیم و با ابزارهای آن آشنایی پیدا کردیم. تمام بسترهای نرم افزاری و سخت افزاری فیس بوک را غربیها فراهم کرده اند. اما هدف اصلی فیس بوک تشکیل شبکه های اجتماعی از انسانهاست. نحوه ایجاد روابط ما و نحوه بکارگیری آن به هیچ وجه نیاز به الگوبرداری از غرب ندارد. ما با توجه به فرهنگ جامعه خودمان آنرا ناخودآگاه می سازیم.

اما نظر شما چیست؟! فکر می کنید برای وبلاگ نویسی لازم است که از غرب الگوبرداری کنیم یا نه؟
انتهای پیام/.

محمدصادق افراسیابی
بلاگ نوشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.