اسفندیار ِ وبلاگ‌ها!

سخنان چند روز پیش اسفندیار رحیم مشایی، باعث شده است که مسئول دفتر رئیس جمهوری در صدر اخبار سایت‌های خبری و به دنبال آن در صدر عناوین مطالب منتشر شده در وبلاگ‌ها قرار بگیرد. مطالبی که گاه بوی حمایت به خود می گیرد و گاه بوی نقد و گاه اعتراض.

گفتن این جمله از زبان رئیس دفتر رئیس جمهوری که “از مكتب اسلام دريافت‌هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم” آغاز همه ماجرا بود. بازتاب ها و واکنش‌های مقامات کشوری و رسانه‌های خبری باعث شد مشایی دوباره به پای میز رسانه‌ها بیاید و بگوید که منظورم از این جمله این چیزی که شما می‌گویید نبود.

اما وبلاگ‌ها خیلی زودتر از سایت‌های خبری نسبت به این موضوع، موضع گرفتند. برخی انتقاد به مشایی را وسیله‌ای برای حمله به احمدی‌نژاد قلمداد کردند.

وبلاگ «راه57» در این‌باره می‌نویسد:

برخورد با مشایی خوب است، به شرطی که سابقه افراد نشان دهد که آن ها واقعا نگران اسلام و ایران هستند! نه اینکه چون این بار مشایی از نزدیکان رئیس جمهور است، به اسم اسلام و ایران به او حمله کنند!

با این حال همه با این نظر موافق نبودند و برخی از وبلاگ‌نویسان هم سخنان این شخصیت را به نقد کشیدند.

وبلاگ «خبرنگار اصولگرا» نقدی مفصل را به اظهارات اخیر مشایی وارد می‌کند و در مقدمه این نقد این طور می نویسد:

متأسفانه سخنان آقای مشائی همیشه دارای نکات مبهم و گاه شبهه‌ناکی بوده است که اسباب را برای دغدغه و نگرانی خودی‌های دلسوز به دین، مملکت، ملت و نظام و بهانه را برای مانور و ضد تبلیغ غیر خودی فراهم نموده است و زمینه را نیز برای گستردگی شایعات متعدد که ممکن است صحتی هم نداشته باشند، فراهم نموده است! که البته اینها همه مبین ضعف در موضوع‌شناسی، زمان شناسی، موقعیت‌شناسی و مخاطب‌شناسی یک مبلغ است.

وبلاگ «روایتی دیگر» موضوع را کمی جدی‌تر از این‌ها می‌بیند و در پایان نوشته خود چندین آرزو می‌کند:

امیدوارم که مشایی از این مسیر برگردد و تا دیر نشده مسیر خود را اصلاح کند و بیش از آن امیدوارم تا دکتر بیش از این به مشایی اعتماد نکند، واقعیتها را بدون تصور و ذهنیت قبلی که از افراد مختلف برای وی درست کرده اند شنوا بوده و خود را بیش از این برای مشایی هزینه نکند.

وبلاگ «ارمینه» هم در این‌باره اظهار نظر کرده و خطاب به احمدی نژاد کلماتی را ثبت می‌کند:

آقای رئیس دولت، شما با رای امثال ما و با نظر ویژه ولایت آنجا نشسته اید و نه با سرانگشت تدبیر آنجناب که جز هزینه برای شما، دولت شما و ما هیچ نداشته است. در مورد خودتان مختارید اما دولت فخیمه و رای دهندگان مشتاق را حق ندارید قربانی یک نفر کنید! گرچه از قدیم گفته اند نرود میخ آهنین در سنگ!

اما بعضی هم مانند «شاهراه عدالت» موضوع را بسیار بحرانی تلقی می‌کنند. مصطفی بخشی، نویسنده این وبلاگ در نوشته مرتبط خود، مشایی را در خوشبینانه‌ترین حالت، شخصی مانند “سروش” می داند:

در خوشبينانه ترين حالت  مي توان اراجيف اين شخص مغرض را در رديف كفرگويي امثال “سروش” درباره وحياني نبودن قرآن و … دانست. البته مرد همه چيز دان و هيچي ندان دولت مكتبي هجويات ديگري نيز در همايش ايرانيان مقيم خارج گفته است كه تامل در همين دو مورد فوق مي تواند به عمق فاجعه و خطري كه دولت و شخص رئيس جمهور را تهديد مي كند پي برد.

با این حال به نظر می‌رسد همانند گذشته باید به سکوت‌های شخص رئیس محترم جمهوری نسبت به این موضوع و واکنش وبلاگ‌نویسان به عنوان قشر فعال جامعه عادت کنیم.
انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.