وبلاگ‌ها و حوزه عمومی

يورگن هابرماس فيلسوف معاصر آلماني اصطلاح «حوزه عمومي» را در ارتباط با جامعه مدني بورژوايي به كار مي‌گيرد. به اعتقاد او در وضعيت كلامي آرماني افراد جامعه مي‌توانند در شرايطي برابر و بدون اعمال فشار قدرت دولتي به گفت‌وگو و تبادل‌نظر در حوزه عمومي بپردازند. هر كس بالقوه حق و قدرت شركت در اين فضا را دارد و باز به گونه‌اي آرماني، كسي را امتيازي نسبت به ديگران در اين فضا نيست.

چنين موقعيتي كه نقش دولتمردان يا عناصر سرمايه‌دار و بانفوذ را هم‌ارزش نقش شهروندان عادي مي‌كند، تنها به همان شكاف نهادهاي سياسي و جامعه مدني استوار است.

در تعريف هابرماس از حوزه عمومي، مهم‌ترين نقش بر عهده روزنامه‌ها و نشريات است، هر چند در كنار رسانه‌ها، هابرماس در بحثي كوتاه اما دقيق از نهادهايي چون انجمن‌هاي فرهنگي، باشگاه‌هاي تفريحي و اتحاديه‌هايي كه بر اساس دفاع از حقوق صنفي ايجاد مي‌شوند، به عنوان عواملي ياد مي‌كند كه در پيدايش و گسترش حوزه عمومي نقشي موثر و مهم بر عهده دارند. اگر بخواهيم از منظر هابرماس يگانه محور مشترك اين نهادها را در نسبت با تاثيري كه بر حوزه عمومي مي‌گذارند، مشخص كنيم، آن محور دفاع از آزادي بيان است.

كشف و تبيين نسبتي كه وبلاگ‌ها با حوزه عمومي برقرار مي‌كنند، از آن جهت حائز اهميت است كه روزنامه‌ها، نشريات و نيز نهادهاي صنفي، فرهنگي و اجتماعي كه شكل‌دهنده حوزه عمومي بودند، طي چند دهه اخير بيش از پيش در اكثر جوامع صنعتي تحت نفوذ و تاثير دولت‌ها و شركت‌هاي چندمليتي، ويژگي خاص خود را به عنوان نهادهايي مستقل ميان دولت و جامعه مدني از دست داده‌اند.

در عوض اينترنت و پديده‌هايي منتج از آن از جمله وبلاگ‌ها، اين امكان را يافته‌اند كه در عرصه‌اي مستقل از نهادهاي قدرت و ثروت، فضايي براي گفت‌وگوي آزادانه در مورد مسائل همگاني ايجاد كنند. همين امكان موجب شده بسياري از انديشمندان، هنرمندان و فعالان سياسي مستقل، در كنار صدها هزار كاربر عادي براي طرح ايده‌ها و نظرات خود به بهره‌گيري از وبلاگ روي بياورند.

وبلاگ‌ها به عنوان نهادي براي ساختن حوزه عمومي واجد ويژگي و كاركردهايي هستند كه آن را از ساير نهادهاي اين حوزه مجزا مي‌كند. سهولت ايجاد وبلاگ، عدم نياز به پشتيباني فني و استقلال آن از زمان و مكان در مقابل محدوديت‌هايي كه تاسيس يك روزنامه يا انجمن و باشگاه با خود دارد، برخورد و كنترل آن را از سوي حكومت‌ها دشوار و گاه غيرممكن مي‌كند.
انتهای پیام/.

محمود سلطان‌آبادی، روزنامه شرق

*توضیح: این یادداشت، نظر یک وبلاگ‌نویس است. در صورتی که نظری غیر از این دارید و یا می‌خواهید درباره این موضوع اظهار نظر کنید، حرف‌های‌تان را از این‌جا ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.