«بالاترین» به فکر مذهبی هاست یا به دنبال نجات خودش؟

اوایل که به بالاترین رفته بودم متوجه رفیق بازی و باندبازی ای شدم که بالاترین بر اساس آن شکل گرفته بود. زمانی که بنده وارد بالاترین شدم کمانگیر (آراش آبادپور) «مراد» بالاترین بود و گله ای از مریدان دو رو برش می پلکیدند و چشم بسته و کتره ای به لینک های او و اطرافیانش مثبت می دادند، گاهی می شد که دو یا سه لینک از کمانگیر در صفحه اول بالاترین دیده می شد. حتی وقتی که کاربر دیگری نامی شبیه به کمانگیر را انتخاب کرد که با کمانگیر اولی اشتباه می شد باز هم از طرف گله مزبور امتیاز مثبت می گرفت. این مراد بازی و نوچه پروری ادامه داشت و بعد از کمانگیر هم باندبازهایی مثل امیرریدر (امیر نصر)، آلبرت (حامدرضا مطهری)، جرمنی (اسفندیار) و … بر بالاترین حکومت کرده اند.

شور این باندبازی از همان موقع درآمده بود و وقتی مدیران بالاترین خواستند ظاهر این باندبازی را تعدیل کنند قانونی گذاشتند که نام فرستنده در صفحه لینک های تازه مشخص نباشد تا کابران بر اساس محتوا به آن مثبت و منفی بدهند و نه بر اساس اسامی. این تا حدی بازی آنها را به هم می ریخت اما کافی نبود. کمانگیر همان موقع به این قانون اعتراض کرده بود و این مثال را آورده که کاربران مثل کارخانه می مانند و طبیعی است که شما به تولیدات کارخانه ای مثل بی.ام.و بیشتر اعتماد می کنید! (و من عاشق این تصورات مهندسی از انسان هستم).

روش دیگر این باند شخم زدن لینک های نسبتا قدیمی بود که امتیاز کافی برای رفتن به صفحه اول نگرفته بودند. آنها با راه انداختن بحث نمایشی در پای آن لینک سعی می کردند تا لینک در صفحه پخش زنده بیشتر دیده شود و امتیاز بگیرد و وارد صفحه اول شود. برای از کار انداختن این روش هم قانونی وضع شد که نظر دادن پای لینک هایی که مدتی از زمان ارسال شان گذشته ممکن نباشد. اما اینها همه تدابیر فنی و برای از کار انداختن باندبازی ناکافی بود. از طرفی مدیران بالاترین با گرایشات سیاسی این باندها کاملا همراه بودند و اقدامات آنها فقط نمای زننده باندبازی را تعدیل می کرد.

این باعث شد که کنترل بالاترین در دست عده خاصی قرار بگیرد و مخالفان عملا با قانون شکنی باندبازها حذف شوند. مدیران بالاترین هم از این وضع ناراضی نبودند و وقتی اعتراضی می شد عزیز آشفته (از مدیران بالاترین) می گفت که بالاترین نمای واقعی جامعه است، جامعه اگر جنگل باشد یا اگر متمدن بالاترین فقط واقعیت ها را نشان می دهد! اما این نمای واقعی وقتی خودش را نشان داد که بالاترین برای مدتی از کار افتاد. وقتی به بالاترین حمله شد کاربران باقی شبکه های اجتماعی فهمیدند که بالاترین یعنی چه؟ بالاترینی ها دقیقا مثل یک جریان آب کثیف که چیزی جلوی آن را گرفته باشد سرازیر شبکه های اجتماعی دیگر شدند و ادبیات زشت و مهاجم خود را به آنجاها هم سرایت دادند. (بنده هم در فرندفید تمثیل زامبی ها را برای اشاره به هجوم آنها به کار برده بودم.)

بالاترین کاربران مذهبی هم داشت اما به خاطر قانون شکنی و تبعیض یا بالاترین را ترک کردند یا فتیله فعالیت شان را پایین کشیدند. بالاترین کاربران مذهبی را تحمل نمی کرد و با توهین و منفی های غیرقانونی حذف می شدند. مثلا آهستان (امید حسینی) زمانی در بالاترین فعال بود و از دسته کسانی که نتوانست باندبازی و قانون شکنی را تحمل کند و با نوشتن دلایل خودش از بالاترین خداحافظی کرد. مذهبی هایی هم بودند که بیشتر به خوشامد اعضای بالاترین و به قیمت توجه از طرف باندها فعالیت می کردند و نمونه آنها حوزه (مصطفی تشیعی) بود که بعدا فعالیت خود را به فرندفید انتقال داد و در آنجا به دلیل عادت خودشیرینی برای غیرمذهبی ها به «حوضه» یا «آخوند دوزاری» معروف شد.

بعد از انتخابات که ترافیک بالاترین سه برابر شد و سرورش از کار افتاد بالاترین اعلام کرد که برای خرید سرور به 10 هزار دلار کمک نیاز دارد اما ظرف چند ساعت بیش از 14 هزار دلار کمک مردمی جمع کرد! تهیه این کمک سوال برانگیز بود. طبیعی است که بسیاری از کاربرها کمک نمی کنند و این احتمال پیش می آید که پای «کمک های خاص» در میان است. به هر حال مدیر اصلی بالاترین (مهدی یحیی نژاد)، که با همسر آمریکایی اش در کالیفرنیا زندگی می کند، تمایلات آشکار براندازانه دارد و دائما با نهادهای سیاسی در ارتباط است. آخرین سخنرانی او در «بنیاد آمریکای پیشرو» و در کنفرانس شکل دادن به سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران! بوده است. احساس بعضی کاربران هم این است که جرمنی (اسفندیار) دقیقا بعد از این کمک به سوگلی بالاترین تبدیل شده و از آن زمان تخلفات مکرر او، که برای کاربران غیرمذهبی هم مسلم است، نادیده گرفته می شود.

در کوران انتخابات و اتفاقات بعد از آن که هوای سیاست به شدت کثیف، هیجان زده و احساسی شده بود میزان استفاده از بالاترین زیاد شد و بالاترین به یکی از سایت های مرجع برای جنبش رنگ درآمد و توجه خارجی را هم به خودش جلب کرد، اما همین هم به پاشنه آشیل بالاترین تبدیل شد. وقتی احساسات اوج گرفت موج توهین ها و فحاشی ها به به نهایت رسید و هرگز از آن حد پائین تر نیامد. در فاصله کمی پس از آرام شدن فضای سیاسی موج ضد دینی در بالاترین بالاگرفت و توهین به اسلام به یک روال هر روزه تبدیل شد. این به خودی خود برای بالاترین تهدید کننده بود چون اکثریت کاربران اینترنت را هم کسانی تشکیل می دهند که نسبت به مذهب حداقلی از احترام را قائل هستند.

مذهب در ایران قدرتمند است و بدون مذهب نمی توان جایگاه خاصی در سیاست پیدا کرد. حتی بدنه جنبش رنگ و سران اصلی اش مذهبی بودند و تنها وقتی به اینترنت عقب نشستند وجه غیردینی و ضددینی شان پررنگ شد. اینترنت از اول فضای مساعد برای ضددین ها، اقلیت های رانده شده و گروه های ضد اسلام و تشیع بوده، کسانی که در فضای واقعی و رسمی جایی برای ابزار وجود ندارند تلاش می کنند از فضای مجازی استفاده کنند و سیاست را به سمت تخریب دین (خصوصا اسلام) هُل بدهند. بالاترین تا قبل از این واکنشی به باندبازی نشان نمی داد اما با بالاگرفتن توهین به دین احساس تهدید کرده و حالا مجبور به واکنش شده است.

بالاترین تصمیم گرفته به مدت یک ماه (آزمایشی) از حضور لینک های توهین به مذهب در صفحه اول جلوگیری کند. و دلیلش را در وبلاگ بالاترین اینطور عنوان می کنند که: «در چند ماه گذشته، اعتراضات زیادی از کاربران مذهبی‌تر و خوانندگان غیر عضو بالاترین نسبت به لینکهای توهین‌آمیز به ادیان دریافت کرده‌ایم. تعدادی از کاربران مذهبی‌تر بالاترین هم بالاترین را به‌این دلیل ترک کرده‌اند.» مدیر بالاترین اعتراف می کند: «ما در بالاترین معتقد بوده و هستیم که نه فقط انتقاد به ادیان بلکه حتی توهین به دین باید در یک جامعه آزاد مجاز باشد»

پس اگر بالاترین توهین به ادیان را آزاد می داند شرایط تازه «تاکتیکی» است. حالا بالاترین به جای تدابیر فنی، تشخیص مدیرانش را برای «حفظ وجهه» به کار می گیرد! اما به چه دلیل؟ با اطلاع از وضع بالاترین و گرایش مدیرانش بلافاصله این سوال پیش می آید که آیا مشاوره ای به آنها داده شده؟ تذکری در میان بوده که آینده بالاترین رو به افول است؟ یا این یک پیشنهاد به عقب نشینی موقت به خاطر شرایط پیش روی سیاسی است؟ پاسخ مثبت به این سوالها محتمل است چون انتظار چنین تصمیم محتاطانه ای از مدیران رادیکال و کم خرد بالاترین نمی رفت، در وضعیت عادی امکان نداشت که مدیران بالاترین به شرایطی تن بدهند که عناصر باندباز را دلسرد و ناراضی کند.

مدیران بالاترین می گویند: «برای حفظ انواع گرایشات فکری در بالاترین و حفظ تنوع مخاطبان (در این مورد مخاطبان مذهبی) لازم است تصحیحاتی در این مورد انجام شود.» ولی اگر مدیران بالاترین می خواستند کثرت در بالاترین حاکم باشد و کاربران مذهبی هم اجازه عرض اندام پیدا کنند به جای میدان دادن به باندبازها جلوی حساب های تقلبی و قانون شکنی نوچه هایشان را می گرفتند. (و به قول متداول؛ تو جیب ما را نزن، دلسوزی ات پیش کش!) بالاترین کافی بود به قانون خودش پایبند بماند و جلوی منفی های غیرقانونی و بستن حساب کاربران معترض را بگیرد نه اینکه مدت مدیدی بعد از کوچ کاربران مذهبی و به لجن کشیده شدن محیط بالاترین یکباره به فکر کاربران مذهبی بیافتد!

پس تهدید حاضر متوجه ریزش کاربران یا از دست رفتن کثرت! نیست (که بالاترین ثابت کرده دغدغه ای در این موارد ندارد) تهدید متوجه چیز مهم تری است و آن از دست دادن موقعیت سیاسی بالاترین است. آنهایی که نوعی مرجعیت سیاسی برای بالاترین در نظر گرفته بودند متوجه شده اند که با بالاگرفتن موج تمسخر مذهب این مرجعیت از دست خواهد رفت، بنابراین لازم دیده اند بالاترین به صورت موقتی هم که شده جلوی حکومت باندها را بگیرد تا ـ حداقل در فرصتی که بروز آن را در آینده نزدیک توهم کرده اند ـ این مرجعیت را از دست ندهند. خلاصه کنم؛ بالاترین نگران امروزش نیست، بلکه نگران فرداست. این نگرانی هم بیشتر از آنکه اقتصادی باشد سیاسی است و به دامنه تأثیر گذاری بالاترین و طیف مراجعه کننده به آن مربوط می شود. آنها گمان کرده اند در فاصله نزدیک دوباره ترافیک شان سه برابر خواهد شد!

تتمه: إن شاء الله بالاترین به زودی مجبور خواهد شد جلوی باندهای تجزیه طلب به خصوص پانترک ها، که گویا مورد حمایت یحیی نژاد هستند، را بگیرد یا به افت بیشتر محبوبیتش در میان همین کاربران موجود تن بدهد، اعتقاد به وحدت ایران اگر چه به اندازه دین محکم و حساسیت زا نباشد اما چندان هم از آن ضعیف تر نیست | خواندن این مصاحبه یحیی نژاد با دویچه وله و دقت در مواردی که از حد و حدود آزادی بیان حرف زده است را به شدت توصیه می کنم، می بینید که وقتی احساس نیازی به وجود می آید به سادگی شعارهای رادیکال را کنار می گذارند و همان حرفهایی را می زنند که مخالفینشان درباره حدود آزادی بیان و ملاحظه اکثریت جامعه زده اند.
انتهای پیام/.

مجتبی دانشطلب، وبلاگ دانشطلب

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.