فیس‌بوک در ایران به اشتباه با «88» گره خورده است

به گزارش «وبلاگ نیوز» دو ماهنامه «اندیشه پویا» در تازه‌ترین شماره خود به گفت‌وگویی تفصیلی با حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری در امور فرهنگی و نویسنده وبلاگ فرهنگ و ارتباطات پرداخته است که بخش‌های مرتبطی از آن در ادامه می‌آید.

سؤال‌های انتخاباتی

روز ثبت نام کاندیداها یک سناریوی سه پرده ای در وبلاگ خود نوشتید که آخرین پرده اش این بود: «او ثبت نام می کند. شورای نگهبان صلاحیت او را احراز نمی کند. او کنار گذاشته می شود. دیگری هم کنار می رود/گذاشته می شود. انتخابات به اندازۀ کافی گرم نمی شود. حضرات هاشمی/ناطق/روحانی/رضایی/قالیباف/مصباح/خاتمی از صحنۀ سیاست ایرانی محو می شوند…» درنهایت شورای نگهبان صلاحیت آقای هاشمی را احراز نکرد اما دیدیم که فضای انتخابات گرم شد. تحلیل تان اشتباه از کار درآمد؟

دو مسئله را باید از هم تفکیک کرد. اول چیزهایی که نوشته می شود و دوم چیزهایی که خوانده می شود. مخاطب وبلاگ من لزوماً شما نیستید. برای من مهم خوانده شدن است و نه فقط نوشتن. مهم این است کسانی که این متن ها را می خوانند با آن چه می کنند. ممکن است برخی از خواننده ها از این نوشته ها متوجه شوند که سناریوی خطرناکی در جریان است و باید مراقب باشند که اتفاق نیفتد. لذا من نتیجه ای را که می خواستم از آن نوشته و برخی نوشته های دیگر گرفته ام.

شما به ما می گویید که مخاطب وبلاگ تان نیستیم و مخاطب دیگری دارید. مخاطب وبلاگ تان را چه کسانی تعریف کردید؟

مخاطب وبلاگ را من تعیین نمی کنم بلکه مخاطب خودش وبلاگ را انتخاب می کند. منظورم این است که فقط شما مخاطب وبلاگ من نیستید. ممکن است کسی متنی را بخواند و بگوید انگار این نوشته فقط دارد با من حرف می زند. وقتی آقای لاریجانی از شورای امنیت کنار رفتند، متنی در وبلاگ نوشتم که آن متن سه ـ چهار مخاطب بیش تر نداشت. از دو نفر از آن سه ـ چهار نفری که فکر می کردم مخاطب متن هستند، فیدبک های جدی هم گرفتم.

یا متنی که بعد از کناررفتن آقای حداد عادل به نفع آقای قالیباف در جریان همین انتخابات اخیر نوشتید؟ به نظر می رسد مخاطب تان فقط آقای حداد عادل بود.

بله! آن متن یک مخاطب بیش تر نداشت و آن هم آقای دکتر حداد عادل بود.

پس معتقدید که از هنگام ثبت نام کاندیداها تصور می کردید فضا به سمتی پیش می رود که آقای روحانی می تواند آرای مردم را جذب کند؟

من اگر مطمئن نبودم که ایشان رأی می آورد در تیم مشاورۀ ایشان شرکت نمی کردم.

متنی در وبلاگ خود نوشتید با عنوان «خطابه ای که خوانده نشد». همان خطابه ای بود که پیشنهاد داده بودید آقای روحانی در هنگام ثبت نام بخوانند و آنجا خوانده نشد؟

آن خطابه خوانده شد منتهی به تدریج خوانده شد. ضمناً نگفتم که این متن را من نوشته ام. فقط نوشتم خطابه ای است که خوانده نشده. این خطابه در تحلیف و تنفیذ و جاهای دیگر خوانده شد.

قفل‌های چند کلیده!

شما بارها دربارۀ سانسور موضع گرفته و با آن مخالفت کرده اید. آن چنان که برخی حتی ایدۀ حذف سانسور در وزارت ارشاد را به شما نسبت دادند. اکنون هم بحث فیلترینگ اینترنت بحث روز است. آیا در برداشتن فیلترینگ دولت به تنهایی مؤثر است یا نهادهای دیگری هم وجود دارد؟

این هم از همان قفل هایی است که به چند کلید نیاز دارد. دولت ابتدا می خواهد نهاد مسئول را مشخص کند. در مورد شورای عالی فضای مجازی اولین اقدام این بود که دبیر شورا فرد متخصص و جاافتاده ای انتخاب شود. آقای مهندس انتظاری که از قدیمی ترین افراد فعال در حوزۀ فناوری ارتباطات است، به عنوان دبیر شورا انتخاب شد.

وقتی ایشان حرف می زند دیگران راحت دور ایشان جمع می شوند و فضا آرام می شود و وقتی فضا آرام بشود فرصت فکرکردن مهیا می شود. درباره فیس بوک عمده کسانی که می گویند باید فیلتر باشد همان کسانی هستند که بلد نیستند یک اس. ام. اس. بزنند. بحث مهم درباره فیس بوک نقش آن در رویدادهای 88 است.

فیس بوک در ایران به اشتباه با 88 گره خورده است. زیرنظر من پایان نامه در این باره دفاع شده. با دستگیرشدگان و دستگیرکنندگان مصاحبه شده. نهایتاً هم مشخص شده که فیس بوک در 88 نقش بسیار فرعی داشته است. به این دلیل که اینترنت قطع بود. از دو روز قبل انتخابات تا یک هفته بعد از انتخابات اینترنت قطع بود. بعد کمی باز شد و خیلی زود دوباره سفت تر بسته شد. فیس بوک برای این مهم شد که توانست برای امریکایی ها جا بیندازد که نقش مؤثری در ایران داشته است. ما نباید در دام این بازی بیفتیم.

شما به عنوان مشاور فرهنگی دولت بفرمایید که اصلاً منطقی است فیس بوک در ایران فیلتر باشد اما وزرای دولت فیس بوک داشته باشند؟

شخصاً مخالف این تعارض هستم.

اما درنهایت مخالف فیلترینگ فیس بوک و رسانه های جمعی از این دست هستید؟

اصلاً مگر فیس بوک در ایران فیلتر است؟ اگر فیلتر است پس معنای فیلتر چیست؟ این که همه دارند از فیس بوک استفاده می کنند که توهین به فیلترینگ است. ما آش نخورده و دهن سوخته ایم. از نظر من فیلتر یک معنا بیش تر ندارد؛ فیلتر یعنی نظارت. شما باید بدانید که وقتی داخل فیس بوک می شوید سه نفر شما را می بینند؛ صاحب فیس بوک، دوست شما و کسی که خط ارتباطی شما را تا فیس بوک فراهم کرده است. درواقع سیستم فیلترینگ ما فقط دولت را از این که شما را ببیند محروم می کند.

فیلترینگ در ایران چقدر مسئلۀ فرهنگی است و چقدر تجارت اقتصادی؟

این تجارت به نسبت بسیاری تجارت ها عددی نیست. فیلتر مسئله جدی ای است. شما برای دورزدن فیلتر از فری گیت استفاده می کنید. مطمئن باشید فری گیت کامپیوتر شما را بسیار آسیب پذیر می کند. چه کسی از این آسیب می تواند استفاده کند؟ فقط امریکا. تمام حرف من این است که وقتی فیلتر می کنید باید بتوانید باز هم سوار ماجرا بشوید.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.