چرا حرفی از سازندگی و همیاری نمی زنید؟

جوابیهدر وبلاگ ها- در پی انتشار متن گفت و گوی اختصاصی وبلاگ نیوز با حمید داودآبادی، فاطمه موسوی، مدیر وبلاگ فصل انتظار با ارسال جوابیه ای به این نویسنده دفاع مقدس، خواستار انتشار آن در وبلاگ نیوز شد.

متن این جوابیه بدین شرح است:

باسمه تعالی

با سلام خدمت دوستان وبلاگ نیوز که با فعالیت چشمگیر خود در سومین جشنواره رسانه های دیجیتال بسیار خوب درخشیدند هر چند با بضاعت کم.

با اجازه شما نقد وبلاگنویسان ارزشی را از همین جا شروع میکنم.

ارزشی خود یک مصداق بارز است که همراه هر اسمی بیاید به آن هویت و یک نوع اتیکت محتوایی میزند. اینجا حرف از وبلاگ نویسی آن هم از نوع ارزشی است که این بزرگوار نویسنده با برخورد اولیه خود در مصاحبه نوعی تحقیر را برای این این لقب به بزرگواران نویسند ارزشی وارد آورده است.

هر چند که از نظر بنده ایشان سابقه و ید طولایی در این نوع برخورد را دارند اما خواستم به محضر دوستانی که با نوع گویش و نوع برخورد ایشان اعتراض اشتند و شناخت کمتری دارند عرض کنم که ایشان در بسیاری از پاسخگویی هایشان در محافل و حتی در وبلاگشان عادت دارند برخورد هایی اینچنین داشته باشند. و حتی در ایمیل هایی که ایشان برای دوستان منتقد ارزشی خود می فرستند از همون نوع برخورد استفاده کرده اند.

الا ایها الحال! بحث نقد را از ایشان شروع کردیم که به دو قسمت اشاره خواهم کرد.

1. نوشتن از خاطرات در کتاب و یا در فضای سایبری آن هم از نوع خاطرات دوران نوجوانی ایشان می باشد که در اکثر خاطرات ایشان طوری خاطرات را مورد بررسی و مورد بیان قرار داده اند که کسی فکر نمی کند این داوود آبادی همان داوود ابادی نوجوان است یا مردی است که خود را در کوران گذشت روزگار و در پشت میز کاری است که در خلوت خود گذشته را حلاجی کرده و می خواهد احساسات مخاطب را در دست گیرد. البته نقد این بحث را باید بصورت باز و در فصل های متعدد بیشتر بررسی کرد.

2. نقد از ایشان این است که چرا یک نویسنده خاطرات دفاع مقدس این طور در هر محفل سخن و حرف از انتقاد های شکننده می زند و حرف و سخنی از سازندگی و همیاری نمی زنند؟ چرا قصد دارند در مقابل همه نویسنده های ارزشی این فضا قد علم کنند و همیشه خود را فرا روی این محافل مخصوصا رسانه های فضای سایبری می بینند؟ مگر نه این است که خود ایشان از همین فضا استفاده می کنند و گزارش کار هر چه انجام می دهند – چه خوب و چه بد – را در وبلاگشان نقل می کنند؟ آیا ایشان خودشان چه برتری نسبت به این عزیزان دارند که همه جا و همه وقت فقط انتقاد های کوبنده می کنند؟

مورد دیگری که برای بنده واقعا نامفهوم می نماید این است که ایشان همیشه در حال استفاده از حمایت های ارگان ها و اشخاص هستند. آیا منظورشان این بوده که به شخص ایشان هم رتبه و مقامی اهدا میشد و یا غرفه مجانی با امکانات وزارتی و دولتی می دادند؟

بنده که در حال بازدید از نمایشگاه بودم دیدم که افراد با کمترین امکانات در برپایی غرفه هایی پر محتوا دست بکار شده بودند و آن چنان فروتنانه دم از ادای وظیفه در برابر دوستان شهیدشان می کردند و حتی کلامی از گرفتن امتیاز نمی زدند و بنده را از این باب تحت تاثیر قرار دادند و همین طور بر آن شدم که در این امر بنده نیز مجدانه فعالیت کنم.

جناب داوود آبادی فرمودند که جزیره ای عمل شده است. بله! تا وقتی که افراد بخواهند از این راه نان درآورند و یا منصب و وجهه کسب کنند همین طور است. هرچند بنده با برخی از این عزیزان آشنا هستم که با نام مستعار می نویسند و فعالیت می کنند تا شناسایی نشوند و بعضا چند نفر در کنار هم در چندین سایت همیاری و همکاری دارند ولی شخص آقای داوود ابادی بی خبرند. البته جامعه از اینان بی خبرند و تنها از آثار و از همت آنان در جامعه استفاده و بهره برده می شود.

یادم هست روز آخر نمایشگاه در میز گردی که جمعی از این دوستان و بزرگواران دعوت به صحبت کردند جناب داوود ابادی هم که گذر می کردند تشریف آوردند و برای دوستان هم جالب شد که ایشان افرادی را که به صحبت گرفته بود را نمیشناختند مخصوصا بنده را!

در آخر با قسمت آخر این مصاحبه بسیار موافقم و آن هم قسمتی بود که این کلمه را دیدم حس مسئولیت. آری! همه ما مسئولیم و همه در پیشگاه الهی باید در قبال آن چه هستیم و می توانیم باید ادای وظیفه کنیم حتی دولت و حتی قلم به دستان این حوزه.

این قسمت را چندین بار مرور کردن اش باز هم نو و تازه است. شهيد حميد باکري جانشين فرماندهي لشکر 31 عاشورا بود و چه زيبا گفت از دوستانش که دراين سال هاي بعد از جنگ چگونه خواهند شد:

دعا کنيد که خداوند شهادت را نصيب شما کند، در غير اين صورت زماني فرا مي رسد که جنگ تمام ميشود و رزمندگان امروز سه دسته مي شوند: دسته اي به مخالفت با گذشته خود برميخيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند. دسته اي راه بي تفاوتي را بر مي گزينند و در زندگي مادي غرق مي شوند و همه چيز را فراموش مي کنند. دسته سوم به گذشته خود وفادار مي مانند و احساس مسئوليت مي کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد. پس از خدا بخواهيد که با وصال شهادت از عواقب زندگي پس از جنگ در امان باشيد. چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن بسيار سخت و دشوار خواهد بود.
انتهای پیام/.

فاطمه موسوی
وبلاگ فصل انتظار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.