وبلاگستان و آیت الله بهجت: پیرمرد چشم ما بود…

حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره)در وبلاگ ها- حرف‌های ما هنوز ناتمام، تا نگاه می‌كنی وقت رفتن است، باز هم همان حكايت هميشگی… آيت‌الله العظمی محمد تقی بهجت هم رفت… فضای مجازی و حقيقی در بهت فرو رفته… اگرچه رفتنش ضايعه كمی نيست ولی آثار و بركات وجود ايشان ميراث معنوی ماست.

به گزارش «وبلاگ نیوز» و به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، وبلاگستان فارسی در اولين روز رحلت اين عالم ربانی متأثر از فوت ناگهانی ايشان بيشتر به اطلاع‌رسانی رحلت اين مرجع تقليد بزرگ پرداخته‌اند. هزاران قلم وبلاگی درباب خصايص و مراتب معنوی آيت‌الله بهجت نوشته‌اند؛ وبلاگستان دينی سياهپوش شده…

«سيد محمد حسن مخبر» در وبلاگ «سرای انديشه» نوشته است: «ديدنش دل را نورانی می‌كرد و نمازش براق معراج نمازگزاران بود. كلامش بی آنكه بوی تصوف بدهد عارفانه و زاهدانه بود و عمرش جز بركت نداشت. امروز خبر عروجش به لقاء حضرت دوست اگر چه برای او موج موج شوق و ذوق به همراه داشت اما برای ما فوج فوج داغ را به ارمغان آورد.»

وی در ادامه از تمامی كاربران خواسته تا امشب و فردا يك سوره واقعه قرائت و ثوابش را به روح ملكوتی آن عالم فرزانه اهدا كنند.

بلاگر «پاينده» نيز در پست جديد خود به همين مناسبت آورده است: «وقتی كه او رفت، بخشی از ما را نيز برد، تكه‌ای از دل پاكمان را، وقتی كه او رفت، آسمان اينجا باريد، گويی تكه دل ما بود كه در اوج به حالمان خون شد و گريست، وقتی كه او رفت، همه بغض جهان جاری شد و فروريخت از تك ستاره دنباله دار آسمان، وقتی كه او رفت، همه خوابيديم انسانيت مرد…

شهر در بهت و همه خاموشيم، از امشب دلم برای نماز تنگ می‌شود… وقتی ياد نمازهايش می‌افتم…»

بلاگر «نگاه ما» در پستی با عنوان «بهجت عارفان» می‌‌نويسد: «همين پيام كوتاه كافی بود كه پاهايم را سست كند با آنكه می‌دانستم سن شريفش زياد است و جزو معمرين علما هستند، اما رحلت او را به اين زودی باور نمی‌كردم. همواره در ذهنم اين چنين تداعی بود كه او تا ظهور حضرت يار زنده می‌ماند و جزو ملازمان بقية الله الاعظم(عج) خواهد بود، اما اين ذهنيت به‌وقوع نپيوست و پير عارفان دار فانی را وداع گفت.

هرگز يادم نمی‌رود هنگامی كه در حرم امام رضا سال‌ها پيش او را زيارت كردم و به اصرار از او توصيه‌ای طلب كردم و او چنين فرمود: چشم دل باز كن. هر چه را كه می‌بينی عبرت بگير حتی تمام اين در و ديوار هم برای تو عبرت است. اين جملات را فرمود و به راه خود ادامه داد و رفت. سال‌ها بود با يكی از شاگردانش مرتبط بودم و از خرمن او خوشه می‌چيدم و او بارها شده بود كه از حبيبش می‌گفت و ما را هر بار مشتاق آن وجود نازنين می‌كرد.

خدايا مگر می‌توان نمازش را فراموش كرد، وقتی به جمله اياك نعبد و اياك نستعين می‌رسيد گريه را سر می‌داد. نمازش تمام شور و حال خدايی بود. با گريه او همه گريه می‌كردند. محضر او محضری خدايی بود و شيطان در آن محضر راهی نداشت.»

بلاگر «سودا» نيز در اقدامی دگر به بررسی شخصيت آيت‌الله بهجت از نگاه رهروان طريق می‌پردازد و می‌نويسد: «آيت‌الله مصباح به نقل از مرحوم آقا مصطفی(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می‌كرد: آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسيار ممتازی هستند. از جمله مطالبی كه از پدرشان درباره آقای بهجت نقل می‌كردند اين بود كه ايشان دارای موت اختياری هستند، يعنی قدرت اين را دارند كه هر وقت بخواهند روح خويش را از بدن به اصطلاح خلع كنند و بعد مراجعت كنند. اين يكی از مقامات بلندی است كه بزرگان در مسير سيروسلوك عرفانی ممكن است به آن برسند، و همينطور مقامات معنوی ديگری در معارف توحيدی كه زبان بنده يارای بحث درباره اين زمينه‌ها را ندارد.»

بلاگر «بگذريم» نيز درباره مراتب معنوی بالای شخصيت آيت‌الله بهجت می‌نويسد: «گناه يا سهل انگاری كيست كه آدم‌های زيادی در اين مملكت اسم آيت‌الله بهجت را اين روزها برای اولين بار می‌شنوند و فقط از او همين را می‌دانند كه مرجعی بوده كه درگذشته. اسم و زندگينامه مرتاضان و راهبان و قديسان همه مليت‌ها، بيشتر از زندگی و اسم و راه و روش اين مردان خدا در دسترس همه ماست و اين مصيبتی است كه برآن بايد گريست. بر خلاف تفكر رايج در ميان مقدسين‌مان، اين كرامت‌ها و يا نكات عرفانی ريز اين آدمها نيست كه بايد حراج شود، عادت‌های كوچك و خوب اين مردان خدا است كه بايد حراج شود. مردم سبك زندگی اين آدم‌ها را بايد بدانند. روزهايشان را چه طور می‌گذرانند؟ چه می‌كنند؟ دقيقا عادت‌های كوچك و ساده زندگی. چرا بايد حتی صورت اين مرد را اين همه كم در رسانه ديده باشيم. فكرش را بكنيد حتی صورتش را.

امشب همه‌اش صدای آقای فاطمی نيا در گوشم است، وقت‌هايی كه اسم اين مرد بزرگ را می‌برد و عشق در صدايش می‌لرزيد. حقايق ظريفی كه گاهی از حرف‌های او نقل می‌شد، معمولا آنچنان نكته پردازانه و لطيف بودند كه آدم متحير می‌ماند پس چرا ما اين آدم را اين قدر كم می‌شناسيم. رفته است و مطمئنا حفره‌ای كه در ارتباط بين ما و حقايق هستی پيش آمده به اين راحتی‌ها پر نمی‌شود.

بگو اگر صبحی بيدار شويد و ببينيد آب‌تان در زمين فرو رفته، چه كسی باز برايتان آب گوارا می‌آورد؟»

بلاگر «ياس كبود» در جديدترين پست خود به مناسبت رحلت اين عالم ربانی در قالب مطلبی مفصل ويژگی و سجايای اخلاقی ايشان را بر شمرده و درباره هريك از اين خصايص توضيحاتی آورده است.

كتوم بودن، انديشيدن پس از سخن گفتن، اطلاع از غيب و ظهور كرامات، تقوا و خود سازی، زهد و ساده زيستی،تواضع و فروتنی، اهتمام ويژه به رعايت شرعيات، نظم و برنامه ريزی در كارها و بسياری از سجايای ديگر در پست اين بلاگر مورد بررسی قرار گرفته است.

بلاگر «العبد» نيز به عنوان يكی از همشهری‌های اين عالم بزرگ به نقل خاطره‌ای از ايشان پرداخته و می‌نويسد: «تقريباً يكی از بزرگ‌ترين تنوفيقاتم اين است كه در تابستان سال ٧٨ برای خواندن خطبه عقد به محضر حضرت آيت‌الله العظمی بهجت مشرف شديم. روز تولد حضرت امام حسن عسگری و در تابستانی نسبتا گرم و در حسينه ايشان در شهر مقدس مشهد. در آن جلسه، چند چيز برايم جالب بود؛ اول آنكه بعضی از تكه كلمات گيلكی كه ما معمولا از خيلی بزرگترها می‌شنيديم، ‌از ايشان شنيدم و اين باعث شده بود كه برايم خيلی نزديك و دوست داشتنی به نظر برسند.

دوم حافظه بسيار خوب ايشان در عين كهولت و بالا بودن سن؛ به‌طوری كه بسيار خوب و سريع و صريح از ساری بودن نام خانوادگی همسرم يكی از دوستان دوران طلبگی شان را كه چندين سال پيش‌تر از اين در سار وادقان كاشان از دنيا رفته بودند را به خاطر آوردند. سوم نورانيت و وارستگی كه در چهره و سيمايشان موج می‌زد و چهارم علاقه ايشان به جوانان به‌طوری كه با وجود آن همه مشغله كه چنين شخصيت‌هايی دارند، برای ما يكی دو دقيقه‌ای صحبت فرمودند كه جوانان نبايد از سختی‌ها و مشكلات بترسند بلكه بايد ازدواج كنند.»

تا لحظه تنظيم اين خبر بيش از هزار وبلاگ و سايت فارسی زبان خبر رحلت آيت‌الله بهجت را مخابره كرده‌اند؛ قريب به 4 ساعت جستجو در فضای مجازی با نام اين عالم ربانی نتيجه‌ا‌ش چيزی جز بهت فضای مجازی در برابر اين ضايعه بزرگ نيست.

بسياری از بلاگران و دوستداران ايشان با ابراز تاسف فراوان از اين مصيبت تنها به ذكر تسليت بسنده می‌كنند. هنوز زبان‌ها برای بيان ناگفته‌های اين عالم بزرگ قاصر است… تنها تاسف است و تأثر از اينكه دوباره زود دير شد… دوباره…
انتهای پیام/.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.