راز همه‌گیری چالش‌های ایرانی

مجازیست-طی روزهای اخیر چالشی در فضای مجازی تحت عنوان «حمایت زنان از زنان» راه‌ افتاده است که در آن زنان تصاویر سیاه و سفید خود را منتشر می‌کنند و در این چالش، هر کاربر عکسی سیاه و سفید از خود را به اشتراک می‌گذارد و دست کم یک زن دیگر را به شرکت در آن دعوت می‌کند.

اخیرا قتل «پینار گولتکین»، دختر دانشجوی ۲۷ ساله اهل موغلای ترکیه به دست یک پسر، جامعه ترکیه را تکان داد و به اعتراضات خیابانی و واکنش‌ در شبکه‌های اجتماعی انجامید. در روزهای گذشته در فضای مجازی تحت تاثیر این حادثه چالشی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان شکل گرفته است که واکنش‌های مختلفی داشته و به کشورهای اروپایی نیز رسیده است و در آن هشتگ challengeaccepted# یا به عبارتی «‌#چالش پذیرفته شد» دنبال می‌شود که با طیف وسیعی از زنان روبرو هستیم که عکس‌های سیاه و سفید خود را با هدف شرکت در کارزار «‌حمایت زنان از زنان» به اشتراک گذاشته‌اند. همزمان با واکنش‌ها به این اتفاق در فضای مجازی، این چالش به ایران رسیده و چند روزی است که فضای مجازی به شکل سیاه و سفید شده است. البته این اولین چالشی نیست که در راستای خشونت علیه زنان فراگیر می‌شود و قبل‌تر نیز چالش‌های از این دست ترویج یافته و خیلی زود به فراموشی سپرده شده است.

کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌شناسی ایران و رئیس کمیسیون اجتماعی و محیط زیست شورای اسلامی شهر اصفهان درباره آسیب‌شناسی چالش انتشار تصاویر سیاه و سفید از زنان در فضای مجازی:

  • موضوعی که در این زمینه مشخص است الگوهای ارزشی در جامعه ماست که به نوعی تحت تاثیر یکسری از عوامل و معضلات اجتماعی قرار گرفته است. امروز سرمایه اجتماعی جامعه ما در خیلی از مناطق و به عبارتی در کل کشور شکل خوبی ندارد و افت کرده است. در واقع یکسری از پارامترهای اجتماعی از جمله مسئولیت اجتماعی در جوامع مختلف با الگوپردازی مبتنی بر زنجیره ارزشی هر جامعه ترویج و تقویت می‌شود و به نوعی افراد نقش خود را در قالب مسئولیت‌های اجتماعی نشان می‌دهند.
  • با توجه به حادثه‌ای که اخیرا برای دختری که در کشور ترکیه از سوی دوستش به قتل رسیده و زمینه‌ساز انتشار تصاویر سیاه و سفید در اینستاگرام شده است، می توان گفت، امروز در کشور ترکیه که فرهنگی متفاوت با کشور ما دارد و برگرفته از الگوی غربی است و با توجه به اینکه در آستانه ورود به اتحادیه اروپا است تلاش می‌کند تا فرهنگ خود را به آمریکا و بلوک غرب نزدیک کند. بنابراین ممکن است این چالش برای کشور ترکیه و کشورهای غربی یک ارزش محسوب شود و با این چالش سعی داشته باشند تا از یک حرکت ناپسند و ناهنجار در جامعه مقابله کنند و از افرادی که به آنها ظلم شده حمایت کنند اما وقتی این چالش به کشور ما می‌آید نشان می‌دهد که دست ما از الگوهای ارزشی جامعه خالی است.
  • بهتر است به این چالش به عنوان رفتاری نامتجانس با فرهنگ و پارامترهای اجتماعی جامعه ایران نگاه شود چراکه کشور ما معضلات زیادی در موضوع حاشیه‌نشینی، کودک کار، فقر و سایر آسیب‌های اجتماعی دارد اما چرا مسئولیت اجتماعی را با الگوهای نامتجانس گره می‌زنیم که این امر نشان می‌دهد ساختارها، ارتباطات و تعامل با فضای جامعه و ساختار اصلی اجتماعی و زنجیره ارزش جامعه دچار انحراف شده است و قطعا این شکل از الگوپذیری برای یک کشور غربی می‌تواند نشان دهنده بخشی از تلاش افراد و ایفای نقش در راستای مسئولیت اجتماعی آنها باشد اما در کشور ما چنین چیزی وجود ندارد و این چالش نمی‌تواند مسئولیت اجتماعی ما را نشان دهد چون در کشور مسایل خاص خود را داریم و معضلات اجتماعی و گرفتاری‌های انسانی مختص به فرهنگ جامعه ما است و نیاز داریم که مسایل را مبتنی بر ارزش‌ها و ساختارهای مسئولیت اجتماعی خود به نمایش بگذاریم.
  • موضوع خشونت علیه زنان در ایران با الگویی مطرح شده است که در کشور مبدا مورد توجه سیاست‌گذاران و مسئولان آن کشور است و برای مردم آنها نیز مأنوس است اما این چالش در ایران از سوی بخشی از جامعه تبعیت شده است. به نظر می‌رسد این موارد در کشور مبدا جواب می‌دهد اما در کشور ما جواب نخواهد داد چون با جامعه ما مأنوس نیست و این همذات پنداری که در جامعه شکل گرفته است باید دید که این افراد چه حمایتی از زنان داخل جامعه انجام داده‌اند و چنانچه این چالش را به عنوان حمایت از زنان بپذیریم، باید ببینیم اثر آن در جامعه و در حوزه‌های سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری و تصمیم‌گیری چیست و آیا جامعه ما را تغییر می‌دهد؟ طبیعتا نه، چون با جامعه ما نامأنوس است و حتی عامه مردم به ویژه آنهایی که با فضای مجازی سر و کار ندارند نیز به سادگی از این چالش عبور می‌کنند چرا که ریشه‌های عقیدتی و ایدئولوژیک ما با ریشه‌های ایدئولوژیک چالش‌های این‌چنینی متفاوت است.
  • بنابراین نمی‌توانیم بگوییم که پیروی از چالش تصاویر سیاه و سفید در حمایت از زنان نقش تاثیرگذار زنان ما را نشان می‌دهد. باید ببینیم نتیجه و خروجی این چالش چیست و کجا اثربخشی دارد. در جامعه ما آنچه به عنوان ارزش تلقی می‌شود رفتارهای انسانی و حمایت‌های مبتنی بر امور خیر و در عین حال مطالبه‌گری از سیستم سیاست‌گذاری است و این چالش‌ها با زنجیره ارزشی در جامعه ما همخوانی ندارد و نامتجانس هستند و به همین دلیل موجب می‌شود به صورت هیجانی به موضوع ورود کنیم. پشت این چالش، منطق و تفکری که بخواهد نتیجه‌بخش باشد وجود ندارد و با توجه به این موضوع رفتارهای هیجانی شکل می‌گیرد و خیلی زود هم به پایان می‌رسد.
  • در موضوع قتل رومینا اشرفی هم در فضای مجازی با رفتارهای هیجانی حمایت از زنان و کودکان روبرو بودیم که خیلی زود فراموش و از اذهان عموم پاک شد. باید دید که اکنون موضوع رومینا اشرفی کجای ذهن کارشناسان، برنامه‌ریزان و حتی فعالان فضای مجازی قرار دارد اما از آنجا که هیجانی با این مساله برخورد شد، این موضوع خیلی زود تمام شد. در عین حال ممکن است موضوع خشونتی که در کشور ترکیه رخ داده برای مسئولان آن کشور قابل درک و توجه باشد و در عین حال در حوزه برنامه‌ریزی نیز اثرگذار باشد.

/پانا/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.