خیزش اجتماعی علیه کودک‌آزاری مدرن نتفلیکس

مجازیست-«نانازها» یکی از فیلم‌های مستعمراتی فرانسه است که با بودجه دولتی این کشور ساخته می‌شود. کارگردان این نوع فیلم‌ها از بین اتباع آن‌دسته از کشورهای موسوم به جهان سوم انتخاب می‌شوند که تحت نفوذ فرهنگی فرانسه یا مستعمره آن بوده‌اند و مضمون آنها پشت‌کردن یکی از بومیان این کشورها به سنت کشور خودش و شیفتگی او نسبت به فرهنگ مدرن فرانسه است.

هیچ‌کدام از آثار مستعمراتی فرانسه تا به‌حال مخاطبان فراوانی نداشته‌اند؛ اما با ابزار فستیوال‌های هنری فیلم، در اعتباربخشی به آنها تلاش می‌شود. اصلی‌ترین مسائلی که در این نوع آثار روی آنها تاکید می‌شود، آزادی‌های هنجارشکنانه جنسی است. مثال‌های متعددی از این نوع آثار می‌توان ذکر کرد که حتی آنها هم تماما نه به‌دلیل جذابیت‌های سینمایی خود فیلم‌ها، بلکه به‌دلیل حواشی و واکنش‌ها دیده شده‌اند.

آخرین نمونه از این فیلم‌ها که با واکنش‌های بسیار گسترده‌ای در سطح بین‌المللی مواجه شد، نانازها اولین ساخته مایمونا دوکور است که یک زن سنگالی متولد فرانسه است. این فیلم که دوکور می‌گوید آن را براساس زندگی واقعی خودش ساخته، توانست از تور جشنواره‌ای‌اش که با ساندنس آغاز شد، بسیار دست‌پر برگردد؛ اما ماجرا این بود که این‌بار پخش یکی از فیلم‌های فرانسوی به یک شرکت آمریکایی بزرگ، یعنی نتفلیکس سپرده شد.

نتفلیکس هم طی سال‌های اخیر مطابق سنت لیبرال خودش شدیدا به تبلیغ یک‌سری هنجارشکنی‌های جنسی خصوصا همجنس‌بازی پرداخته است؛ اما این‌بار با پخش نانازها باعث شد اعتراضات خرد و کلانی که طی این مدت از گوشه و کنار دریافت می‌کرد، تبدیل به یک موج بزرگ شود. نانازها داستان دختربچه مهاجر ۱۱ ساله‌ای به‌نام امی است که با مادرش مریم و به‌همراه دو برادر کوچک‌ترش در آپارتمانی واقع در یکی از فقیرترین محله‌های پاریس زندگی می‌کند. آنها منتظرند پدرشان از سنگال به خانواده بپیوندد. امی توسط دختر سرکش همسایه، مجذوب رقص و بعضی جذابیت‌های دیگر زندگی فرانسوی می‌شود و درحالی که اینها با ارزش‌های اسلامی مادرش در تضاد است، راه خودش را می‌رود… .

واکنش‌ها به این فیلم درحدی گسترده و خشمگین بود که نتفلیکس ناچار شد نسبت به نوع انتشار تبلیغات فیلم عذرخواهی کند. آنها البته تقصیر را به گردن خودشان گرفتند تا خود فیلم تبرئه شود و در ضمن، به این اشاره‌ای نکردند که به هر حال این مواد تبلیغاتی از خود فیلم استخراج شده‌اند و در آنچه دیده می‌شود، عده‌ای دختربچه مجبور به انجام حرکات اغواگرانه جنسی برای تهیه فیلم شده‌اند.واکنش‌ها به این فیلم چند وجه داشت.

عده‌ای در توئیتر تصاویری از بستن حساب کاربری‌شان در نتفلیکس منتشر کردند و دیگران را هم به این کار دعوت کردند. این یک موج بزرگ بود. عده‌ای دیگر درخواست‌هایی را برای توقیف این فیلم امضا کردند تا تقدیم محاکم قضایی آمریکا شود. در خارج از آمریکا هم برخوردهایی با این فیلم صورت گرفت که مهم‌ترین‌شان ممنوعیت پخش آن در ترکیه بود. این برای اولین‌بار در تاریخ است که از دل خود جامعه آمریکا، موجی به این بزرگی برای درخواست توقیف یک فیلم سینمایی به راه می‌افتد. این اتفاق در دل خودش خشم‌های فروخورده گذشته و نطفه اتفاقات احتمالی آینده را دارد.

جشنواره‌ها روبه‌روی مردم

نکته قابل‌توجه درخصوص این فیلم، تور جشنواره‌ای آن است و البته بازخوردهایی که طی این مدت دریافت کرد. متصدیان، داوران و منتقدان هیچ‌کدام از این جشنواره‌ها حتی اندکی به حقوق انسانی کودکانی که در این فیلم مورد استثمار جنسی قرار گرفتند، واکنشی نشان ندادند و حتی فیلم را به شکلی آشکارا مبالغه‌آمیز و بیش از اندازه ستایش کردند. این اتفاق، زاویه‌ای را که بین حقوق واقعی انسان‌ها و گفتمان برج عاج (بورژوا) ایجاد شده، بیش از پیش مطرح می‌کند.

سینمای غرب در خدمت برده‌داری

یک نکته دیگر که با نگاه به چنین اتفاقاتی جلب‌نظر خواهد کرد، برخورد ایرانی‌ها با چنین پدیده‌هایی و برداشت آنها از چنین موضوعاتی است. چند سال پیش که برای اولین‌بار مطرح شد «کن، جشنواره همجنس‌بازان است»، این موضوع با واکنش بسیار منفی و همراه با تمسخر عده‌ای از روشنفکران داخلی و نویسندگان مطبوعات سینمایی مواجه شد. کمترین واکنشی که به این جمله صورت گرفت، عبارت پارانویا یا توهم توطئه بود.

حالا نه‌تنها در کن و ونیز و برلین، جایزه مستقلی برای اهدا به فیلم‌های همجنس‌بازانه قرار داده شده و آثار سینمای آمریکا به‌خصوص آنها که توسط نتفلیکس تولید و پخش شده‌اند هم عامدانه و موکدبودن چنین جریانی را ثابت کرده‌اند، بلکه اخیرا خبری منتشر شد که اعلام می‌کرد فیلم‌هایی که از سال‌های ۲۰۲۲ به‌بعد در اسکار شرکت می‌کنند، باید بین عوامل‌شان از همجنس‌بازان و اقلیت‌های قومی، افرادی حضور داشته باشند و این مورد باید درباره بازیگران نقش‌های اصلی و نقش‌های مکمل مهم هم رعایت شود.

از این هم علنی‌تر می‌شد گفت هدف نهایی چنین جریانی چیست؟ آنها گام‌به‌گام درحال عادی‌کردن تمام ناهنجاری‌های عرفی هستند و هدف نهایی‌شان حذف جامعه و بر کرسی نشاندن فرد است. توضیح ارتباطی که بین این هدف و بهره‌وری‌های نظام سرمایه‌داری از آن وجود دارد، بحث مستقلی می‌طلبد؛ اما نکته مهم لزوم خودآگاهی است که این اجازه داده نشود تا به شکل نرم و ناخودآگاه، حساسیت‌های ما از بین بروند و با چیزی که ابزار استثمار و بهره‌کشی‌مان است، کنار بیاییم.

همچنان که روشنفکران اروپایی در آزمون نوع برخورد با فیلمی مثل نانازها مردود شدند، روشنفکران ایرانی هم نشان دادند که روی آگاهی و حساسیت آنها نمی‌توان حساب ویژه و مطمئنی باز کرد. شاید این جامعه به نسل جدیدی از روشنفکران احتیاج دارد و شاید باید روزگار ورق بخورد و صاحبان گفتمان‌های دیگر که تا به‌حال مهجور مانده‌اند، بیشتر دیده و شنیده شوند.

به هرحال نتفلیکس این‌بار صرفا به‌خاطر نوع انتشار تبلیغات نانازها عذرخواهی کرد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این روند ادامه پیدا نکند و سعی نشود که نهایتا تا چند سال دیگر دنیا با چنین مواردی هم کنار بیاید. هشداری که خیلی‌ها به خودشان می‌دهند این است که اگر میل فردی، هیچ افسار و مهاری نداشته باشد و کاملا با اولویت‌های مادی و سودانگارانه پیش برود، از لحاظ جنسی به مطالبه چیزهایی خواهد رسید که نه‌تنها انتظام اجتماعی را در هم می‌کوبند، بلکه لاجرم مستلزم استثمار دیگران هم هستند. حرمسرای شاهان نمونه روشنی از این قضیه است.

یک نفر به‌واسطه قدرتش و برای اطفای غریزه تنوع‌طلبی، ده‌ها یا صدها زن را برده جنسی خودش می‌کند. در نوع مدرن فردگرایی بی‌لجام هم ابتدا مطرح می‌شود که افراد حق دارند اگر دوست داشتند با همجنس خودشان ارتباط جنسی داشته باشند یا حتی با هر دو جنس.

طبیعتا می‌شود در ادامه و طبق همین منطق استدلال کرد که آنها حق دارند اگر دوست داشتند و امکانش برایشان فراهم بود، با کودکان هم رابطه برقرار کنند. آیا نباید از چنین آینده‌ای ترسید و روی آن حساسیت نشان داد و آیا رسالت روشنفکری، چنین انذاربخشی‌ها و حساسیت‌سازی‌هایی نیست؟ در سال ۲۰۲۰ میلادی، فیلمی مثل نانازها نهایتا توانست در تور جشنواره‌ای‌اش تحسین شود و وقتی به مرحله نمایش عمومی رسید، با واکنش‌های منفی مواجه شد.

این روند می‌تواند ادامه پیدا کند و مثلا ۱۰ سال بعد در سال ۲۰۳۰ میلادی، از مرحله نمایش عمومی هم عبور کند و درحالی که ازبس تکرار شده و عادی شده که برای کسی رمقی نمانده تا اعتراض کند، قلعه دیگری از هنجارهایی را که تمدن بشری پس از قرن‌ها بنا کرده است بدون نیت اصلاح، یکجا فرو بریزد.

حتی کارشناسانی از دل خود جامعه آمریکا هم می‌گویند برای آینده بابت چنین چیزی می‌ترسند. اینکه دنیای لیبرال می‌تواند به چشم‌انداز خود در سال ۲۰۳۰ برسد یا نه، هنوز کاملا مشخص نیست؛ اما از واکنش‌ها به فیلم نانازها معلوم شد جاده برای آنها چندان هم هموار نیست و حتی ممکن است اتومبیل‌شان را واژگون کند.

درباره فیلم وکارگردان آن

نانازها با نام اصلی فرانسوی: Mignonnes‎ و انگلیسی:  Cuties‎ یک فیلم کمدی-درام است که زیرمجموعه ژانر داستان بلوغ‌Coming-of-age story» » هم تعریف می‌شود.کارگردان این فیلم مایمونا دوکور، در پاریس از پدر و مادری سنگالی‌تبار متولد شد و همان‌جا رشد کرد.

تحصیلات او نه در رشته سینما، بلکه زیست‌شناسی از دانشگاه پیر و ماری‌کوری بود. او اولین فیلم کوتاه خود را در سال ۲۰۱۳ با نام «پنهان‌کاری و جست‌وجو» ساخت و در همان سال منتشر کرد. در سال ۲۰۱۵، او دومین فیلم کوتاه خود را با نام مامان‌ها تولید کرد که اولین‌ بار در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۱۵ و پس از آن در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۶ به‌نمایش درآمد و همچنین به‌طور مشترک برنده جایزه سزار بهترین فیلم کوتاه در این جشنواره شد.

دوکور فیلمنامه اولین فیلم بلند سینمایی‌اش به‌نام نانازها را در اوایل سال ۲۰۱۷ نوشت و چنان‌که عنوان کرد، تجربه زندگی خودش را به‌عنوان یک دختر پناهنده برای نگارش آن درنظر گرفت. این فیلمنامه سرانجام در سال ۲۰۱۷ جایزه جهانی فیلمسازی ساندنس را از آن خود کرد.

این فیلم براساس زندگی یک دختر مسلمان سنگالی از جامعه‌ای سنتی ساخته شده است که در میان دو ارزش متضاد، ارزش‌های سنتی و فرهنگ اینترنتی، گرفتار شده و در عین حال در مورد ابرجنسی بودن تمایلات دختران، پیش از نوجوانی صحبت می‌کند. نانازها برای اولین بار در بخش مسابقات دراماتیک سینمای جهانی جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۲۰ در ۲۳ ژانویه ۲۰۲۰ به‌نمایش درآمد و جایزه کارگردانی گرفت و نامزدی جایزه بزرگ هیات داوران را به‌علاوه تمجید از فیلمنامه‌اش به‌دست آورد.

    اولین بار در تاریخ آمریکا؛ صدها هزار امضا برای توقیف یک فیلم

ورایتی در توصیف این فیلم می‌نویسد: «چهار دختر نوجوان را به تصویر می‌کشد که لباس‌های تشویقی آشکار (مشوق جنسی) به تن می‌کنند و عکس‌های تحریک‌آمیزی از خودشان در اینترنت ارسال می‌کنند که در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های جنسی مواجه می‌شود.»در ادامه گزارش ورایتی آمده است که «شورای تلویزیونی والدین» از نتفلیکس درخواست کرده این فیلم را که دارای درجه M است از سایت خود حذف کند. درجه M نام قدیمی‌تر همان درجه GP است که معنی تذکر قاطع به والدین را دارد و می‌گوید والدین باید برای اجازه دادن به بچه‌های جوان‌ترشان جهت دیدن این فیلم‌ها دقت کنند.

بلافاصله هشتگی در توییتر انگلیسی‌زبان به راه افتاد که در آن، کاربران از هم دعوت می‌کردند به‌دلیل پخش چنین فیلمی، همگی حساب کاربری‌شان در نتفلیکس را مسدود کنند. بسیاری از کاربران تصویری از مسدود کردن حساب کاربری‌شان در نتفلیکس را پیرو همین موج توییتری منتشر کردند. کلر هوچان، کاربر توئیتر راجع‌به این فیلم در صفحه شخصی‌اش نوشت: «این بسیار آشکار است که فیلم با تمرکز بر دختران جوان سیاه‌پوست، به‌طور صریح کودکان ۱۱ ساله را جنسی می‌کند.

 خواه در عرصه بازیگری باشد و خواه موسیقی، به هرحال یک تصویر جنسی، اغلب قیمت موفقیت اصلی زنان و دختران سیاه‌پوست است. این ننگین است.» اگر دقت کنیم، این همان تعبیر خودمان راجع‌به کالایی شدن زن است که حالا به زبانی دیگر بیان می‌شود.

تمام این واکنش‌ها با انتشار پوستر و پیش‌پرده‌ این فیلم و به عبارتی قبل از دیده شدن خود آن شروع شد. پیش‌پرده‌ای از این فیلم که قرار بود از ۹ سپتامبر در نتفلیکس کانادا منتشر شود، چهار دختر کوچک را نشان می‌داد که در چند صحنه به‌طور تحریک‌آمیزی به رقص می‌پردازند و لباس‌هایی با پوشش نامناسب پوشیده‌اند. نتفلیکس در بیانیه‌ای که از طریق ایمیل به رسانه‌های مختلف دنیا فرستاد، برای نحوه بازاریابی فیلم عذرخواهی کرد و گفت که تصاویر و توضیحات را به‌روز کرده است.

«ما عمیقا از شگردهای هنری نامناسبی که برای انتشار فیلم «نانازها» استفاده کردیم متاسفیم.» اما آیا این کافی بود؟ نتفلیکس صرفا بابت نوع گزینشی که از صحنه‌های این فیلم برای تبلیغات آن کرده بود عذر خواست؛ اما مشکل منتقدان و معترضان به‌طور اساسی با انتشار این فیلم و به‌طور اساسی‌تر با ساخته شدن آن بود. چندین دادخواست که خواستار توقیف فیلم «نانازها» هستند در روزهای اخیر با هزاران امضا تنظیم شده است.

 یکی از این دادخواست‌ها، که در زمان نوشتن این گزارش بیش از ۲۸۰۰۰ امضا به‌دست آورده است، از نتفلیکس خواستار حذف این فیلم است چون «باعث تبلیغ پورنوگرافی کودکان می‌شود» در این دادخواست آمده است؛ «فیلم نانازها کودکان را نشان می‌دهد که لباس تحریک‌آمیز می‌پوشند، درحال رقص جنسی هستند و فقط برای بینندگان بزرگسال رتبه‌بندی می‌شود.

اتفاقا این برنامه برای سرگرمی بزرگسالانی چیده شده که کودک‌دوست هستند. لطفا این طومار را برای محافظت از کودکان‌مان از بهره‌برداری در فیلم‌ها امضا کنید.» دادخواست دیگری این فیلم را «نفرت‌انگیز» و «خطرناک» توصیف کرده است.

    ترکیه و اولین مورد استفاده از قانون توقیف

در ترکیه اما کار به هشتگ‌زنی و درخواست نکشید. سازمان دیده‌بان RTUK Netflix ترکیه، دستور حذف این فیلم سینمایی فرانسوی از سیستم ترکی نتفلیکس را به اتهام ترویج استثمار کودکان داد. این سازمان ناظر، روز پنجشنبه در یک بیانیه مطبوعاتی گفت که نتفلیکس اکنون ملزم به حذف «نانازها» از پورتال ترکی خود است و با این کار رسما از اختیارات جدید دولت ترکیه درخصوص شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کند که سال گذشته به صورت قانونی اعطا شده است.

این سازمان ناظر، چنین تصمیمی را به اتفاق آرای اعضای هیات‌مدیره‌اش که توسط احزاب مخالف انتخاب شده‌اند، اتخاذ کرد و به‌عبارتی درمورد آن یک وفاق و هم‌سویی کلی بین دیدگاه‌های سیاسی مختلف در ترکیه وجود داشت.

وزارت خانواده و سیاست‌های اجتماعی ترکیه ماه گذشته گفت این فیلم ممکن است باعث شود کودکان در برابر سهل‌انگاری مورد سوءاستفاده قرار بگیرند و بر رشد روانی اجتماعی آنها تاثیر منفی گذاشته شود و خاطرنشان کرد که این فیلم مانند یک فیلم کودکانه به‌نظر می‌رسد اما دارای رتبه‌بندی ۱۸+ است.

پس از لازم‌الاجرا شدن قانون جدید در سال گذشته، به ناظر پخش ترکیه، قدرت سانسور سیستم‌عامل‌های تلویزیونی آنلاین و سایت‌های استریم مانند نتفلیکس داده شده است.حالا درحالی اعضای هیات‌مدیره این سازمان ناظر از جناح‌های مختلف بر سر ممنوعیت پخش یک فیلم در ترکیه توافق می‌کنند که پیش از این درمورد تشکیل چنین نهادی اختلاف‌نظرهایی وجود داشت.

مدافعان تشکیل این نهاد می‌گفتند این قانون برای امنیت ملی و اخلاق عمومی در کشور حیاتی است؛ اما منتقدان هشدار می‌دادند که از این قوانین برای کنترل رسانه‌های مخالف و سایر سیستم‌عامل‌ها استفاده می‌شود.این قانون که در سال ۲۰۱۹ توسط پارلمان ترکیه تصویب شد، غول‌های استریم بین‌المللی یا شبکه‌های تلویزیونی آنلاین را نیازمند به ایجاد شرکت‌های محلی، گشایش دفاتر در ترکیه و خرید مجوزهای دولتی با هزینه‌ای بیش از ۱۷۰۰۰ دلار می‌کرد.

/نویسنده میلاد جلیل‌زاده، فرهیختگان/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.