آمریکا هم فضای مجازی دانش‌آموزی را فیلتر می‌کند

به گزارش «وبلاگ‌نیوز» و به نقل از مهر، «فضای مجازی برای دانش آموزان خطرناک تر از اعتیاد است.» این هشداری بود که چندی پیش مدیر کل تربیتی و مشاوره معاونت پرورشی آموزش و پرورش اعلام کرد. هشداری که بارها و بارها کارشناسان تربیتی و آموزشی بر آن تاکید داشته و معتقدند که خطر کنونی فضای مجازی یا اینترنت از خطراتی که در بیرون از خانه فرزندان ما را تهدید می کند بیشتر است. برای پیشگیری از این خطرات بود که طرح راه اندازی شبکه های اجتماعی ویژه دانش آموزان در معاونت پرورشی مطرح شد، اما باز هم کارشناسان معتقدند که برای راه اندازی چنین شبکه ای باید محتوای آن از سوی مسوولان آموزش و پرورش تدوین شود و از سوی دیگر فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی در سطحی گسترده به دانش اموزان و والدین آموزش داده شود.

به همین بهانه با محی الدین بهرام محمدیان معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش گفتگویی را درباره ضرورت های راه اندازی شبکه های اجتماعی و محتوای این شبکه ها انجام داده ایم که در ادامه می خوانید:

نقش رسانه های نوین، مانند ماهواره ها، اینترنت، شبکه های اجتماعی، تلفن های همراه هوشمند و … را در فرایند تربیت اسلامی دانش آموزان، فرصت تلقی می کنید یا تهدید؟
با توجه به تصوری که از محیط دارم می گویم که فضای مجازی تنها یک وسیله و یک واسطه نیست، بلکه آن را باید به تعریف هوشمندی اضافه کنیم و آنرا هوشمند بدانیم. به نوعی، تغییر پارادایمی ایجاد شده که تربیت در محیط دانشی اتفاق می افتد. یعنی بسترهای آن دانشی است که این بستر دانشی می تواند نظریه را بارور کند. لذا به اعتقاد من نسبت به تربیت اسلامی و فضای مجازی باید بیشتر از زاویه فرصت نگاه کرد تا تهدید. اما آنچه که این روزها  به عنوان چالش مطرح است تاکید بر  توانمندی هاست که آیا توانمندی لازم را برای حضور در این فضا کسب کرده ایم یا نه؟! به زعم من  خود بستر فضای مجازی تهدید نیست، بلکه فرصت است. استفاده کنندگان اگر انسان های قوی ای باشند که با سرعت و دقت و صحّت عمل کنند، زود به مقصد می رسند و اگر نسبت به رقبای خود ناآشنا باشند و مسیر را تعیین نکنند خود دچار شکل می شوند.

بنابراین شما فضای مجازی را نوعی فرصت تلقی کردید، شما در سیاستگذاری آموزشی آیا این فرصت ها را لحاظ کرده اید؟

سند تحول آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی یکی از ویژگی هایش این است که محیط های یادگیری و یاددهی را متنوع دیده است.  یعنی بر خلاف روش سنتی و نگاه سنتی محیط یادگیری و یاددهی را تنها کلاس درس نمی داند. هم فضاهای متنوع درون مدرسه ای و برون مدرسه ای مانند کتابخانه، بازار، موزه، پارک و … را  برای تعلیم و تربیت  لحاظ کرده و هم  محیط مجازی را محیط یاددهی و یادگیری تربیتی دیده اند. لذا این مطلب در سند به رسمیت شناخته شده است که یکی از محیط های یادگیری و یاددهی ما فضای مجازی باشد. پس این نگاه مثبت به سند تسرّی پیدا کرده و ما آن را به رسمیت شناخته ایم.

نقش آموزش و ترویج سواد رسانه ای را در بهره مندی صحیح دانش آموزان از رسانه ها و فضای مجازی، چگونه ارزیابی می کنید؟

من فکر می کنم که استقبال ما همواره از رسانه های جدید خوب است اما فرهنگ آن و نحوه کاربرد مفید را دیرتر می آموزیم. در مورد رسانه های نوین و فناوری ها نکته ظریفی وجود دارد، این که قدرت دریافت خردسالان و جذابیت آنها برایشان بیشتر از بزرگسالان است، به عنوان مثال  بچه های کوچک اگر تلفن همراه  داشته باشند حتما کارکرد با وایبر را هم می دانند. در حال حاضر تمام دانش اموازن دبیرستانی نحوه استفاده از فیلترشکن را می دانند و حتی برخی نیز هکر هستند. این امر وجود دارد و نمی توانیم انکار کنیم.

در چنین شرایطی که شما توصیفش کردید، در فضای آموزشی چه باید کرد که دانش اموزان را از خطرات و تهدیدهای استفاده از فضای مجازی حفظ کرد؟
اولا باید والدین را نسبت به این معنا آشنا کرد. من پیامبر جمله ای دارد: “اطلبو العلم من المهد ال الحد”، ز گهواره تا گور دانش بجوی. که اگر ما به این امر التزام داشته باشیم، همیشه نسل های بعدی هم دنباله رو ما خواهند بود، چرا که وقتی فارغ التحصیل می شویم فکر میکنیم که بارمان روی زمین گذاشته ایم و لذا دیگران از ما پیشی می گیرند و این، دیگران بچه های ما هستند. امروزه دنیا دنیای تراکم یا انفجار اطلاعات است که شاید به دانش تبدیل نشود؛ چرا که در دانش آرامش است و در  اطلاعات نوعی اضطراب.

پس اول باید والدین را آشنا کرد.گاهی اوقات بچه ها وارد عرصه هایی می شوند که پدر و مادر ها نمی دانند چه خبر است. اگر پدیده های نو وفناوریهای نو را خودمان یاد بچه ها دهیم، تولید محتوا کنیم و شبکه های اجتماعی داخلی ایجاد کنیم، یقینا دانش آموزان در شبکه های اجتماعی خارجی نمی روند، که بعدا بگویند چرا فیلتر شد؟!

مشکل دیگران است که حتی بسیاری از معلمان آشنا با این فضاها و یا برنامه های تلفن همراه نیستند.

-در نظام تعلیم وتربیت اسلامی ما نیازمند برگشت به اصول هستیم یعنی معلم باید اطلبو العم من المهد الی اللحد باشد یعنی معلم باید آموزش مداوم داشته باشد. تداوم آموزش معلمان، تداوم آموزش های حرفه ای برای معلمان یک اصل است. معلمی این نیست که کسی برود دوسال تربیت معلم یا چهار سال برود دانشگا فرهنگیان درس بخواند بعد بیست سال بی خیال یاد گرفتن باشد!

معلم باید هر روز درس بخواند هر روز آموزش ببینید، هر روز مطالعه کند و دستگاه تعلیم وتربیت این کار را تسهیل کند به اعتقاد من آموزش معلمان برای آموزش وپرروش از نان شب هم واجب تر است!هر گونه تخصیص اعتبار برای این کار سرمایه گذاری است نه هزینه. معلم باید آموزش ببیند باید حرفه ای آموزش ببیند. اگر می خواهیم نظام تعلیم وتربیت را استوار کنیم، اگر می خواهیم آموزش وپرورش را استوار کنیم، سند تحول بنیادین محقق بشود، باید معلم ها با پدیده های نو مثل اینترنت، فضای مجازی، فناوری های جدید مثل نانو، بایو آشنا شود. مرز دانش بسته نیست و باید این دانش های جدید به دانش آموزان ما منتقل شود. بواسطه چه کسی این انتقال صورت می گیرد؟ بواسطه معلم، پس معلم باید دانش های جدید را آموزش ببیند. به همین دلیل است که ما به دوستان خود در مجلات رشد توصیه می کنیم که کاری کنید که معلمها بدانند، در دانشهای نو و و اطلاعات جدید در حوزه های مختلف آگاهی پیدا کنند. در حوزه فناوری معلمان را آموزش دهیم و نترسیم و نهراسیم که بچه هایمان را با پدیده های نو آشنا کنیم. زیرا امام صادق علیه السلام فرموده است. خودتان بچه هایتان را با پدیده های نو آشنا کنید قبل از ان که منحرفان برشما پیشی بگیرند .اگر ما پدیده های جدید را، فناوری های جدید را، دستاوردهای جدید علمی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی را با گزینش خودمان با صلاحدید خودمان آشنا نکنیم دیگران این کاررا با چاشنی هایی که معلوم نیست چه چیزهایی است انجام خواهند داد .

با توجه به تاکید سند تحول آموزش و پرورش و برنامه  درسی ملی، آیا در تدوین کتاب های درسی نیز به موضوع فناوری های نوین و خطرات و تهدیدهایی که ممکن است فضای مجازی برای دانش اموزان داشته باشد، توجه شده است؟

در حال حاضر که  از سواد بصری و رسانه ای حرف می زنیم باید این امر اتفاق بیفتد. الان یکی از درس هایی که در دوره متوسطه به آن فکر می کنیم، درس تحلیل رسانه است و ابعاد مختلفی دارد که یکی از آنها می تواند سواد رسانه ای برای معلم و دانش اموز باشد.  البته در حال حاضر نظام آموزشی ما تولید محتوای الکترونیک دارد. شبکه ای به نام رشد داریم که به صورت آنلاین مطلب تولید می کند. بصورت آنلاین خدمت رسانی می کند. اعتقاد من به این است که در سازمان پژوهش در سال های اخیر با یک نوع هوشمندی بحث هوشمندسازی تعقیب شد و ایرادی هم وارد است که هوشمند سازی را از مجرای اصلی آن خارج کرده اند. من از آن روزی که بحث هوشمندسازی از سازمان پژوهش به مرکز دیگری واگذار شده احساس نگرانی کردم و الان هم نگران هستم، معتقدم محتوای آموزشی تربیتی باید یک مرکز واحد داشته باشند همانگونه که محتواهای مکتوب در یک سازمان تولید می شود، محتواهای الکترونیکی نیز باید در یک مرکز و با مصالح دانش آموزان سنجیده شود با برنامه درسی ملی و سند تحول همخوانی داشته باشد و دانش آموزان ما در مدارس هوشمند، هوشمندانه وارد شوند.

مدیریت و نظارت بر فضای مجازی و سایبری را چگونه ارزیابی می کنید و تا چه حد مفید می دانید؟ آیا موافق با مسدود سازی و فیلترینگ رسانه های نوین بوده و آن را در فرایند تربیت اسلامی موثر می دانید؟

در مورد فیلترینگ، من حکم قانون را همیشه محترم می دانم. هر چیزی که قانون شد باید به آن احترام گذاشت، چون قانون بد بهتر از بی قانونی است و هیچ کس هم نباید در هر موقعیت و مکانی خود را بالاتر از آن بداند و بخواهد آن را دور بزند. در فضای مجازی هم هیچ کشوری نیست که در مورد آن چارچوب نداشته باشد، حتی در آزادترین کشورها می بینیم که آن ها هم چارچوب هایی دارند. در آمریکا نیز سیاست هر ایالت نسبت به ایالت دیگر متفاوت است. ما هم در کشور خود نیازمند این هستیم که مصالح ملی و فکری و اعتقادی خود را بهتر بدانیم. باید بدانیم که لوازم فکری از لوازم مدرسه ای مهمتر است، در حوزه فرهنگ نیز همین است. ما دولت را انتخاب می کنیم، دولت یعنی تعیین کننده مصالح عمومی؛ از یک طرف باید مصالح عمومی تامین شود و قانون نیز از جانب دیگر مراعات شود. این قانون به ما می گوید که این کار را انجام دهیم و خود را ملزم به آن کنیم. شاید افراد حکومتی ما نظر و سلیقه خود را داشته باشند، اما این نظرات و سلایق باید در پارلمان جواب گیرد. عقل جمعی و خرد جمعی این است، اگر هر کسی حرف خود را بزند که نمی شود. پارلمان را برای این گذاشتند که اگر مسئولین مصلحتی را دیدند متکی به آرای نمایندگان مردم بگویند که این کار بشود یا نشود. شورای نگهبان نیز سیستم کنترل کننده پارلمان است تا هیچ چیز با اصل قانون اساسی و شرعی و دینی مغایرت  نداشته باشد. لذا من با فیلترینگ به معنای عام مخالفم، اما به معنای خاص اش شدیدا به آن پایبندم.

نقش حوزه های علمیه را در زمینه تولید محتوا و بهره مندی صحیح دانش آموزان از رسانه های نوین و فضای مجازی چگونه ارزیابی می کنید ؟

من در سالهای اخیر حوزویان را خیلی جدی تر از بقیه در زمینه فرهنگ و ارشاد دیده ام. یعنی آنچه که به عنوان تولید محتوا حوزویان در حوزه دانش و معارف اسلامی انجام داده اند، بسیار زیاد است و حتی در زمینه نرم افزارها و بازی ها، حوزویان بسیار خوب فعالیت کرده اند، اما  آنچه که ما از وزارت ارشاد دیده ایم در قالب فیلم هایی است که ازسیستم آنالوگ به دیجیتال یا دی وی دی ارائه می شود.

انتهای پیام/.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.