منبع تحلیل: اینترنت یا متن جامعه؟!

رسانه وبلاگ19یادداشت: ببین آقا/خانم روشنفکر، اگه میخواین با این اطمینانهایی فعلی که به خودتون دارین، راجع به اکثریت جامعه ایران و اینکه کدوم وری ان، یا رای شون چیه، و یا دغدغه های اصلی شون چیه حرف بزنید، تنها راهش اینه که پیپ ها و لپتاپهاتون رو خاموش کنید و برین توی متن جامعه تا اینها دستتون بیاد.

ببینید اصلا بحث من اینهایی که خارج از کشور هستند نیست. اینها تنها منبعشون اینترنت و دوستان انتخابی شون در اینترنت هست، طبیعیه که گاها چیزهایی بنویسن که از نظر ما داخلی ها ماورایی محسوب بشه. من الان بحثم روی تحلیلگران داخلی مون هست که ظاهرا کوچه و بازار، حاشیه شهرها، و شهرستان ها و اصلا اطرافشون رو نادیده میگیرن. ظاهرا همونطوری که روی اینترنت، وبلاگها و اکانتهای ارزشی ها (صفتی که خودشون اطلاق میکنن) رو نادیده میگیرن یا اصلا بلاک میکنن، تو دنیای واقعی هم اینها رو نمی بینند. یا بین دوستانشون راه نمیدن.

* بارها تصمیم گرفتم نسبت به این متنهایی که توی وبلاگهای به اصطلاح نخبه ها و روشنفکرهای سیاسی نوشته میشه واکنش نشون ندم، برای اینکه دلیلش واضحه. یا واقعا نویسنده به چیزهایی که میگه اعتقاد داره و یا اینکه نه چون میدونه مخاطبینش کیان و کیا وبلاگش رو می پسندن و میخونن و لینک می کنن، اینطوری مینویسه که من ترجیح میدم به خودم دلداری بدم و فکر کنم گزینه دومه. چون اگه اولی باشه باید تاسف خورد به اوضاع غیر قابل تغییر روشنفکران ایرانی. یعنی قبل از تغییر مردم عادی، باید ذهنیت اینها رو عوض کرد که اینقدر اینترنتی و مخصوصا بالاترینی فکر نکنن!

* هربار که نزدیک انتخابات میشه، پستها و لینکهای اینها پره از تحلیلهایی که آدم فکر میکنه دیگه الان ۸۰ درصد مردم ایران وارد اردوگاه اصلاح طلبان شدن!! بعدش انتخابات که تموم میشه و نتایج معلوم میشه، تازه اینها یادشون میاد که باید تعجب کنن، تعجبها و تحلیلهای مربوطه که تموم میشه، دوباره شروع میکنن به یکسری تحلیل ناامیدانه و چند وقت که از انتخابات میگذره و مظلوم نمائی های مرتبط تموم میشه، دوباره یادشون میره و اینترنت و سایتهای دلبخواهشون میشه منبع تحلیلهایی که ما هم ناچاریم بخونیم چون حتی اگه مشترک فیدشون نباشیم، بعضی دوستان توی گوگل ریدر شر میکنن و میذارن جلوی چشمت.

* من نمی فهمم اینها کی میخوان جامعه سنتی، محافظه کار و دیندار ایرانی رو بشناسن و توی تحلیلهاشون دغدغه ها و نوع افکار اینها رو لحاظ کنن؟ اصلا به نظر شما چند درصد جامعه ایرانی اصولگرایانه فکر میکنن؟ چند درصد در صدد اصلاحن؟ (بگذریم از اینکه آیا تعاریف اینها رو میدونن یا نه؟) به فرض که انتخابات فعلی رو نادیده بگیریم و فرض کنیم اصلا رخ نداده، اصلاح طلبان توی چند انتخابات متوالی قبلی شکست خوردن؟! (من به شخصه ۳-۴ تاش رو یادم میاد!) اصلا این جمعیت نخبه ای که ازش حرف زده میشه چقدره؟! تو ایران بین ۲-۵ تا ۳ میلیون دانشجو داریم. در اینصورت جامعه اساتید و دانشگاهیان و خانواده های مرتبط، کلهم اجمعین نباید از ۵ میلیون متجاوز بشه!

از طرفی میانگین ضریب نفوذ اینترنت در ایران بر اساس شاخص های جهانی، کمتر از نیم درصد هستش! که تازه این آمار شامل کل کاربران اینترنت میشه. در حالیکه این ضریب صرفا باید دسترسی به اینترنت پرسرعت رو لحاظ کنه که مطمئنا اگه این لحاظ بشه، این آمار به شدت افت میکنه. چون در ایران از هر ۱۰۰۰ نفر، یک نفرشون به ADSL دسترسی داره. بدون شک حجم زیادی از این کاربران هم همون دانشجوها و اساتید هستن. نمیدونم رنج سنی بقیه کاربران چیه؟! از اینها بگذریم تازه باید فرض کنیم همه این کاربران میان روی اینترنت که فعالیت مفید سیاسی یا علمی انجام بدن!!

* بازم قربان پیش بینی خودم برم که چند ماه قبل از انتخابات نوشته بودم:
با روند فعلی (و اگه تغییر نکنه) حدس بنده اینه که نتیجه انتخابات باز چیزی خواهد بود که اصلاح طلبان بیان تو وبلاگهاشون یا تقلب در انتخابات رو مطرح کنن یا مردم بیچاره رو پوپولیست بنامند(!)
و البته این پست هم که هیچکس نفهمید منظورم چیه!

انتهای پیام/.

وبلاگ زهرا اچ.بی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.