علل گرايش به وبلاگ نويسی در ايران

رسانه وبلاگیادداشت: وبلاگ که از آن با عنوان هسته اولیه ژورنالیسم مدرن و یا نوعی روزنامه نگاری پست مدرن نام برده می شود رسانه ای است که در آن نویسنده وسردبیر ومدیرمسئول همه یک نفر است!

نخستین وبلاگ را “دیوید واینر” ساخت که نام آن SCRIPTING NEWS بود. در ابتدای سال 1999 تنها 23 وبلاگ بر شبکه اینترنت وجود داشت اما در عرض چند ماه ، تعداد بلاگرها به میلیون ها نفر در سراسر دنیا رسید. دو یا سه سال پس از روی کار آمدن نخستین وبلاگ در دنیا، پدیده وبلاگ نویسی با وبلاگ”سلمان” وارد ایران شد.

وبلاگ سلمان توسط “سلمان جریری”،دانشجوی 22 ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در 16 شهریور1380 آغاز به کار کرد و دو ماه بعد با انتشار یک راهنما و چند قالب پیش ساخته توسط حسین درخشان (که بعدها ملقب به ابوالوبلاگ شد) این پدیده به کاربران ایرانی معرفی شد.

در اولین سالگرد انتشار این راهنما،تعداد وبلاگ های فارسی به 100 مورد رسیده بود! با راه اندازی سرویس “پرشین بلاگ”در همان سال و سرویس “بلاگ اسکای” در سال بعد،کاربران بیشتری امکان ورود به دنیای وبلاگ نویسی را یافتند.امروز با آنکه عمر اینترنت در ایران به ده سال هم نمی رسد طبق آمارهای مربوط به سال 83 بیش از 20 هزار وبلاگ فارسی در فضای اینترنت وجود دارد.

وبلاگ های فارسی موجود روی اینترنت را می توان به انواع زیر تقسیم بندی کرد:
1- خبری و تحلیلی : اعلام اخبار روز و ارائه نظرات خود پیرامون آنها
2- تجاری و تبلیغاتی: معرفی محصول و نحوه خرید و همچنین بازاریابی
3- جوک و سرگرمی: لطیفه، دانلود ترانه، گالری عکس و…
4- علمی و اموزشی: ارائه مقالات و سخنرانی های علمی
5- شخصی وخصوصی: ثبت احساسات،اشعارونیز اتفاقات زندگی روزمره

اما بیشترموارد شامل رشد وبلاگ های نوع خصوصی و شخصی است که اندیشمندان را به فکر فرو برده است. وجود ممنوعیت های سیاسی،تعطیلی و محدودسازی نشریات رسمی کشور،به خوبی علت وجودی وبلاگ های خبری را توجیه می کند.

کارکردهای سرگرمی، تجاری،علمی و آموزشی نیز در سایر رسانه های موجود، اعم ازتلویزیون، رادیو و نشریات وجود دارند و نفوذ آنها در وبلاگ را می توان امتداد همین حضور دانست.اما این استقبال ازوبلاگ های شخصی با کدام منطق سازگار است و این نوع وبلاگ ها به کدام نیاز در جامعه ایران پاسخ می دهند که این مقاله قصد پرداختن به آن را دارد.

بخش اول: چهارچوب نظری
“خود” را می توان پدیده ای متشکل از سه بخش دانست:
1- خودپنداره :تعریف هر کس از خودش.اگر فرد، “خودپنداره ثابت” نداشته باشد دچار آشفتگی و مشکل روحی میگردد.(من که هستم و چه ویژگی هایی دارم؟)
2- ارزیابی خود: تحلیل شخص درمورد خوبی و بدی خودپنداره اش.(آیا این خصوصیاتی که من دارم خوب هستند؟)
3- بیان خود: بروز و نمایش خود در عمل(من آدمی مذهبی هستم،مذهبی بودن یک ویژگی مثبت است،پس من طبق آموزه های مذهب حجاب می گیرم.)
وبلاگ های شخصی با هر سه این بخش ها قابل تحلیل است.

بخش دوم:تبیین علل استقبال از وبلاگ های شخصی
۱- بعد فردی: وبلاگ نویسی وهویت جویی
در وبلاگ های شخصی “خود” به سوژه ای تبدیل می شود که نویسنده به دنبال شناخت ان در آینه دیگران است.بنابر ادبیات مارکس وبلاگ را می توان “کالایی” در نظر می گرفت که محصول “خود” ما و شبکه “روابط” موجود مان است ولی به محض ساخته شدن،از خلال بازخوردها می تواند هم روابط اجتماعی مان را تغییردهد و هم خودمان را.

“یافتن خود” و نیز “معرفی و بیان” آن،دو فرآیند رفت و برگشتی است که به ساخته شدن هویت کمک می کند.مزیت وبلاگ در ایفای این نقش هویت یابی،شکستن قاعده “تصور ثابت و قالبی” است که می گوید:”تنها یک قسمت از مفهومی که از شی ء داریم از محسوسات بلافصل یا ذخیره ذهن ما تشکیل شده است. بقیه را تصورات ما درباره طبقه ای که شی به آن منسوب شده پر می کنند.

بنابراین مفهوم شیء،ترکیبی از صفت واقعی آن وصفتی است که به ان نسبت داده می شود. این تصورات قالبی اجتناب ناپذیر بوده واغلب در دنیای واقعی،ما را به ورطه پیش داوری ها می کشانند.

فرد از طریق وبلاگ، خودپنداره اش را ساخته و آن را مورد ارزیابی قرار می دهد.ما در وبلاگ،در آینه دیگرانی که حداقل “تصور قالبی”را از ما دارند خود را “می بینیم” و”می شناسیم”.

با توجه به شرایط فرهنگی و تاریخی ایران که :
اولا در مرز بین سنت و مدرنیته دست و پا می زند: وجود تک تک ما ایرانی ها عرصه نبرد ارزش های متضاد و خودهای متعددی است که ایجاد خوپنداره ای ثابت را برای ما را مشکل کرده و تعادل روحی مان را برهم می زند.

در لحظاتی از این زندگی،ما برای خودمان گم می شویم و یا زیر سوال می رویم.بخش هایی ازماهمواره در جامعه سانسورمی شود وگاهی شکافی بین آنچه واقعا هستیم با آنچه وانمود می کنیم هستیم می افتد و در جستجوی این خود است که متوسل به وبلاگهای شخصی با محوریت “خود” می شویم.

دوما حوزه قدرت رسمی بر تمام عرصه های زندگی شهروندان سیطره دارد و ساده ترین ابزارهای بیان خود (لباس،آرایش وظاهر…) از حوزه اختیارات فردی بیرون رانده شده، وبلاگ فضایی است که این خلا را نیز در بیان خود پر کند. بنابراین فرد از طریق وبلاگ،خود را بیان می کند.

۲- بعد اجتماعی :وبلاگ نویسان و سرمایه اجتماعی
وجود بخش لینکدانی درهروبلاگ،این امکان را به افراد می دهد که با بلاگرهایی ازجنس خود ارتباط برقرارکرده وبه مرورازطریق تبادل لینک،با افراد بیشتری ازاین دست آشنا شوند.این امر،گاه به شکل گیری شبکه ای ازبلاگرهای دوست می انجامد که می توانند زندگی واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهند.

وبلاگهایی با موضوعات سیاسی و فمنیستی بیشترین بهره برداری را از این نوع گروههای اینترنتی می کنند.این گروهها یا درعمل دست به فعالیت مشترک می زنند و یا درهمان حریم فضای مجازی، با دادن مشورتها وکمک های فکری و فنی یا همدلی وهمراهی عاطفی به حمایت از هم می پردازند.

وبلاگ “نوشی و جوجه هایش” یکی از بهترین نمونه ها برای توضیح این کارکرد وبلاگ است. ثبت روزنگار وقایع زندگی یک مادرجوان در آستانه طلاق با دو کودک خردسالش که با نام های “ناشا” و”آلوشا” معرفی شده بودند نوشی مدتی بعد مجموعه نوشته های وبلاگی خود را درقالب یک کتاب منتشرکرد ودرمصاحبه ای با بی بی سی درخصوص فلسفه وجودی نوشته های خود گفت که هدف این مطالب،آشنا شدن با دنیای پرمشقت و پراحساس مادرانه و فراموش نکردن مادرانمان است.

وبلاگ نوشی خوانندگان پایدار بسیاری داشت و روزنوشته های شخصی او یکی از مهمترین استنادات فمنیست ها در ارتباط با قانون حضانت بود. دوستان اینترنتی نوشی در تمام روزها و جلسات دادگاه،همراه او بودند و علاوه بر همدردی میلی و تلفنی،در حد توان در زمینه مسائل حقوقی و نگهداری کودکان نیز به او مشورت می دادند.حتی نوشی جهت یافتن وکیل مناسب در وبلاگ خود فراخوان داد و از همین طریق نیز روزهای پرتنش دادگاه و نیزتنهایی خود را پر می کرد.

نوشی پس از یکی ازجلسات دادگاه دیگر وبلاگ نویسی را ادامه نداد وهمان طورکه بی مقدمه امده بود بی مقدمه هم رفت،اما وبلاگ او مدلی جهت زنان و مادرانی شد که دنبال تریبونی جهت فریاد زدن دنیای خود و به اشتراک گذاشتن آن بودند.در جامعه ای که اکثریت جمعیت آن جوان است حوزه ها براساس جنسیت به شدت تفکیک شده ومحدودیت های فرهنگی بسیاری تعاملات روزانه دو جنس راتحت تاثیر قرار می دهد،ورود پدیده جدیدی به نام وبلاگ، بدون شک با استقبال مواجه می شود.

وبلاگ به عنوان یک عنصرناشناخته برای نسل سنتی قدیم،صرف نو بودن خود از بسیاری امر و نهی های اجتماعی مصون است.

نتیجه گیری:
وبلاگ ضمن آنکه امکان بیان تجربیات و دنیای خود به عنوان یک انسان مونث یا مذکر را می دهد ، ارتباطی بین دو جنس برقرارمی کند که به مراتب از سایر انواع ارتباط اینترنتی (مانند چت) عمیق تر و پایدارتراست. تحلیل و بررسی جنسیتی بخش نظرات (کامنت) وبلاگ هایی که جنسیت نویسنده آن درانها تصریح شده به خوبی گویای این مسئله است. به قول عزیزی،در گذشته برای آنکه بدانیم یکنسل چه طورمی اندیشد باید وقت و هزینه وزحمت زیادی صرف می کردیم ولی در دنیای امروز و با داشتن اینترنت و پدیده ای به نام وبلاگ،ما برای شناخت این نسل فقط باید “خواندن ” بلد باشیم!

وبلاگ یک پدیده فرهنگی مدرن است که پس ازاشاعه و ورود به ایران کارکردهای خاص خود را یافته و سعی دارد بسیاری از خلاهای اجتماعی موجود را جبران نماید. وبلاگ های شخصی،نوعی تلاش جهت هویت جویی و خودیابی ونیز دری به شبکه گسترده بلاگرهایی هستند که فارغ از محدودیت های تعاملی دنیای واقعی،جمع هایی تقریبا پایدار تشکیل داده و به فعالیت هایی می پردازند که گاه خود دنیای واقعی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

منابع و مآخذ:
1- “روان شناسی اجتماعی”، اتوکلاین برگ، جلد دوم
2- “پدیده وبلاگ نویسی در ایران” جزوه درس اصول روزنامه نگاری، استاد محمود اسعدی، سال 1383، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3- مقاله “آمدنم بهر چه بود؟” هرمز پوررستمی،پایگاه اطلاع رسانی ماهنامه شبکه
انتهای پیام/.

طاهره بخشی
وبلاگ نیوز

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.