شاعر این شعر من هستم

یکی از دوستان اهل شعر که از جهت اشراف بر اشعار و مطالعه شعر به نوعی دایره المعارف شعر محسوب می شود، چند وقت پیش یکی از غزل های مرا در صفحه اش به نام مرحوم قیصر امین پور منتشر کرده بود! که خب با تذکر برخی از مخاطبان، اصلاح شد. این مساله برایم از دو جهت جالب شد. یک اینکه حتماً غزل خوبی سروده ام که یک نفر مثل او توانسته است بپذیرد که مرحوم قیصر می تواند شاعر این شعر باشد که خب از این جهت بدون تعارف حس خوبی به من دست داد.

مورد دیگر این بود که برایم سوال شد که چرا باید او دچار این اشتباه شده باشد؟ مصرع اول شعر را در گوگل جستجو کردم و متوجه شدم که بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها یا این شعر را بدون ذکر منبع منتشر کرده یا انتهای شعر نام مرحوم قیصر امین پور را نوشته اند. نکته عجیب تر اینکه رسیدم به یک سری اخبار که مربوط می شد به اولین مصاحبه فرزاد حسنی بعد از جدایی اش در یک برنامه رادیویی مشترک با مهران دوستی، که هر دو گویا فقط بخش هایی از این غزل را می خوانند و بعد از آن بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها هم این شعر را نسبت داده اند به فرزاد حسنی!

من چون آن برنامه رادیویی را نشنیده ام نمی دانم آیا آنها ذکری از نام شاعر کرده اند یا نه؟ و از این جهت که این شعر در کتاب «چه حرف ها» که مجموعه غزل های عاشقانه ام است بوسیله انتشارات فصل پنجم منتشر شده، خیالم راحت است که هر کسی به نام هر کسی منتشر کند، باز شاعر این شعر من هستم و نه شخص دیگری.

موضوعی که باعث شد این یادداشت را بنویسم، این بود که حواسمان جمع باشد که گاهی عدم ذکر منبع و نام شاعر و نویسنده یک اثر، می تواند بلایی که شبکه های اجتماعی سر آثار مرحوم دکتر شریعتی، مرحوم حسین پناهی و … آورد را سر عزیزانی چون زنده یاد قیصر امین پور هم بیاورد. هر چند گوگل منبع خوب و مطمئنی برای جستجو نیست ولی گاهی می شود حداقل برای اینکه با اطمینان کاذب و بدون علم، یک شعر را به یک نفر نسبت ندهیم، آن را در گوگل جستجو کنیم و ببینیم آیا همه شاعرش را یک نفر می دانند یا هر کسی چیزی گفته است؟! هر چند ممکن باز هم اگر همه یک چیز بگویند، آن هم اشتباه باشد! خواهش من این است که این یادداشت و این شعر را (با نام بنده) بازنشر بفرمایید تا آن دنیا شرمنده امثال مرحوم قیصر امین پور نباشیم. پیشاپیش از شما سپاسگزارم.

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم
راه رود جاری احساسمان را سد کنیم
عشق، در هر حالتی خوب است؛ خوبِ خوبِ خوب
پس نباید با «اگر» یا «شاید» آن را بد کنیم
دل به دریا می زنم من… دل به دریا می زنی؟
تا توکّل بر هر آنچه پیش می آید کنیم
جای حسرت خوردن و ماندن، بیا راهی شویم
پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم
می توانی، می توانم، می شود؛ نه! شک نکن
باورم کن تا «نباید» را «فقط باید» کنیم
زندگی جاریست؛ بسم الله… از آغاز راه…
نقطه های مشترک را می شود ممتد کنیم
آخرش روزی بهار خنده هامان می رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم

انتهای پیام/.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

جایزه همراه اول