آیا می‌شود از «مارک زاکربرگ» شکایت کرد؟

به گزارش «وبلاگ نیوز»، خبرگزاری ایسنا سه شنبه 6 خرداد، خبری را مبنی بر احضار مدیرعامل فیس‌بوک توسط یکی از قضات استان فارس منتشر کرد که پیش از این در خبرگزاری دانشجو در قالب یک گفت‌وگوی مفصل‌تر منتشر شده بود.

خبر آن‌قدر جذابیت و دربرگیری داشت که در کم‌تر از چند ساعت توانست تیتر خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری را تصاحب کند و نوشته‌های رسانه‌های اجتماعی را به خود اختصاص بدهد. خبری که گرچه اساساً از سوی دادستانی شیراز تکذیب شده است، اما آن‌قدر بازنشر داشته که حذفش از یک خبرگزاری، چندان بااهمیت نباشد.

صدای این خبر تا رسانه‌های خارجی هم رفت. از صدای آمریکا و دویچه‌وله فارسی و العربیه فارسی و بی.بی.سی فارسی تا فاکس‌نیوز و رویترز و یاهو و واشنگتن پست و هاآرتص. گرچه تکذیبیه‌اش مثل هزاران خبر کذب دیگر، در رسانه‌ها آن‌قدرها هم سر و صدا نکرد، اما اصلش در ذهن‌ها ماند.

امکان ارائه شکواییه به محاکم قضائی وجود دارد؛ اما…

محمدجعفر نعناکار، کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار «وبلاگ نیوز» درباره این موضوع می‌گوید که «امکان مراجعه و ارائه شکواییه به محاکم قضائی وجود دارد» و می‌گوید: اگر بر اساس اسناد معلوم شود بخشی در خارج از کشور کاری کرده‌اند که موجب انجام جرم در داخل کشور ما شده است، می‌توان آن‌ها را برای توضیحات فراخواند. اما این لزوما حضور فرد را نمی‌طلبد. بلکه می‌تواند لایحه ارائه کند یا وکیل بفرستد. این کار در گذشته هم نمونه‌هایی داشته است و مشکل قانونی ندارد.

البته به اعتقاد این کارشناس حقوقی، در این میان یک «اما» وجود دارد: اما آن‌چه متاسفانه در ایران چالش است، عدم تمایز میان رسانه‌های «محتوا محور» و «کاربر محور» در قانون جرایم رایانه‌ای است. علت این عدم شفافیت هم در کارکرد کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه است.

مدیرعامل موسسه حقوقی صفیر عدالت می‌گوید: سایت‌هایی نظیر فیس‌بوک، واتس‌اپ و توییتر که در ایران فیلتر می‌شوند، کاربر محور هستند و ممکن است در آن محتوای مجرمانه تولید شود. اما زیر ساخت‌های آن برای تولید محتوای مجرمانه نیست. شبکه‌های اجتماعی نمی‌توانند تشخیص دهند محتواتی مجرمانه کدام است. یک زیر ساخت هستند که توسط افراد و کاربران مختلف محتواگذاری می‌شوند و اگر محتوایی مخالف قوانین داخلی ما در آن تولید می‌شود، آن کاربر باید مسدود شود.

نعناکار در این زمینه با اشاره به ابهامات قانونی موجود در این زمینه می‌افزاید: عدم تفکیک میان رسانه‌های کاربر محور و محتوا محور، عدم تعریف شفاف از حریم خصوصی و نقض حریم خصوصی که در کشور ما قوانین محکمی در این زمینه وجود ندارد و مسائلی از این دست باعث بحران شده است و این بحران موجب شده نتوانیم از ظرفیت‌های این شبکه‌ها در کشور استفاده کنیم. فیلترینگ در کشور باعث جرم‌زایی شده است، چون با فیلتر کردن این شبکه‌ها افرادی مجبور به استفاده از فیلترشکن شده که خود این کار جرم زایی است.

کارشناس حقوق بین‌الملل معتقد است «امروزه باید با بیرون از کشور ارتباط داشت تا جایگاه بهتری در دنیا کسب کنیم» و ادامه می‌دهد: این ارتباط یا از طریق دولت‌هاست یا از طریق ملت‌ها. روابط دولت‌ها معمولا در چالش است. چه مانعی دارد که مثلا شیعیان ایرانی در این شبکه‌ها با دیگران ارتباط داشته و محتوای خوب تولید کنند؟ اگر برخی از محتواها بد است دلیل نمی‌شود درها را ببندیم.

نعناکار در پایان یک راهکار هم ارائه می‌کند: یک قانونگذاری صحیح منجر به استفاده از این پتانسیل و واکسینه شدن در مقابل تهدیدهای آن می‌شود. اگر این شبکه ها را فیلتر کنیم جایگاه‌مان را در دنیا از دست می‌دهیم و با حضور بچه‌های خوب و تولید محتوای مثبت، درصد محتواهای منفی هم کمتر می‌شود.

تکلیف‌مان با فیس‌بوک باید مشخص شود

واقعیت آن است که باید بپذیریم «کج‌دار و مریز» با پدیده‌هایی مثل واتس‌اپ و فیس‌بوک نمی‌توان رفتار کرد. اگر واقعا می‌خواهیم از طریق گروه‌های مردمی یا حتی دیگر تشکل‌ها موضوع فیس‌بوک را در کشور حل و فصل کنیم، به‌جای شکایت از یک دادستانی و رسانه‌ای کردن آن -که طبیعتاً هیچ آورده‌ای برای ما جز تمسخر و هیاهو ندارد- بهتر است با تشکیل یک گروه از حقوقدانان، به این موضوع با مستندات قانونی رسیدگی کنیم تا فرصت‌های این‌چنینی بیش از این به سخره گرفته نشود.

آن‌وقت است که می‌شود امیدوار بود وقتی خبر «احضار مدیر فیس‌بوک به یکی از دادگاه‌های کشور» منتشر شود، به‌جای خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام، مطالبه جدی‌مان این شود که نماینده فیس‌بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگر، به ایران بیاید و علاوه بر پاسخگویی به تهدیدهایی که این نوع شبکه‌ها برای ما دارند، فرصت‌های این پدیده‌ها را برای ما «کمی زلال‌تر» کنند.

+ تکمیلی: «روح‌الله مومن‌نسب» در این زمینه تصریح کرد که «هرگز لفظ احضار از طرف وی ادا نشده است».

+ تکمیلی: «محمدجعفر نعناکار»، در پاسخ به نظرات درج شده ذیل این گزارش، جوابیه‌ای را منتشر کرد.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

75 دیدگاه در “آیا می‌شود از «مارک زاکربرگ» شکایت کرد؟

  1. بسم الله . از اینکه چهارچوبهای حقوقی که فرضا به ادعای شما زاکربرگ و وکلای ایشان می توانند علیه ادعانامه مقامات قضائی استان فارس استفاده کنند به ایشنا راهنمائی فرمودید تشکر. جا دارد آقای زاکربرگ وکلای خود را مرخص و وکالت تهران را به شما بسپرد. و اما بعد :

    1. الآن از کجا اینو برداشت کردید آقای ابوذر وبلاگ پاسداران؟ :)))
      والا چیزی که من خوندم نوشته اتفاقا شما و آقای مومن نسب بازم می تونید از آقای زاکربرگ شکایت کنید. حرف شماها رو تأیید کرده :))))
      خودتون به خودتون می پرید؟ :)))
      خود درگیری دارید احیانا؟ :))))))

    2. به نام خداوند بخشنده و مهربان: لطفا از شایعه پراکنی خودداری فرمائید. چونکه دادگستری استان فارس هرگونه طرح دعوا و شکایت و یا لغت کاملا علمی و حقوقی شما ” ادعانامه ” ای را تکذیب کرده است . پس آقای زاکربرگ نیاز به هیچ وکیل خارجی و یا وکیل تهرانی ندارد . در انتشار و یا انتساب خبر دقت فرمائید.!

      1. بسم الله .

        اینجانب از باب گفتگویی که با محوریت وبلاگ نیوز بازشده کمال تشکر را دارم، تجربه قبلی نشان داده که این گفتگوها یکطرفه پایان می یابد و طرف مقابل از ادامه گفتگو فراری می شود امیدوارم که این تجربه بازهم رخ ندهد و بتوانیم هر دو طرف به جمعبندیهای مفید برای منافع ملی خود برسیم . تلاش کردم تلفنی با آقای نعناکار گفتگو کنم که میسر نشد. از دادن پاسخهای صریح و اینگونه ابطال کردن نظریات ایشان در فضای رسانه ای لذت نمی برم، اما وقتی تا این حد پافشاری وجود دارد و فضای رسانه ای کاملا متاثرشده است چاره ای نیست.

        در ادامه ، پاسخهای اینجانب :

        بر خلاف ادعای آقای نعناکار، آن چیزی که توسط دادستانی محترم شیراز تکذیب شده ، “احضار” آقای زاکربرگ به شیراز است و ایشان هرگز – مطابق ادعای نعناکار – طرح دعوا وشکایت در رابطه با فیسبوک را هرگز منکر نشده و در همان تکذیبیه از وجود “شکایات از افراد خصوصی نسبت به فیسبوک در خصوص انتشار برخی تصاویر و فیلم‌ها ” خبر داده و در ادامه نیز گفته است : “شکایت‌هایی از این سایت‌ها در زمینه کلاهبرداری‌های اینترنتی توسط برخی‌ها یا انتشار تصاویر غیر اخلاقی وجود دارد که شاکیان خواستار شناسایی عوامل آن شده‌اند ” . همچنین ایشان در ادامه تاکید کرده است :”در حال رسیدگی به شکایات افراد در این زمینه هستیم. این مقام قضایی یادآورشد: شکایات افراد خصوصی از فیسبوک و مدیر اجرایی «واتس اپ» و نرم افزار «اینستاگرام» در دو شعبه ویژه رایانه‌ای شیراز در دست بررسی است.”

        مستند به : پایگاه اینترنتی روزنامه ایران : کد خبر: 16117تاریخ: 1393/3/8 00:00
        http://www.iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/16117

        با این حساب، مشخص می شود برخی درصددند هرگونه اقدام و عملیات قضایی مرتبط با این شرکتها در ایران را مخفی یا انکار کرده یا هزینه ی رسانه ای آن را بالاببرند ، والا دادستان صرفا احضار و فیلترینگ را منکر شده اند که در رابطه با آن در ادامه نکاتی را عرض خواهم کرد.

        بر این اساس، آقای نعناکار در استخدام الفاظ دقت کرده و در محیط رسانه ای از زدن تهمت شایعه پراکنی به اینجانب پرهیز کنند !

  2. 1- آنچه که به زعم شما تفاوت در میان مسئولیت مدیر سایت در قبال محتوا و مسئولیت در قبال چهارچوب است، مربوط به زمانی است که عملیات مدیریت سرویس، علنا با نظام حقوقی تعارض نداشته باشد. در صورتیکه مدیر یک رسانه “کاربرمحور” متهم به اقداماتی اساسی شود که با چهارچوبهای حقوقی در تعارض است، بواسطه مسئولیت و اقدامات خود تحت تعقیب قرارمی گیرد نه به خاطر اقدامات کاربران. در اظهارات شما فرض بر بی گناهی زاکربرگ و مجموعه تحت مدیریت او گذاشته شده و فرص شده است که صرفا به خاطر محتوای کاربران او تحت تعقیب قرار گرفته است.

    1. بهتر است دوستان قبل از اظهار نظر در هر زمینه ای اعم از حقوق ، پزشکی ، مهندسی ، مکانیکی و تعمیر خودرو و غیره یا اصلا اظهار نظر مسئولانه نکنند و یا اگر اظهار نظر می کنند اندکی مطالعه نمایند.
      منظور از تعارض در ” نظام حقوقی ” یعنی چه ؟ اعمال آقای زاکربرگ با کدام یک از نظامهای حقوقی مثل کامن لا ، رومی ژرمنی ، سیویل لا و … تعارض دارد؟…!
      هم در قرآن مبین و هم در فقه و هم در قانون(قدیم و جدید) و هم عقل سلیم هم اصل و هم فرض را بر برائت گذاشته است . و اصل و فرض این است که انسانها بی گناهند. فارغ از این بحث که ایشان گرایشات سیاسی خاصی دارد که مطلوب ما نیست اما هر کس جوابگوی عملکرد خویش است، آیا مثلا ایشان محتوای مجرمانه تولید می کنند؟ یا بستر مخصوص ایجاد محتوای مجرمانه مثل پورنوگرافی را ایجاد نموده اند؟
      ضمنا خواهشمند است آب در آسیاب دشمنان و خوراک برای بنگاههای خبر پراکنی درست نکنید…! آقای زاکربرگ در هیچ مرجعی در ایران تحت تعقیب قرارنگرفته است.! واقعا مسئولان به چه شیوه ای باید تکذیب کنند تا شما باور کنید.

      1. 2- از آقای نعناکار که با هویت و شان تخصصی حقوقی تلاش برای گفتگو در این میدان دارند، تعجب می کنم که با ادبیات ریشخند و تمسخر بخواهند پاسخی بدهند. متاسفانه دوستان توهین ها و تمسخر خود را با اقدام رسانه های بیگانه موجه می کنند که حتی اگر واقعا رسانه های بیگانه چنین کرده بودند که عذر بدتر از گناه تعقیب خط رسانه ای بیگانه بدلیل هیچ و پوچ می بود و حالا هم که دشمن تمسخری نکرده و ماجرا را بشدت جدی گرفته است، دیگر واقعا محل تامل و تفکر است و معنای و زوایای زیادی را مقابل دیدگان ما باز می کند . چطور شده است که دشمن یک اقدام خودی را جدی می گیرد وبرخی از “خودی” ها ، اقدام خودی را به باد تمسخر و تخریب گرفته اند ؟ چه شده است که در فضای رسانه ای داخلی این حوادث رخ می دهد ؟

        آقای نعناکار : اقدامات آقای زاکربرگ نه تنها بر اساس نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران و در ابعاد مختلف آن اعم از قوانین جزایی مثل قانون مجازات اسلامی ، قانون مجازات جرائم رایانه ای، قانون تجارت ، آئین دادرسی جرائم کیفری و موارد دیگر با رفتار سالم و قانونمند معارض بوده و جرم تفسیر می شود، بلکه با نظام حقوقی بسیاری دیگر از کشورها نیز تعارض دارد و در این دنیای بزرگ هستند کشورهایی دیگر با جمعیت وقدرت نفوذ زیاد که این شرکت و شرکت گوگل را نیز از محیط فتای خود برون کرده و در صورت دسترسی به زاکربرگ ایتیفای حقوق عمومی و خصوصی را صورت خواهند داد. این واقعا باور ناکردنی است که آقای نعناکار با تفسیر بی ارتباط با نظر من از لفظی که من بکار بردم، تلاش می کند همه اقدامات زاکربرگ را “غیرمعارض با قوانین ایران و جهان” و در نتیجه او را بی گناه و در مقابل قوانین ایران او را مانند برره ای بی گناه جلوه دهند.

        آقای نعناکار، به جای تمسخر و رفتارهای دور از شان گفتگوهای علمی، بدنیست به گفتگو بنشینیم و از شما پاسخهایتان را در چهارچوبی متین ، همان وجهه ای که انشاء الله در آن قالب جلوه گر هستید، دریافت کنیم. موافقید ؟

      2. 3- حتما در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران که متکی به شرع و فقه است ( و در شرع توجه به قران و عقل نهفته است ) اصل بر برائت است. اما اصاله البرائه با وجود دلیل محکمه پسند و جدی، مرتفع می شود و پس از اقامه دلیل محکم، طرف مقابل باید با “رد” عقلی و منطقی دلائل اقامه شده ، برائت خود از اتهام انتسابی را “اثبات” نماید.

        اشکال کار آقای نعناکار این است که تنها مشکل فیسبوک را محتوای مجرمانه درون آن می دانند که به زعم ایشان زاکربرگ در تولید و انتشار آنها کوچکترین نقشی نداشته و مسئولتی در باب انتشار این مطالب علیه منافع عمومی و خصوصی ایران از هیچ منظر ، نه از باب جرائم کیفری و نه از باب قانون و آئین دادرسی ما متوجه وی نیست ! فهرستی از دلائلی را که می توان -و بحکم عقل ، بایستی! – با استنادبه آنها از زاکربرگ تادیه حقوق ملت و دولت ایران را مطالبه کرد، در پاسخ قبلی ام بود که آقای نعناکار ، در سکوت از آنها عبور کردند. به ایشان بازخوانی همانها را توصیه می کنم که برای تکمیل پاسخ کفایت می کند. آیا برای ایشان روشن شد که مسئله ، فقط طلب پاسخگویی در مقابل محتوای مجرمانه کاربران نیست؟

      3. بعید نیست که علت برخی از این موضعگیریهای آقای نعناکار، غیرمتخصص بودن ایشان در شناخت فضای فتا و تلاش ایشان برای تفسیر همه پدیده های فضای فتا از دریچه نگاه حقوقی بدون برخورداری از شم تخصصی فنی و شناخت ریشه ها و مبانی فناوری اطلاعات وارتباطات باشد. اما اینکه واقعا آیا این علت واقعی است یا اینکه این موضعگیری ها ریشه در موضوع دیگری دارد، در ادامه مشخص تر خواهد شد. آقای نعناکار ، بازهم به سبک کامنت اول خود ، ادعایی ناصحیح را به مقامات قضائی نسبت دادند که پاسخ آن مستندا به روزنامه رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران یعنی روزنامه ایران – اتفاقا و لااقل در فضای موضوعات مرتبط با فتا فتا، تعقیب کننده خط فکری دولت فعلی و همچنین ، همسو و هم ذائقه با آقای نعناکار است – داده شد. بدنیست آقای نعناکار متن پاسخ دادستان محترم شیراز را با دقت بخوانند و صرفا با اتکاء به تیترهایی که پایگاه های اینترنتی برای متن ها انتخاب می کنند به میدان موضعگیری وارد نشوند که اینچنین بی دقتی و عجله خود در اظهار نظر را علنی کنند ! خوشبینانه، امیدوارم که این تفسیر و تعبیرهای غیرمنطبق با نص ، واقعا نتیجه عجله و بی دقتی باشد، و نتیجه ی بهم ریختگی های فکری، یا مبانی فلسفی ناهمطراز با الگوی فکری وفلسفی انقلاب اسلامی یا موضوعات دیگر نباشد. آمین.

      4. خدا را شکر که ما الان فرصت داریم تا اقای نعناکار را در فضایی گفتگویی به پاسخگویی بطلبیم، والا متاسفانه دولت ومسئولان آن هرگز حاضر به حضور در فضای گفتگوهای آزاد و کرسی های آزاد اندیشی برای حل و فصل و بررسی دقیق این موضوعات نیستند و همانگونه که وبلاگ نیوز خبرداده است، 1- صرفا افرادی که را به خود هم نظر نباشند، در سکوت، در دولت بیکار و برکنار می کنند : http://weblognews.ir/news/41124/%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86/ و 2- از حضور در گفتگوهای صریح و بی پرده در مورد موضعات جنجالی و درگیریهای ذهنی کاربران فضای فتا طفره می روند ! http://weblognews.ir/news/40867/%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1%DB%8C/
        قدرت این فرصت را می دانیم و از ایشان نیز می خواهم تا به گفتگو ادامه دهیم .

      5. آقای نعناکار در حالی امروز -بعد از موضعگیریهای جدی اکثریت قاطع رسانه های خارجی و موضعگیریهای سطحی و ضعیف برخی رسانه های داخلی- به میدان گفتگو وارد شده اند، که این واقعیات را خلاف اظهارات و تکذیبیه مقامات قضائی و “مسئولان” معرفی می کنند. حال از ایشان باید پرسید آیا کسی جز دادستان محترم کل کشور، سخنگوی دستگاه قضائی و رئیس کارگروه تعیین مصادیق پایگاههای مجرمانه اینترنتی است ؟ معاون قضائی دادستان محترم کل کشور که دبیرکارگروه تعیین مصادیق پایگاههای مجرمانه نیز بوده و طبیعتاً از عالیترین مقامات قضائی برای اظهار نظر در مورد فضای فتا و اقدامات دستگاه قضائی در این زمینه است، در خبری که توسط خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران – ایـرنا – منتشر شده است، از اینکه دستگاه قضائی دستور فیلترینگ واتس آپ را داده و مخابرات آن را اجرا نکرده خبر می دهد و دلائل فعالیت مجرمانه فیسبوک و واتس آپ را تشریح می کند.
        کد خبر: 81144981 | تاریخ خبر: 10/02/1393 – 13:24
        http://www.irna.ir/fa/NewsPrint.aspx?ID=81144981
        ایرنا می نویسد: معاون قضایی دادستان کل کشور توضیح داد: “یکی از مقامات قضایی استان فارس نیز دستور فیلتر شدن واتس آپ را صادر کرده است و این دستور نیز به وزارت ارتباطات اعلام شده که منتظریم هر چه سریعتر اجرا شود.” باید دید اخیراً آقای نعناکار به سخنگوئی دستگاه قضائی منصوب شده اند و احیانا می توانند سخنان آنها را جرح و تعدیل کرده از سوی ایشان مواضعی معارض با منظور اولیه را مطرح کنند، یا اینکه دیگران حق دارند “در راستای نظرات دستگاه قضائی و منطبق بر آن” گزاره های دیگری را مطرح کنند” و بلاوجه مورد اعتراض آقای نعناکارهم قرار نگیرند!
        ایرنا در ادامه درج کرده است : معاون قضائی دادستان کل کشور می گوید : “علت اصلی فیلتر اینگونه نرم افزارها توزیع، انتشار و اشتراک گذاری غیرقابل کنترل محتوای مجرمانه خلاف اخلاق، عفت عمومی، مقدسات، فرهنگ و ارزشهای اسلامی است…دلیل دیگر فیلتر این نرم افزارها عدم نظارت مدیران و قابلیت گمنامی کاربران آنها است و این شرایط زمینه ارتکاب بسیاری از جرایم رایانه ای را فراهم می آورند و از آنجا که مدیران و سرورهای این نرم افزارها در خارج از کشور قرار دارد و هیچگونه همکاری در جهت کشف جرم و حفظ آثار علایم و دلایل وقوع آن با ضابطین و مقامات قضایی ندارند رسیدگی به بسیاری از جرایمی که از طریق نرم افزارهای مذکور ارتکاب یافته بی نتیجه باقی مانده و حقوق شکات و قربانیان جرایم تضییع می شود…دلیل اینکه کارگروه نرم افزار ارتباطی تصمیم به فیلترینگ ˈواتس اپˈ قبل از سایر نرم افزار های مشابه خارجی گرفت، این است که مارک زاکربرگ صهیونیست، مدیر سایت فیلتر شده فیس بوک، اخیرا این نرم افزار را به قیمت نوزده و نیم میلیون دلار خریداری و اعلام کرده قصد دارد از قابلیت های آن در جهت ارتقاء وگسترش فیس بوک استفاده کند تا بدین وسیله از ریزش فعلی کاربران آن سایت کاسته و از زوال حتمی آن جلوگیری کند بنابراین وابستگی جدید این نرم افزار به سایت فیس بوک باعث شده است که زودتر از نرم افزارهای مشابه فیلتر شود. ” بر این اساس، مشخص است در خلاف نظر آقای نعناکار نه تنها مقامات مختلف قضائی – از دادستان شیراز گرفته تا معاون دادستان کل کشور از وجود دلائل مجرمانه و پرونده های مختلف قضائی در رابطه با شرکت فیسبوک و واتس آپ و جرائمی که توسط و یا بواسطه آنها در حال صورت گرفتن است و حقوق خصوصی کاربران و حقوق عمومی ملت در حال تضییع است، بلکه آنها صرفا احضار آقای زاکربرگ را منکر شده اند که آن را نیز توضیح خواهم داد. حال باز آقای نعناکار شاید با اعلام خودخوانده ی وکالت از دستگاه قضائی، می فرمایند : دادگستری “هرگونه طرح دعوا و شکایت” ای را تکذیب کرده است” ؟! چرا آقای نعناکار حتی اظهارات دادستان محترم فارس – و نه دادگستری فارس ! – را نیز سانسور و تحریف کرده اند؟

  3. 2- از مدیر یک موسسه حقوقی بعید بود به این امر توجه نداشته باشند که : اگر یک شرکت یا موسسه، دست به تاسیس دفتر یا انجام فعالیت تخصصی خود در یک محدوده سرزمینی بزند، موظف به رعایت قوانین و مقررات حاکم بر آن حوزه جغرافیایی و اتباع از دستورات مقامات قضایی ذیصلاح است. آقای زاکربرگ بر اساس اسناد افشا شده از سوی اسنودن که مورد انکار رئیس جمهوری آمریکا نیز قرار نگرفت و چالش سنگین امنیتی و حقوقی بین متحدین آمریکا با این کشور را موجب شد، همکاری رسمی و علنی و آزادانه با پروژه پریزم-PRISM (سرقت و جاسوسی اطلاعات از شهروندان جهان از جمله ایرانی ) داشته است و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران باید به اتهام همکاری با دول متخاصم علهی جمهوری اسلامی و جاسوسی بسیار علنی تحت تعقیب قرار بگیرد و اثبات این جاسوسی از نظر قانونی بسیار ساده است . آیا برای شما روشن شد که چرا می توان شخص زاکربرگ را دقیقا به خاطر همین سرویس کاربرمحورش تحت تعقیب قضائی قرارداد؟

    1. لطفا آدرس دفتر آقای زاکربرگ را برای ما ارسال کنید تا بدانیم کجا در سرزمین ایران دفتر دارند و یا اگر احیانا مطالعه حقوقی بخصوص قانون تجارت الکترونیک و یا جرائم رایانه ای را داشتید بفرمایید دامین .ir فیس بوک در چه وضعیتی است.
      همچنین اگر قانون مدنی بخصوص مواد 969 به بعد و قانون مجازات اسلامی را مطالعه کردید به ما ادرس دهید که در کجا آمده اتباع بیگانه مستقر در کشور خودشان موظف به رعایت قوانین ایران می باشند. جسارتا مستندا پاسخ دهید…!؟
      ضمنا بر اساس قانون بخصوص قانون جرائم و مجازاتهای نیروهای مسلح تنها کشور متخاصم با ایران رژِم صهیونیستی می باشد. نه آمریکا و کانادا و … . جهت اطلاع بیشتر شما … .
      در همان قانون هم ذکر شده که اتباع ایرانی به اتهام جاسوسی دستگیر و یا در ایران یافت شوند و یا (استثناء) در برخی موارد در کشور سوم به کشور جهت محاکمه مسترد می شوند. پیشنهاد می گردد قانون استرداد مجرمین را نیز مطالعه گردد.

      1. 4- آقای نعناکار، در حالی خود را صالح به اظهارنظرهای حقوقی در رابطه با جرائم و حقوق فتا دانسته اند که به دو موضوعع توجه ندارند : الف : لازم نیست یک خارجی الزاما در ایران باشد تا جوازی برای اقدام “علیه منافع ملی ایران” نداشته باشد. بر اساس نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، مراجع قضائی ایران صالح به رسیدگی به اتهامات و جرائم عناصر خارجی که علیه حقوق خصوصی یا عمومی ایران مرتکب جرم شده یا متهم میشوند می باشد و برای طرح اتهام علیه ایشان ، حضور ایشان در زمان وقوع جرم در داخل کشور ضرورت ندارد. البته آقای نعناکار توجه دارند که مسئله مبانی حقوقی یک بحث و مسئله دسترسی های فیزیکی بحث دیگری است که البته در جای خود در این رابطه نیز نکاتی را درج خواهم کرد. ب : وقتی یک پایگاه اینترنتی مرتکب جرائمی در رابطه با ایران شده، یا در رابطه با جرائمی در رابطه با ایران مورد اتهام قرار بگیرد، یا برای ارتکاب جرائمی مورد استفاده قرار بگیرد، مدیر این پایگاه بایستی نسبت به این مسئله در چهارچوب نظام حقوقی ما پاسخگو باشد و از اخذ نظر کارشناسی، اخذ اظهارات در چهارچوب مطلع تا اخذ توضیحات در رابطه با اتهامات ، یا صدور دستور برای اجرای دستورات قضائی مانند اصلاح و حذف یک خروجی و یا ارائه مشخصات فرد مرتکب و محتوای مندرجات آن و الخ ، می توان وی را مخاطب دستورات قضائی قرارداد و در صورت استنکاف وی از اجرای دستورات قضائی ، محاکم صالح ایرانی مجاز به اخذ تصمیمات مقتضی در رابطه با مدیر آن هستند و در این میان هیچ فرقی میان شهروندان ایرانی یا خارجی وجود ندارد. آنچه که از زاکربرگ خواسته شده آن است که مقررات جمهوری اسلامی را زیر پا نگذارد. مگر آمریکا شهروندان ایرانی را که به ادعای او علیه منافع این کشور مرتکب اقداماتی شده اند ، حتی از بیرون از خاک خود تحت تعقیب قضائی ، اطلاعاتی ، اقتصادی و غیره قرارنداده و در صورت لزوم و امکان تلاشی برای دسترسی فیزیکی به وی انجام نمی دهد؟ بنظر می رسد اظهارات آقای نعناکار حتا با مبانی حقوقی سرزمین آمریکا نیز همخوانی نداشته باشد، وای بحال مبانی حقوقی جمهوری اسلامی ایران!
        روشن است که در این میان، وضعیت دامین .ir فیسبوک یک موضوع فرعی است که تاثیری نفیا واثباتا در اصل موضوع نخواهد داشت. چون ما در مورد دامین .com این شرکت و سایر برندهای تحت مالیکت وی مانند واتساپ و اینستاگرام و … صحبت می کنیم نه دامین .ir سایت فیسبوک !!!

      2. حیرت می کنم وقتی می بینم فردی به خود اجازه اظهار نظر در خصوص حقوق فتا را می دهد ، اما برای مخاطب قراردادن مدیر یک پایگاه اینترنتی، الزاما و انحصارا قرارداشتن دفترکار وی در ایران را لازم می داند ! ایشان در رفتاری حیرت آور بنده را به مطالعه قانون مدنی کشور ارجاع داده اند. بخشهایی از قانون مدنی که ایشان اینجانب را به آن ارجاع داده اند با هم مرور می کنیم :
        الف : ایشان اینجانب را به مواد 969 به بعد قانون مدنی کشور ارجاع داده اند. بنظر می رسد ایشان خود هم دقیقا نمی دانند که با کدام مواد و دقیقا با کدام بخش آنها کار دارند. زیرا ایشان از میان بیش از 1300 بند و ماده ی این قانون ، بنده را به بیش از 300 ماده از آن ارجاع داده اند ! به طرف گفتند چندتا موداری ؟ گفت ده میلیون میگی نه بیا بشمر ! بهتر است ایشان بندها و موادی که از میان این سیصد بند مد نظر دارند مشخص کرده بعد از آنکه استفاده ی خود از آن مفاد را مشخص کنند، پاسخ مرا بطلبند ! ایشان علاوه بر این سیصد بند از قانون مدنی، اینجانب را بدون مشخص کردن بند و ماده ای معلوم ، به قانون تجارت الکترونیک و قانون جرائم رایانه ای و قانون مجازات اسلامی که حجم آنها جمعا در حال حاضر نزدیک به یک هزار ماده می باشد نیز ارجاع داده اند. از علاقه وافری که ایشان به افزایش سطح و میزان مطالعات بنده دارند تشکر کامل و صمیمانه دارم . اما بهتر نیست از میان این کتابخانه عظیم حقوقی دقیقا بند و ماده مد نظر خود و استفاده خود را قبلا مشخص کنند تا بحث کمی روال عادی به خود بگیرد؟! با روالی که ایشان در ارجاع دادن در پیش گرفته اند ، شاید تفاوتی نمی کرد که ایشان کلا بنده را به مطالعه کل قوانین حقوقی ایران از ابتدای تشکیل عدلیه تا امروز و مصوبات مجمع تشخصی مصلحت و آرای وحدت رویه و متن مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی و اسلامی و شورای نگهبان و … ارجاع می دادند !!!

      3. با توجه به اینکه ایشان ، اینجانب را به مطالعه قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح نیز فراخوانده اند ، تا ایشان اینجانب را به مطالعه آئین نامه های داخلی وزارت ورزش و جوانان فرا نخوانده اند به ایشان عرض شود وجود عنوان رژیم صهیونیستی به عنوان کشور متخاصم برای مخالفت با آقای زاکربرگ و نظام فیسبوک کافی است و در صورتیکه بر اساس مستندات مشخص شود شرکتی در هرکجا از دنیا در حقیقت در راستای اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی و در رابطه با آنها علیه ما فعالیت می کند و مسئولان آن ارتباطاتی مستند با مقامات مختلف سیاسی و امنیتی این رژیم دارند، اقدام حقوقی علیه آن کاملا روا خواهد بود. در رابطه با کشور متخاصم قوانین بسیار سختی در رابطه با ارتباط و همکاری وجود دارد ، اما از آقای نعناکار حقوقدان می پرسم در رابطه با بررسی شرایط حقوقی آقای زاکربرگ در رابطه با ایران ما باید به قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران استناد کنیم ؟ مگر ما در مورد یک کاربر نظامی ایرانی عضو فیسبوک حرف می زنیم ؟ ایا ایشان فراموش کرده اند ما در مورد مدیر غیرنظامی – علی الظاهر – و صهیونیست مقیم آمریکای شرکت فیسبوک گفتگو می کنیم؟ بنظر می رسد این نوع ارجاع دادنهای اجمالا بی محل، در راستای همان ارجاع دادنهای یکهزار و سیصد بندی آقای نعناکار برای افزایش سطح مطالعات مفید باشد و بنظر نمی رسد البته فایده ای بحال بحث ما منطقا داشته باشد.

      4. آقای نعناکار استحضار دارند که مسئله نظام و کشور متخاصم آنجاست که قوانین ارتباط و همکاری با آن کشور و نظام بسیار سختگیرانه است و برخی ارتباطات وهمکاریهای عرفی که در ارتباط با سایر کشورها قانونا عرفا و منطقا پذیرفته شده است ( مثل همکاریهای عادی تجاری ، علمی و غیرآن ، مسافرت، دیدار و … ) در رابطه با کشور متخاصم در شرایط سختی قرار می گیرد. اما این به آن معنا نیست که اتباع سایر کشورها “مجاز” به ارتکاب جرم علیه منافع خصوصی و عمومی ایران بوده و بعلت آنکه – اگر ثابت شود – تابع کشور متخاصم نیستند یا در رابطه با آنها کاری علیه ما نکرده اند، مصون از معاقبت قضائی اند ! این سبک از موضعگیریهای بی وجه حقوقی تقریبا بی سابقه است. با این حساب، چون تنها – بر اساس ادعای آقای نعناکار با ادعای بدون ضمیمه ی مستند در مورد قانون مجازات جرائم نیرهای مسلح ج.ا.ا!!! – رژیم صهیونیستی تنها رژیم متخاصم محسوب شده است ، نیروهای مسلح دولت صدام مصون ار تعقیب و مجازات در رابطه با جنایات و اقدامات خود علیه شهروندان و حاکمیت ایران بوده و مسئولان ناو آمریکایی وینسنس نیز که هواپیمای مسافربری ایرانی را سرنگون کردند، چون تحت امر کشور خود به این اقدام شنیع دست زدند ؛ از محدوده صلاحیت حقوقی و قضائی نظام جمهوری اسلامی ایران برای تعقیب و مجازات و استیفای حقوق ملت ایران بیرون هستند ! ؟ این چه سبک از موضعگیریهای جدید است که از سوی آقای نعناکار آن را مشاهده می کنیم ؟ با این وضعیت، سرنوشت خوشی برای پرونده های حقوقی که از مشاورت ایشان بهره مند هستند تصور نمی کنم !

      5. با توجه به اینکه آقای نعناکار این بار اینجانب را به مطالعه قانون استرداد “مجرمین” ارجاع داده اند ، نگران آن هستم مبادا به مطالعه آئین نامه داخلی هیئت چوگان ارتش ارجاع داده نشوم. فلذا از رجوع به این ارجاع جدید می خواهم ، هرچند مایه شگفتی است که ایشان از مقامات قضائی و حتی بنده نیز جلوتر دویده اند و قبل از محاکمه ی زاکربرگ به هر اتهامی در ایران – ولو غیاباً – حکم به جاسوسی وی داده در مورد روش و نحوه انجام عملیات حقوقی استرداد وی مرا به انجام مطالعاتی فراخوانده اند که ضمن تشکر ، این مطالعه را به زمان اجرای حکم ایشان و مشخص شدن عنوان دقیق مجرمانه ی وی موکول می کنم .

      6. بهرحال آقای نعناکار قبول دارند که در نظام حقوقی کشور ما جاسوسی از سوی اتباع هیچ کشوری علیه ایران “مجاز” و فاقد وصف مجرمانه تصور نشده است ، خواه وی تبعه و مرتبط رژیم نجس و نحس صهیونیستی باشد، خواه آمریکا، کانادا، نروژ، سوئد، فنلاند، یمن، فغانستان، پاکستان، گینه بسیائو یا هر نقطه دیگر از جغرافیای جهان . پس اگر آقای زاکربرگ بر اساس اسنادی که دولت آمریکا نیز آنها را تایید کرد، در یک جاسوسی بزرگ علیه ملت ایران با نظام آمریکا همکاری کرده است، حتما قابلیت تعقیب و رسیدگی به اتهام وی در نظام حقوقی ما وجود دارد و در نتیجه براحتی وی قابل مجازات خواهد بود. دور نیست روزی که زاکربرگ را در محکمه قضائی جمهوری اسلامی ایران در حال پاسخگویی به اتهامات و جرائم ادعایی محاکم صالح قضائی جمهوری اسلامی ایران علیه حقوق خصوصی و عمومی ملت ایران در دادگاهی علنی مشاهده کنیم .

      7. ب : بنظر نمی رسد آقای نعناکار در قانون مدنی ، به متن بسیاری از مواد این قانون، توجه کافی و منطبق با میزان دقت مورد نیاز یک بررسی حقوقی داشته اند. برای مثال همین ماده 969 که اولین ماده مورد ارجاع ایشان در قانون مدنی بوده است یک ماده بسیار کوتاه است که اشعار می دارد : ماده ۹۶۹

        اسناد “از حیث طرز تنظیم” تابع قانون محل تنظیم خود می‌باشند. حالا اینکه اسناد ، فقط از حیث “طرز تنظیم” ، تابع کجا هستند، چه تاثیری در امور ما دارد ؟ اینکه مثلا شناسنامه آقای زاکربرگ یا سند ازدواج وی از حیث “طرز تنظیم ، تابع مقررات کجاست، چه ربطی دارد به اینکه آیا می توان او را به اتهاماتی علیه منافع فردی و عمومی ایرانیان متهم ساخت یا خیر؟ یا اینکه اگر شرکت وی از حیث “طرز تنظیم سند” با چه الگویی تنظیم شده ، چه ربطی دارد به اینکه آیا این شرکت علیه منافع ملت و دولت ما اقداماتی صورت داده یا خیر.

        یا اینکه ایشان به مواد دیگر در این قانون نیز بی توجه بوده اند از جمله آنکه ماده ۹۷۱اشعار می دارد :

        دعاوی “از حیث صلاحیت محاکم” و قوانین راجعه به “اصول محاکمات” تابع قانون محلی خواهد بود که “در آن جا اقامه می‌شود”. مطرح بودن همان دعوا در محکمه‌ی اجنبی “رافع صلاحیت محکمه‌ی ایرانی نخواهد بود”

        به این معنا که دعوای حقوقی یا قضائی هرجا شروع شود، صلاحیت دادگاه و اصول محاکمه نیز تابع قوانین همانجا است. یعنی : اگر دعوایی حقوقی در ایران شروع شد، اصولا محاکمه و قوانین صلاحیت دادگاه نیز ایرانی خواهد بود.
        البته این قانون بسیار به نفع پیگیری حقوقی ما علیه افراد و اتبعا خارجی است. زیرا اشعار می دارد اگر علیه فردی خارج از کشور یک دعوی حقوقی شروع شد، این به معنای نفی اختیار و صلاحیت محاکم ایرانی برای ورودشان به همان موضوع و پرونده و علیه همان فرد نخواهد بود.

        بنظر می رسد این ارجاعات صرفا متکی به حسن نیت آقای نعناکار برای افزایش مطالعه بنده است و ارتباطی با موضوع بحث ما ندارد و یا اینکه بیشتر به ضرر استدلال (؟) های . آقای نعناکار است. من این حسن نیت را گرامی داشته و از آن تشکر دارم.

      8. تا زمانی که آقای نعناکار دقیقا یک بند و ماده مشخص را تعیین نکرده و استفاده خود خلاف نظر اینجانب از این مواد را استخراج و مطرح ننمایند ، من ضرورتی برای کاویدن تک تک بندها و مواد قانون در کشور از ابتدای شکل گیری نظام حقوقی در کشور – از زمان ستون حمورابی و لوح کوروش تا امروز !!! – برای اعلام موارد متعدد موجود در آنها علیه نظرات آقای نعناکار نمی بینم. “کل ساختار حقوقی کشور ما مخالف دیدگاههای آقای نعناکار است” می گوید خیر ؟ اثبات کند!!!! این همان رفتاری نیست که آقای نعناکار پیش گرفته ؟

  4. 3- مطمئنا برادر عزیزم آقای نعناکار اذعان دارند، از جمله شئون فعالیت در یک حوزه جغرافیایی اطاعت از دستورات مقام قضائی است و طبق قانون، مدیران سرویسهای کاربرمحور پس از اخذ دستور قضائی مخصوصا از طرف کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه موظف به اصلاح خروجی خود هستند. آقای زاکربرگ بعلت عدم اتباع از دستور مقام قضائی در اصلاح حجم باورنکردنی محتوای مجرمانه منتشرشده روی رسانه خودش قانونا کاملا می تواند تحت تعقیب قضائی قرار گیرد. به این امر، نیت مجرمانه و ارتباط زاکربرگ با جریانات صهیونیستی را اضافه کنید که سه عنصر: مادی، معنوی و قانونی را در کنار هم علیه وی فعال می کند.

    1. مجددا یادآوری می شود که آقای زاکربرگ در حوزه جغرافیایی ایران نمی باشد و تا کنون هیچ دستور قضایی به ایشان ابلاغ نشده است. مضافا بر اینکه سرور فیس بوک بر روی سرورهای آمریکایی است و ما هستیم که به سرور مثلا آمریکا مراجعه می کنیم نه آقای زاکربرگ به سرور ایران. پس فعالیت او در امریکا ( کشور میزبان سرور) می باشد.که این امر بدیهی است. ضمنا مثلا در ایران دروغ جرم نیست ولی در چین جرم است حال دادستان چین چند ایرانی را باید به علت دروغگویی در برنامه های مسنجر چینی تحت تعقیب قرار دهد؟

      1. 5- الف : برادر مهربانم آقای نعنا کار مجددا چی را ایشان یادآوری کرده اند ؟ اینکه آقای زاکربرگ ایران نیست ؟ مگر آقای ریگی ایران بود ؟ یا اقای شهرام جزائری عرب هنگام فرار به عمان مگه ایران بود ؟ صرف این داخل مرز نبودن ، نهایتا دسترسی مقام قضائی را کمتر می کند، نه اینکه فرد را از مسئولیت و ضرورت اطاعت از دستور قضائی منصرف سازد. حالا مگر هرکسی داخل ایران باشد، مقام قضائی دسترسی کاملی به او در این کشور با مساحت بیش از یک و نیم کیلیومتر مربعی دارد ؟ دسترسی داشتن چیزی است و مسئولیت داشتن چیز دیگر. چرا این دو مفهوم با هم خلط شدند ؟ من در مورد مسئولیت حرف زدم و آقا نعناکار در مورد دسترسی و ابلاغ حکم پاسخ دادند ! ب : همانطور که ایشان حتما استحضار دارند، در قانون آئین دادرسی کسفری جدید، استفاده از ایمیل و سایر ابزارها نیز به عنوان ظرفیت ابلاغ پذیرفته شده و اقدامات لازم برای قرارگرفتن آن در مسیر ابلاغات قضائی در حال تکمیل است. پس به ایشان با ایمیل نیز می شود ابلاغ کرد. هرچند ابلاغ پستی هم کاملا راحت و ممکن است حالا آقای نعناکار بفرمایند از کجا می دانند، تابحال چیزی به وی ابلاغ نشده ؟ از محتوای ایمیل قانونی زاکربرگ مطلند؟ صندوق پستی وی را هر روز چک می کنند ؟ یا نه، از دفتر ارسال و مراسلات دستگاه قضائی و یا ایمیلهای ایشان مطلعند ؟ حال اگر ابلاغیات و دستورات قضائی متعددی وجود داشته باشد که انجام شده باشد، نمی توان اظهارات آقای نعناکار را اظهار دون علم و یا خلاف علم ارزیابی کرده و از ایشان خواست بدون اطلاع موضعگیری نکنند؟

      2. 5- ج : به برادر مهربانم آقای نعناکار مجددا یادآور می شوم که البته که سرورها در آمریکاست، اما همانطور که آقای زاکربرگ آمریکایی است و تاثیری در مسئله ندارد، محل سرورها نیز – البته فقط در آمریکا نیست و بهتر است آقای نعناکار کمی در مرود مفهوم cdn مطالعه کنند که ببینند لازم نیست و شاید مفید هم نیست که الزاما همه ی سرورهایت را بغل دست خودت بکاری ! – هرجا باشد ، تاثیری در مسئله ندارد. بلکه مهم این است که سرورها تحت مدیریت و مالکیت یا اجاره آقای زاکربرگ است و او بواسطه اقداماتی که از طریق تجهیزات تحت مدیریت او صورت گرفته ، مورد پرسش است. د : بازهم ضرورت یادآوری این مطلب مطرح شد که اگر یک فرد ایرانی اقدامی علیه منافع ملی چین صورت دهد ، چین او را تحت تعقیب قرار می دهد و ایران نیز می تواند یک چینی ، یک آمریکایی، یک فرانسوی و یک افغانی را به دلیل اقدام علیه منافع ملی ( خصوصی/عمومی ) خود مورد تعقیب قرار دهد . خواه اقدام این افراد در کشور خودشان جرم تلقی بشود ، یا آنکه اصلا یک همکاری میهن پرستانه در چهارچوب قوانین آمریکا ( مثا جاسوسی زاکربرگ از شهروندان و مقامات ایرانی در همکاری با سازمان NSA آمریکا مانند کاری که علیه بقیه کشورهای جهان کردند ) . با این حساب ما حق نداریم جاسوسهای دیگر کشورها را محاکمه کنیم و حق طلب محاکمه صدام را هم نداشتیم ! آقای نعناکار می بینید انتهای این استدلاهای شما چقدر کاریکاتوری بنظر می رسد ؟ احتیاط لازم را باید کرد تا اظهارات شما بازتاب جهانی نکند که شاید خدای ناکرده مایه ی تمسخر و زیرسئوال رفتن نظامات حقوقی کشورمان در دیدگان هوشیاران نشود !

      3. خیال آقای نعناکار را راحت می کنم که “چین” کشوری نیست که حتا کاربران و “کـــــــــارشناسان” حقوقی اش اگر یک ایرانی در مسنجر دروغی مضر بحال منافع ملی آن کشور بگوید، بر طبل ضرورت توبیخ و برخورد با این فرد ایرانی به هر نحو ممکن نکوبند و از اقدامات مراجع قضائی کشوریشان علیه آن دروغگو ناراضی شوند و تلاش برای تبرئه ی دروغگو بر اساس اصالت البرائه ! کنند .

  5. 4- حتما جناب آقای نعناکار توجه داشته اند که با توجه به موارد فوق، چهارچوبی که می توان طی آنها زاکربرگ یا نماینده حقوقی وی را به مراجع قضائی فراخواند ، الزاما در “اخذ توضیحات به شکل مطلع” منحصر نشده و در قالب معاونت و یا مباشرت در جرم نیز وی بایستی مورد مواخذه و تعقیب قرار گیرد.

    1. دوست عزیز لطفا آدرس بدهید که در کجا عبارت ” اخذ توضیحات به شکل مطلع ” مطرح شده است . ممنون می شوم کامل خط و پاراگراف را ذکر فرمائید.
      ضمنا اقای زاکربرگ حق معرفی نماینده را ندارد می تواند وکیل معرفی کند!

      1. با رجوع به متن اظهارات آقای نعناکار برای بنده مشخص شد که ایشان هم به امکان صریح حقوقی احضار حضوری و یا از طریق وکیل و ارائه لایجه آقای زاکربرگ تصریح دارند : “اگر بر اساس اسناد معلوم شود بخشی در خارج از کشور کاری کرده‌اند که موجب انجام جرم در داخل کشور ما شده است، می‌توان آن‌ها را برای توضیحات فراخواند. اما این لزوما حضور فرد را نمی‌طلبد. بلکه می‌تواند لایحه ارائه کند یا وکیل بفرستد. این کار در گذشته هم نمونه‌هایی داشته است و مشکل قانونی ندارد” حالا مسئله این است که نه تنها زاکربرگ در چهارچوبی که آقای نعناکار به درستی ذکر کرده اند قابل احضار است، بلکه بواسطه اقداماتی که خود از جمله در همکاری با دولت آمریکا علیه منافع ایران در چهارچوب جاسوسی از ملت ایران و همکاری عامدانه و ثابت شده با منتشر کنندگان داده های آلوده و برقراری شبکه مخابراتی رمز در کشور ما بدون جواز قانونی و عدم اتباع از دستورات قضائی و موارد متعدد دیگر صورت داده است نیز قابلیت تعقیب دارد .
        ضمنا با تایید فرمایش آقای نعناکار عرض می شود کسی حق معرفی نماینده ندارد که متهم باشد. جالب است که آقای نعناکار در بسیاری موارد بی سروصدا با اینجانب هم نظرند که زاکربرگ فردی مستحق و تحت تعقیب در ایران است.

  6. 5- همکاری زاکربرگ و مجموعه ی تحت امر ایشان در پروژه های ضد فرهنگی که توسط کاربران آن در حال پیگیری است، مانند پروژه ای که اخیرا توسط “جوجه اردک زشت” پیگیری و اجرا شده ، با دلائل و مستندات فنی احراز شده و معاونت زاکربرگ در جرائم تولیدشده توسط کاربران کاملا محرز بنظر می رسد. روشن است که اگر رصد عالمانه و بررسی علمی و حقوقی درستی روی اقدامات این رسانه ها صورت می گرفت، این عوامل با هم و در کنار هم مشاهده می شد و اقدامات مقامات قضائی با این ادبیات حقوقی ساده سازی و مورد تمسخر قرار نمی گرفت. چنانچه در بررسی محتوای رسانه های بیگانه اثری از تمسخر دیده نمی شود و کاملاً با موضوع به شکلی جدی برخورد شده چون آنها از جرئیاتی که الان برای شما عرض شد مطلعند و فقط ما در داخل موضوع را ساده سازی کرده و به خودمان می خندیم چون دقیق نیستیم . وقتی شبکه بلومبرگ استراتژیک اقتصادی به این موضوع می پردازدف ماجرا صرفات یک خنده و تفنن ساده نیست.

      1. البته سکوت ایشان و عبور از کنار این مسئله -که در چهارچوب حقوقی کاملا معنا دارد- خود یک مسئله معنا دار است که شاید معنای آن این است که ایشان هرگز نمی خواهند کوچکترین اظهار نظری علیه زاکربرگ ، بجز کلی گویی هایی در همین زمینه مانند آنچه که در متن اظهارات خودشان بعنوان تهدیدات فیسبوک هست: “نماینده فیس‌بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگر، به ایران بیاید و علاوه بر پاسخگویی به تهدیدهایی که این نوع شبکه‌ها برای ما دارند، فرصت‌های این پدیده‌ها را برای ما «کمی زلال‌تر» کنند.” وارد جزئیات شده و دقیقا مشخص کنند شبکه فیسبوک چه تهدیدهایی را علیه ما فراهم کرده که مدیر آن – بر خلاف اظهارات متناقض قبلی آقای نعناکار – قادر به پاسخگویی به آنها و رفع آنهاست ! آیا با سکوت شما آقای نعناکار ، زاکبربرگ برائت می گیرد ؟ آلودگی های فرهنگی از بین می روند ؟ پرونده های فسادهای اخلاقی و کلاهبرداری علیه ملت ما و اقدامات علیه منافع عمومی پایان یافته و پاک می شوند ؟ تا کی خاکروبه ها را به زیر فرش جارو می زنید ؟
        شما که مدعی هستید نمی توانید در این زمینه نظر بدهید و کارشناسان جامعه شناسی و فرهنگی جواب بدهد چطور به خود اجازه داده مدعی شدید اجازه دارید تا بواسطه ی این اقدام اجازه ی “خندیدن به یک شخص و یک گروه و یک نظام” دارید. می شود بگویید شما اجازه خندیدن به نظام را از کجا گرفتید ؟ کدام شخص به شما جواز خندیدن – و تمسخر فرد دیگری را داده است ؟ با کدام صلاحیت خود را مجاز به تمسخر یک گروه دیدید ؟ نکند منظورتان همان لبخند محبت آمیز است ؟ ! اگر چنین است که هزاران لبخند محبت آمیز تا انتهای تاریخ تقدیمتان !

  7. و نهایتا : آنچه که به عنوان ظرفیت این شبکه ها در بهره برداری برای اقدامات مثبت از سوی برخی افراد، بدون ارزیابی و تحلیل واقعی ، ابراز می شود، بارها و بارها ابطال آن مشخص شده و معلم شده است که سرویسهایی همچون فیسبوک بارها از اقدامات “موثر” جریانهای سالم در فضای خود جلوگیری می کنند . چرا دوستان با مطالعه ی کم و توجهی ضعیف، صرفا روی یک دیدگاه خاص تعصب داشته و دیدگاه خود را بهروز و با واقعیاتی همچون بکارگرفته شدن فیسبوک و توئیتر در حوادثی مانند فتنه 88 که از سوی مقامات مسئول و قانونی و رسمی آمریکایی مانند وزیرامورخارجه آمریکا به آن اذعان شد ، منطبق نمی کنند؟ کمی صریح باشیم : این بی توجهی ریختن آب به آسیاب کیست ؟

    1. تحریم ، فیلتر ، کتمان حقیقت ، برخورد عصبی و … تا کنون هیچ گاه نتوانسته دردی از دردهای فرهنگی و ورود حجمه رسانه های خارجی را بگیرد. مثلا آیا جلوی ماهواره را توانسته ایم با دستگیری و مجازات بگیریم. یا بهتر بود با افزایش به موقع شبکه های ایرانی مثل اقدامات خوب اخیر صدا و سیما (آی فیلم ، نمایش و تماشا و … ) و … با آنها مقابله می شد و در خصوص آنها آگاهی داده میشد اما نوش دارویی و پس از مرگ سهراب آمدی . بهتر است با دید علمی با مسائل برخورد شود و ما برای دشمنان آسیابی تاسیس نکنیم. و تهدید ها را تبدیل به فرصت نمائیم.
      یادمان باشد در وقایع 88 به علت عدم آشنایی جامعه ارزشی و انقلابی و همچنین به علت فاصله داشتن این اقشار از جوامع مجازی که حقیقتی انکار ناشدنی است، باعث شد تا آن فتنه عظیم رخ دهد، در حالی که اگر این قشر نیز از مزیت ها و پتانسیل چنین شبکه هایی آگاه بودند بی شک میتوانستیم جلوی بسیاری از اقدامات فتنه انگیز را بگیریم، یادمان باشد همین بستر ها در کشور های عربی موجب شد تا بخش عمده ای از بیداری اسلامی رقم بخورد، هرچند بنده هم معتقد هستم باید با دانش و بیش عمیق و اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از ابزار های جدید استفاده نمود و بدون شک استکبار جهانی بی جهت خدمت و سرویسی را برای استفاده عدل طلبان مهیا نخواهد ساخت.

      1. 6- آقای نعناکار ، تعجب می کنم ، از شما بعید است ، چطور شد ناگهان نه تنها وارد تحلیلهای فرهنگی، بلکه وارد تحلیلهای سیاسی هم شدید؟ شما که فقط می خواستید به مسائل حقوقی پاسخ بدهید ؟ چرا اظهارنظر در این زمینه را هم به کارشناسان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نسپاردید و به میدان اظهارنظرهای کارشناسانه ! فرهنگی واجتامعی وسیاسی وارد شدید ؟ اینجا معلوم می شود شما می خواهید به چه مسائلی پاسخ بدهید و می خواهید چه مسائلی را مسکوت بگذارید. مسئله حقوقی بودن یا نبودن مسائل نیست. مسئله نوع مسائل است که شما علاقه ای به گفتگو در آنها دارید یا ندارید. سکوت شما در دید همه و شکست شماست . نه پیروزی.

    2. آقای پاسداران ما مثل شما فکر کنیم و زندگی کنیم و نفس بکشیم خیالت راحت میشه؟!!!!

  8. ضمن تشکر از آقای منتظرالقائم؛
    آقای نعناکار!
    شما در زمان فتنه 88 عضو این شبکه های ضداجتماعی بوده اید؟ چه کرده اید؟
    نظرتان درباره حذف ده ها صفحه و اکانت انقلابی از فیسبوک چیست؟
    اگر آنها صفحه شما را هم مثل ده ها هزار صفحه دیگر بستند، چه می کنید؟
    نظرتان درباره فعالیت آزادانه گروهک های تروریستی مثل مجاهدین خلق، جیش العدل، پژاک و… در این شبکه های ضداجتماعی چیست؟
    آیا فراموش کرده اید که فیلم ترورهایشان را این تروریست ها از طریق همین صفحاتشان نمایش می دهند؟
    نظرتان درباره توهین مکرر به مقدسات و صفحه توهین به امام هادی (ع) در فیسبوک چیست؟
    حضرت آقا فرمودند: «امروز سلطه گران در همه جای دنیا – هر جایی به تناسب – در فکر سلطه فرهنگیند؛ یک نمونه اش هم همین ماهواره است که حالا باز هم می بینم بحث ماهواره را مطرح کرده اند. این منطق درست نیست که ما بگوییم چون تا پنج سال دیگر فنآوری ماهواره پیشرفت خواهد کرد و بدون بشقاب هم مردم ممکن است تصاویر ماهواره را بگیرند، پس از حالا جلویش را باز کنیم! این منطق، منطق صحیحی نیست. آن کسی که این منطق را مطرح می کند، باید بگوید برای جلوگیری از آن [فناوری جدید هم]، چه کار تازه ای باید کرد. این منطق و استدلال، این گونه باید نتیجه بدهد. البته دشمن فنآوری را پیشرفته می کند. در مقابل، شما باید فکر کنید که با تطوّر و پیشرفت فنآوری ماهواره، چه کارهایی را می توانید انجام دهید تا از نفوذ ماهواره جلوگیری کنید. اما این استدلال، که چون دشمن پیشرفت می کند، پس ما بیاییم هر مانعی را از جلوِ راهش برداریم، منطقی نیست. این مانع، علی العجاله مانع است. مثل این است که دشمن تا مرزهای ما پیش آمده، آن وقت بگوییم، ما که نمی توانیم بیشتر از دو ساعت مقاومت کنیم، پس برویم! نه آقا! این دو ساعت را مقاومت کنید، شاید پیروز شدید. این چه حرفی است؟! قانون ممنوعیت ماهواره – که مجلس شورای اسلامی، چند سال قبل از این، آن را تصویب کرد – یک قانون کاملاً درست و بجا بود. حدّاقلش این است شما توانسته اید چند سال این نفوذ را به عقب بیندازید و ان شاءالله باز هم خواهید توانست» آیا دیدگاه شما در ارتباط با ماهواره منطبق با فرمایشات امام خامنه ای است؟! و…

  9. بسم الله . از اینکه آقای نعناکار تاکنون پاسخی برای این نکات نداشته اند خرسند نیستم و امیدوارم این دومین مناظره ی مکتوب من در پرشین بلاگ که منجر به عدم پاسخگویی آقایان به مسائل و اشکالات وارده به اظهاراتشان می شود، نباشد.

  10. از اینکه آقای نعناکار لزومی به ادامه بحث ندیده اند متاسفم. هرچند وقوع آن را محتمل می دانستم . امیدوارم این بار دوستان با مرور مطالب گذشته بازهم از موضعگیری های حقیقتا خنده دار که موجب رضایت دشمن و ناخرسندی خودی را فراهم می آورد پرهیز کنند و دست در دست هم برای مبارزه با استکبار گام برداریم .

  11. سلام
    بحث جالبي بود اون جایی که اقای ابوذر در مورد فیسبوک و … گفتن:” اینگونه نرم افزارها توزیع، انتشار و اشتراک گذاری غیرقابل کنترل محتوای مجرمانه خلاف اخلاق، عفت عمومی، مقدسات، فرهنگ و ارزشهای اسلامی است…دلیل دیگر فیلتر این نرم افزارها عدم نظارت مدیران و قابلیت گمنامی کاربران آنها است و این شرایط زمینه ارتکاب بسیاری از جرایم رایانه ای را فراهم می آورند و از آنجا که مدیران و سرورهای این نرم افزارها در خارج از کشور قرار دارد و هیچگونه همکاری در جهت کشف جرم و حفظ آثار علایم و دلایل وقوع آن با ضابطین و مقامات قضایی ندارند ” به نظر من همین قانع کننده بود برای فلیتر شدن این نرافزار ها البته بحث جاسوسی که ایشون مطرح کردن اون هم دیگه نور علی نور کرده ماجرا رو من موندم اقای نعنا کار از چی دارن دفاع میکنن وقتی افرادی از قبیل اسنودن و …میگن ما جاسوسی میکنم درمورد تاثیرگذاری زاگبرگ هم همین از کلام اقای زوک بگم :
    In 2011, Zuckerberg ranked first on the list of the “Most Influential Jews in the World” by The Jerusalem Post and has since consistently topped the list every year as of 2013
    و اینکه
    1. MARK ZUCKERBERG
    Facebook CEO

    2. BINYAMIN NETANYAHU
    Prime minister

    3. SHERYL SANDBERG
    Chief Operating Officer, Facebook

  12. 1- شما متاسفانه دائما بر غیرممکن و غیر منطقی بودن احضار آقای زاکربرگ یا هر رسانه ی بقول خودتان کاربرمحور دیگر در رابطه با جرائم کاربران تاکید می کنید. این ادعای پرتکرار شماست که بارها آن را تکرار کرده اید. شما این تکرار را در متن فعلی که در دید همگان هست، و در متنی که در سایت خودتان مندرج و لینک آن اینجا مشاهده می شود، بازهم تکرار کرده اید. به دقت ، و جزء به جزء و کلمه به کلمه ، ادله ، عقلی و توضیحی در رابطه با رد ادعای شما اینجا درج شد. حال اینکه چرا شما نمی خواهید به آن توجه کنید، یا شایدهم واقعا متوجه آن نمی شوید، امری است که علت آن زیاد بر اینجانب پوشیده نیست.

  13. 2- با مرور متن مطلبی که از آقای نعناکار در وبلاگ نیوز مندرج است مشخص می شود نه تنها ایشان وقوع شکایت و احضار در دادستانی شیراز را فرض صحیح تلقی کرده اند، بلکه پس از فرض و واقع تلقی کردن اصل وقوع شکایت ، از رسانه ای شدن آن ، خبر داده ، حالا علیه این بقول ایشان شکایت و سپس رسانه ای شدن، موضع گرفته و باب گله و شکایت را باز می کنند که با زبان حال ، “آقا چرا شکایت می کنید و بعد هم رسانه ای می کنید که به ما بخندند (؟!!) ”

    کامل متن، مانند مطالب آقای نعناکار در وبلاگ خودم مندرج است.

    1. با سلام
      مصاجبه علمی خوبی بود.مطالب زیادی را یاد گرفتم.
      کامنت ها هم تکمیل آن بود ولی اگر مقداری علمی تر باشد و نه خط و نشان بهتر است.
      برای اینجانب بسیار متحیر کننده است که آقای نعناکار می فرماید نمی شود از سایت های کاربرمحور بدلیل تخلفات کاربران خصوصی آنها شکایت کرد. جای تعجب دارد!؟ خوب البته ایشان هم مستندا و مستدلا موضوع را مطرح کرده است . دادگستری فارس هم همین را گفته . انصاف را در نظر بگیریم. اما واقعا تکلیف مدیران سایت های کاربرمحور و وظایف آنها چه می شود؟
      از آقای منتظر می خواهم که ایشان هم مستندا و مستدلا جواب این موضوع را بدهد .چون موضوع مهمی است . البته تقاضا دارم نظریه نباشد بلکه بر اساس قوانین مستند باشد.
      آقای منتظر لطفا بفرمائید پا فشاری آقای نعناکار که فرموده بودید علت آن را می دانید چیست؟چون این نوشته ها دوجانبه نیست عمومی است . پس درج مطالب مبهم و دو نفره بماند برای روابط خصوصی شما.
      از اینکه این موضوع مهم مسئولانه پیگیری می کنید سپاسگذارم.

  14. بنام خداوند بخشنده و مهربان
    سلام علیکم و عرض تسلیت بمناسبت سالروز وفات حضرت امام خمینی (ره)
    از سایت وبلاگ نیوز به جهت فراهم نمودن بستر هوشیاری و ارتقای علمی و فناوری سپاسگذارم.
    جناب آقای منتظر القائم انشاء ا… که همگی انتظار واقعی فرجش را داشته باشیم.
    برخود فرض دانستم که مطالبی را خدمت شما برادر عزیز و گرامی یادآوری نمایم.
    دوست عزیز کامنت های این سایت و مطالب سایت شخصی تان را مطالعه کردم. بهتر نبود بجای تجسس در زندگی شخصی دیگران و یا خرید آبرو از دیگران مثل پاسداران جان بر کف و یا جناب آقای مومنی نسب ، از خود تراوش نمائید و بجای غرض ورزی و یا گذاردن لینک بعضی از سایت های نه چندان معتبر ، به بحث علمی می پرداختید.
    اینجانب مصاحبه و کامنت ها و اطلاعیه دادگستری را مطالعه نمودم. به نظر اینجانب مورد پیگرد قراردادن دادگاههای داخلی نسبت به بعضی از مدیران شبکه های اجتماعی خارجی که مکلف به رعایت قوانین کشور خودشان و یا اصول بین المللی هستند امری سخت و البته قدری بیهوده است چون قطع به یقین به ایران نخواهند آمد و دردی از هجومی که به فرهنگ ما وارد می کنند را کم نمی کند. بلکه بعضا شاید انگیزه ایران ستیزی آنها را بیشتر کند . بهتر نیست بنشینیم راهکار بهتری پیدا کنیم قبل از اینکه به راحتی بدون در نظر گرفتن اصول اولیه اسلامی ، برچسب صهیونیسم و ضد انقلاب و گاها ورود به حریم خصوصی افراد که امری بسیاز ناپسند و در دین اسلام بسیار برای او مجازات تعیین شده است .”و لا تجسسوا ” بزنیم. عمل شما باعث شد اینجانب زیر و روی آقای شلیله را در بیاورم که البته خدا را شاهد می گیرم که چیزی نیافتم. امیدوارم او مرا ببخشد.
    مثلا به نظر اینجانب بهتر است با جنبش های دانشجویی بنشینیم و طوماری تهیه کنیم و از جامعه ملل و یا دبیر کل سازمان ملل و یا سازمانهای حقوق بشری بخواهیم وارد صحنه شوند و برای این معضل کاری بکنند. البته بعنوان مثال گفتم لطفا موضع نگیرید و یا به بنده هم برچسب نزنید.
    ابوذر جان ای کاش کسی بود مثل بزرگتری و یا رئیس سازمانی و یا مشابه آنها و به شما می گفت که دچار معصیت شده ای و وارد حیثیت و تجسس در زندگی افراد شده ای.
    در پایان از شما می خواهم به ادامه بحث بصورت کاملا علمی بپردازید و بحث فقط بصورت علمی باشد تا به فضل الهی بتوان چاره ای البته بر مبنای منطق برای این موضوع پیدا کنیم , چون اینطور متوجه شدم که آقای نعناکار هم همین دغدغه را دارد و همگی متحد و هم صدا هستیم.
    فانه حزب ا… هم الغالبون

    1. 1- کلامتان را با طرح یک تهمت شروع کردید : ” بهتر نبود بجای تجسس در زندگی شخصی دیگران…” چرا تهمت می زنید ؟ همکاری آقای محمد جعفر نعناکار و آقای شایان شلیله نه تنها یک امر مخفی نیست، بلکه به شهادت لینکی که همانجا که این مطلب را خواندید گذاشته بودم، چیزی است که آقایان به آن مفتخرند. چرا تهمت زدید ؟ عذرخواهی کسی را نمی کشد. عذرخواهی کنید. از کی تا حالا کارهای علنی افراد را نقل کنیم می شود تجسس در حریم خصوصی؟ تهمت زدید برادرم ، عذرخواهی کنید آقا، نمی میرید!

    2. 2- بلافاصله در ادامه نوشته اید : “… خرید آبرو از دیگران مثل پاسداران جان بر کف… “من که جنابعالی را به جا نیاوردم و نمی دانم چقدر در فضای نبرد سهمگین نرم در فضای اینترنت از قدیم فعال بوده اید، اما این وبلاگ زمانی پاسداران نام گرفت که اسم از بسیج و بسیجی و پاسدار و سپاه آوردن از سوی دوستان مذهبی تندروی و از سوی ارازل و اوباش اینترنتی ، دستمایه ی تمسخر بود. آن زمان با براورد کردن و حساب و کتاب در رابطه با آنچه که دشمن از آن بیشتر بدش میی آید، با مشورت برخی بزرگان ، این نام را انتخاب کردم . در مورد توضیح آن هم در کنار وبلاگم نوشته ام: ” شاید پـاسدار عضو سپاه پاسداران نباشم، اما عاشق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستم ، پاسداری انقلاب اسلامی را محدود در سازمان سپاه نمی دانم و خود را پاسدار ارزشی بزرگ بنام انقلاب اسلامی می دانم، و برای تمام آنها که برای خدا توفیق پوشیدن آن لباس حزب الله خونین و سبزرنگ سپاهی را دارند ، آرزوی دیدار امام زمان (عج) را دارم و همه شان را دوست دارم .” شما این کلمات را نخواندید ؟ اگر نخواندید مشکل شماست. به خاطر بی اطلاعی خودتان و بی حوصلگی و بی دقتی تان دوباره به دام توهین و تهمت افتادید. من در آنچه که می نویسم رسالت پاسداری از انقلاب اسلامی را بر خود فرض دیده ام و خود را عضو سپاه پاسداران هیچگاه معرفی نکرده ام . خرید ابرو از سپاه البته افتخار است، اما من تلاش کردم افتخار سپاهیان باشم، نه محتاج خرید آبرو از ایشان . دوباره باید به شما بگویم که باید عذرخواهی کنید. زشت نوشتید و زود قلم فرسودید. کمی با تامل حرف زدن ، از این خطاهای بزرگ پیشگیری می کند. عذرخواهید کنید آقا!

    3. 3- در آن بحث خرید آبرو ، بنده را متهم به ” یا جناب آقای مومنی نسب” کرده اید. کسی که البته در میان برخی ، متهم به ضربه به آبروی ملی شده ، چطور از سوی برخی دیگر می تواند مایه ی خرید آبرو شود ؟ حالا خوب است روح الله مومن نسب زنده است و حی و حاضر و رفقا از هم نظری زیاد ما در موضوعات متعدد با خبرند. فردا اگر روح الله هم در دفاع از دیدگاه بنده چیزی بنویسد به او خواهند گفت از منتظرالقائم و پاسداران و فلان و بهمان آبرو خریده ! ما به اندازه کافی آبرو داریم که نیاز به بهم نان و آبرو قرض دادن نباشد. الان مهم و هنر آن است که مرد هستیم آبرو را در خطر برای اسلام بیاندازیم یا نه ، که با مطالب امثال شما آقای احمدی بزرگوار مشخص شد واقعا آبروی ما در معرض توهین و تهمت و تخریب است و خدا را شکر که از این میدان فراری نیستیم . فکر نمی کنم یادآوری این نکته ضرورت داشته باشد که برای بار سوم باید عذرخواهی کنید آقا !

    4. 4- دقیقا بلافاصله، نگاشته اید که : “…از خود تراوش نمائید…” مگر از کسی Copy \Paste کردیم که فرمودید از خود ترواش کنید ؟ بروید کمی مطالعه کنید و بنده و دوستان را بشناسید که آقای نعناکار از خود تراوش کرد و بنده نیز از خود و البته که از کوزه همان برون تراود که در اوست. از کجا مطلب به سرقت برده بودم که لازم شد به من تذکر دهید از خود تراوش کنم ؟ به خاطر این یکی تهمت هم نمی خواهید عذرخواهی کنید؟

    5. 5- دست بر دست نگذاشته ، بلافاصله بازهم زحمت کشیده با تازیانه ی کلمات مجددا نواخته اید که :” بجای غرض ورزی و یا گذاردن لینک بعضی از سایت های نه چندان معتبر ، …” اگر منظور از غرض ، همان هدف است، که بعله من هدفمند مطلب نوشتم. اما اگر معنای دیگر می دهد، معنایش را بگویید وبعد از من جواب بطلبید. اما اینکه نوشتید گذاردن لینک بعضی سایتهای نه چندان معتبر، کبریتی زیر دانش و آگاهی های فناورانه خود زدید ! نمی دانستم : isna.ir : خبرگزاری دانشجویان ایران، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران: Irna.ir ،همین پایگاه وبلاگ نیوز : Weblognews.ir ، پایگاه اینترنتی دادستانی شیراز dadfars.ir ، پایگاه خبری مطرح و مهم مشرق نیوز mashreghnews.ir ، خبرگزاری بسیج دانشجویی SNN.ir ، پایگاه شخصی آقای نعناکار Nanakar.com و پایگاه موسسه کارآفرینی ایران iranea.com تعدادی پایگاه نه چندان معتبرند ! البته تایید می کنم و قبول دارم که در این میان ، دو پایگاه شخصی آقای نعناکار و موسسه کارآفرینی ایران ، در میان مابقه نه چندان معتبر محسوب می گردند! من هم که لینک پایگاه دیگری را نگذاشته و از پایگاه دیگری مطلب نقل نکردم . زحمت پوزش و عذرخواهی به واسطه این توهین و تهمت را نیز به خود ندهید. بعید است توان و قدرت انجامش را داشته باشید !

    6. 6- شما بلافاصله، مرا به بحث علمی دعوت کردید. همین اینجا در حضور همه شما و آقای نعناکار را به یک مناظره علمی و حضوری و یا در رسانه های رسمی و غیر رسمی دعوت می کنم . ما که چیزی جز بحث علمی نداشتیم . شما هم که چیزی جز حملات بی جا نداشتید. حالا ایراد مطالب ما کو ؟

    7. 7- جواب آن قسمتهایی که خواستید وارد بحث محتوایی در مورد اصل موضوع بشوید را در پاسخ آقای نعناکار داده ام . کفایت می کند. ابهامتان را مشخص کنید. ما در مورد امکان حقوقی حرف می زدیم . البته جواب حرفهای شماها را هم داده ایم و ابهامات خود را مشخص کنید تا جواب داده شود.

    8. 10-پایان : بر خلاف نظر جنابعالی آقای نعناکار بهرطریق در گفتگوی تلفنی با بنده تاکید کردند قصد ادامه بحث را – علمی ویا غیر علمی ! – ندارند. ما که آماده ایم . بیارید ایشان را هرجایی که خواستید ما در خدمتیم .

    1. پاسخ وبلاگ نیوز:
      سلام.
      مطلب آقای نعناکار جوابیه‌ای به مطلب پیشین منتشره بود که در متن جوابیه به کامنت‌ها پیوند داده شد. با این‌حال محتوای کامنت‌های ایشان هم در بخش نظرات باقی مانده است. اگر حضرتعالی هم مانند جناب نعناکار جوابیه‌ای دارید، می‌توانید با ارسال به وبلاگ نیوز، درخواست انتشار بدهید تا نسبت به انتشار در بخش «یادداشت‌ها» اقدام شود.
      با تشکر

      1. تا وقتی ندیده بودم که این کار را برای آقای نعناکار انجام داده اید، نیازی به آن نمی دیدم و گفتم درج لینک کافی است. شما لینک را به متن پیوند ندادید و این پیشنهاد را درج کردید. وقتی متوجه شدم همیبن کار را برای آقای نعناکار انجام داده اید، ذیل همان یادداشت میهمان تعجب خود را درج و با همین پیشنهاد خودتان موافقت کردم . یادتان هست در کد خبر 41345 در جواب همین موافقت من چه نوشتید ؟ یادتان اگر رفته ، لینک می دهم ! http://weblognews.ir/news/41345/تحلیل-نصوص-اطلاعیه-منتشر-شده-در-دادگست/
        در جواب من که نوشته ام : برای رعایت بیطرفی عینا مطلبی که در وبلاگ پاسداران به عنوان جوابیه ی ایشان منتشر شده را نیز عینا منتشر نمائید. با تشکر. نوشتید : سردبیر می‌گه:
        خرداد ۱۷, ۱۳۹۳ در ۰۰:۵۰
        پاسخ وبلاگ نیوز:
        سلام. از آن‌جایی‌که نامی از حضرتعالی در خبر اصلی ذکر نشده است، وبلاگ نیوز موظف نیست مطلب شما را ذیل جوابیه جناب نعناکار و یا خبر اصلی ذکر کند. در این خبر جناب «مومن‌نسب» و «نعناکار» ذی‌نفع هستند که در خبر اصلی دو خبر تکمیلی از هر دو نفر درج شده است.
        با تشکر

  15. آقای منتظر
    اولا چرا هر کلمه را در یک لینک می نویسی
    یک متن درست و کامل در یک کامنت بنویس و السلام.
    دوما خوب جواب حقوقی بده برادر . مثلا بگو فلان ماده یا فلان معاهده بین المللی و یا غیره تا بحث وارد فاز علمی بشود. آنقدر عصبانی مطلب می نویسی که پر غلط املایی است.
    بحث علمی یعنی بحث مستند. ما منتظر بحث علمی هستیم.
    من هم با آقای احمدی موافق هستم که حیف است در اینجا بحث علمی نشود.
    در ضمن لینک در مورد آقای شلیله را من هم دیدم. عده ای همه معتبر از وزیر و مدیر موسسات و مراکز علمی دولتی بودند . مشکل اقای شلیله را ندیدم . در ضمن مرکزی معتبر بود. لطفا بیشتر توضیح دهید که آقای شلیله چکاره است .
    با هم از شما می خواهم صرفا علمی بحث کنیم.
    ممنون

    1. 4- فکر نمی کنید در موضوع به این مهمی، آقای نعناکار، و یا وبلاگ نیوز بودند که با اتکاء به تمسخرهای مشخص نشده ی عده ای، از گفتگوهای علمی به جز چند کلمه ای، پرهیز کردند و وقتی جواب ایشنا در همان دستگاه و ادبیات داده شد، برآشفته شده فریاد وا ادبا و وا علمیا سردادند؟ شما آنهمه گفتگوی دقیق در متن نوشته شده ی قبلی من را اینقدر راحت انکار می کنید، فکر نمی کنید من باید به این فکر باشم که شما یحتمل تصمیم دارید هرآنچه مطلب دیگر هم بنویسم آن را هم منکر شوید؟ من با این حساب، فقط قسمتهای علمی گفتگوی قبلی را مجددا اینجا درج می کنم ببینم واکنش حضرات به متن های علمی چه خواهد بود . بگذریم که شما خطای تایپی را به عصبانیت نسبت داده اید ، و باید پرسید خطاهای تایپی خودتان هم نشان از عصبانیت شماست؟

    2. کل این چالش شما، مربوط به صرفا خط انتهایی مطلب من بود. باورتان می شود این همه انرژِی فقط روی خط آخر گذاشتید ؟ حالا از حاشیه ها بیرون می آییم و می خواهیم فرض کنیم از ابتدا حرف می زنیم . دلائلم را فقط از متن های قبلی تکرار می کنم ببینم این همه حرف حساب را چرا بعضی ندیدند.

    3. بسم الله . 1- : استناد به حکم عقلی و قرآنی و حقوقی اصاله البرائه اینجا بی ربط است. اصاله البرائه مربوط به زمانی است که هنوز دلیل مشخصی اقامه نشده است. مدیر فیسبوک را می توان بعنوان معاونت در جرائم برخی کاربران – حمایت از آنان – و به عنوان مباشرت در جرائمی مشخص که مربوط به خود سرویس است مورد تعقیب قرار داد. از جمله است عدم اجرای دستور قضایی و جاسوسی از جمهوری اسلامی ایران که مورد تایید محققین آگاه فضای فناوری اطلاعات و حتی رئیس جمهور دولت آمریکا قرار دارد.

    4. 2- دادستانی شیراز صرفا انجام “احضار و اعلام جرم تاکنون” را تکذیب کرده و در ادامه بر قرارداشتن پرونده در مسیر تحقیقات اولیه تاکید کرده است. بنابراین این اطلاعیه هرگز به معنای رد مبانی امکان احضار و یا قول دادن مبنی بر اینکه هرگزی احضاری انجام نخواهد شد ، نیست. درک این معنا، دانش حقوقی وسیع نمی خواهد و آگاهی از زبان فارسی برای توجه به آن کافی است.

    5. 3- همانگونه که آقای نعناکار تصریح کرده اند، اگر مقام قضائی ایرانی به این نتیجه برسد که فردی مقیم خارج از ایران یا تبعه دیگر کشورها بواسطه اقدامی علیه منافع ملی (خصوصی یا عمومی) مورد ظن قوی قضائی است، مانعی در مسیر احضار و اعلام جرم علیه او وجود ندارد.

    6. 4- هیچ منبع موثق ایرانی مدعی نشده است که کسی ادعا کرده دادستانی شیراز چنین احضاری کرده است. تنها وبلاگ نیوز و آقای نعناکار این امر را باور کرده ، سپس آن را امری غلط معرفی کرده و سپس در تلاش برای رد مبانی حقوقی این عمل انجام نشده برآمده اند.

    7. 5- هیچ منبع موثق خارجی به خبر -البته غیرموثق- برخی پایگاههای خبری ایرانی به شکل تمسخر و تحقیر ننگریسته و مشخص نیست ادعای مسخره شدن منافع ملی بدلیل این احضار – البته انجام نشده تاکنون- از کجا ناشی می شود. پایگاه ها و رسانه های استراتژیک بیگانه موضوع را از جنبه های راهبردی و با ادبیاتی کاملا سیاسی و اقتصادی مورد بررسی قرارداده بودند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.