سرنوشت جدید برای «هسته»های ایران

امضای بیانیه 3 جانبه بین روسای جمهور ایران، ترکیه و برزیل از مطالبی بود که درصد قابل توجهی از محتوای روزهای اخیر را تشکیل داده است. موضوعی که برخی آن را یک فرصت ملی و برخی دیگر آن را تهدید ملی خطاب می کنند.

به گزارش «وبلاگ نیوز» این بیانیه که نه تنها در سطح داخلی، بلکه در سطح بین الملل هم دارای بازتاب های گسترده ای بود، در وبلاگ های فارسی هم نتایج و نظرات قابل توجهی را در پی داشت و بحث های زیادی در شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها پیرامون این موضوع منتشر شد.

یک اتفاق خوب
نخستین دسته از تحلیل ها را وبلاگ نویسانی منتشر کردند که مفاد بیانیه تهران را به سود منافع ملی جمهوری اسلامی دانستند. هاتف خالدی، نویسنده وبلاگ “خرچنگ زاده در غربت” جزو نخستین وبلاگ نویسانی بود که به این موضوع پرداخت و این توافقنامه را یک بازی برد-برد برای ایران قلمداد کرد و ضمن ارائه دلایلش برای این تحلیل، می نویسد:

این توافقنامه برای ایران یک بازی برد-برد است. با این حال مشخص نیست که روشنفکر(!) داخلی که تا پیش از این از عدم نیاز ایران به انرژی هسته ای سخن می گفت و امروز با افزوندن شناسه “مان” بر سر کلمه اورانیوم قصد دارد تا حقی ملی برای خود در این زمینه قائل شود ، دردش چیست و اصولا جمهوری اسلامی باید به چه ساز آنها برقصد که سرسختی و کوتاه نیامدن ایران در این باب را به عدم تعامل جهانی تفسیر می کند و امضای توافق نامه ای چنین شیرین و استراتژیک را حمل بر تحقیر ملی می داند.

مهدی خانعلی زاده، نویسنده وبلاگ “مهدی نیوز” هم این بیانیه را مثبت ارزیابی می کند و انتقادات افرادی که به این موضوع ایراد می گیرند را مورد تحلیل قرار می دهد:

اصلا بعید نبود که ماجرای پذیرش تبادل سوخت هسته‌ای برای رآکتور تهران در ترکیه با مخالفت این عزیزان روبرو شود. به هرحال مهم این است که اینها باید با احمدی‌نژاد مخالفت کنند؛ فرقی نمی‌کند که موضع احمدی‌نژاد مخالف آنهاست یا موفق. برای همین است که کسانی که تا دیروز خودشان را برای پذیرش تبدیل سوخت … می‌دادند، امروز فریاد “وا استقلالا” و “وا عزتا” سر می‌دهند.

اتفاقی نیفتاده است که!
از دید عده ای هم بیانیه تهران نه خوب بوده است و نه بد. نویسنده وبلاگ “دغدغه ها” در این باره می نویسد:

امتیاز مهمی داده نشده، اتفاق خاص و جدیدی هم نیفتاده. نه جام زهری سرکشیده شده و نه پیروزی به دست آمده. مساله‌ی اتمی هم ظاهرا سرجایش باقی‌است. یعنی بحث اصلی “روند غنی‌سازی” بوده که هنوز هم هست. بحث خرید سوخت ٢٠% برای تهران هم یک بحث حاشیه‌ای بود و هست.

وبلاگ “موسی وار” هم بی توجه به اصل مفاد بیانیه، پوشش غیر رسمی رئیس جمهور برزیل در ملاقات با متکی را یک نوع توهین تلقی می کند و آن را در دنیای دیپلماتیک بی احترامی به دستگاه دیپلماسی کشور می داند.

خوب؛ از آن لحاظ!
در این میان چرخش موضع برخی از وبلاگ نویسان مخالف نظام جمهوری اسلامی، مورد توجه قرار گرفت. عطاءالله مهاجرانی، نویسنده وبلاگ “مکتوب” و پای ثابت تحلیل های اخیر شبکه تلویزیونی بی.بی.سی فارسی، در وبلاگش این بیانیه را از حیث تامین امنیت و منافع ملی به هنگام و مناسب خطاب می کند و موضوع را این طور تحلیل می کند که باید بین منافع ملی و نقد حکومت ایران تفاوت قائل شد:

واقعیت این است که می بایست بین منافع ملی و امنیت ملی و تمامیت ارضی و استقلال از سویی و نقد و معارضه با حکومت ایران و دولت از سوی دیگر تمایز قایل شد. به عبارت دیگر ماجراجویی در سیاست با توجه به منافع ملی متفاوت است. پیمان ایران، ترکیه، برزیل گامی است که حکومت ایران به سوی منافع ملی و پرهیز از ماجراجویی برداشته است. همین گام را بایست تایید و تحسین کرد.

گویی مهاجرانی فراموش کرده است که در یک سال گذشته حامی جریانی بوده است که برای چند ماه می رفت تا امنیت و منافع ملی را به باد بدهد!

نویسنده وبلاگ “مجمع دیوانگان” هم بیانیه تهران را به دلیل کم کردن فشار تحریم ها و خروج موضوع هسته ای ایران از صدر اخبار داخلی و خارجی و کاهش احتمال حمله نظامی به کشور مناسب می داند و دیدگاه مهاجرانی را -البته از آن لحاظ- نقد می کند:

آقای مهاجرانی در یادداشت خود معترضین به توافق تهران را «برخی فعالان سیاسی که در انتظار حمله آمریکا و اسراییل به ایران هستند» معرفی کرده است. واقعا برای ایشان متاسفم که در دو یادداشت پیاپی اینگونه اندیشه های متفاوت با خود را مورد زشت ترین حملات قرار می دهد و برای نقد آنها پیش از هرچیز واقعیاتشان را قلب می کند و تقلیل می دهد.

ما که ناراحت شدیم!
دسته بعدی تحلیل های منتشره را وبلاگ هایی تشکیل می دادند که بیانیه اخیر تهران را موضوعی نه چندان خوشایند قلمداد می کردند. سمیه توحیدلو، نویسنده وبلاگ “بر ساحل سلامت” نمونه ای از این دسته تحلیل هاست. توحیدلو مقایسه نظرات احمدی نژاد درباره تبادل سوخت در گذشته و مفاد بیانیه تهران در بخشی از تحلیل خود می نویسد:

پیشنهادی که به مراتب فایده بیشتری داشت در مذاکره با روسیه و آمریکا از دست دادیم و پای مذاکره ای با برزیل و ترکیه نشستیم. اگر قرار بود نشان دهنده استقلال و عزت نفس ِ ملی مان باشد خوب بود، اما هنوز هم با این توافق باید نگران و منتظر نظرات همانها باشیم!

شاید خوب، شاید بد…باید منتظر ماند
مجدالدین معلمی، نویسنده وبلاگ “سه الف” در تحلیلی نسبتا جامع، خوب بودن یا بد بودن این بیانیه را در 3 حالت شکست ایران، پیروزی ایران و باخت طرفین ارزیابی کرده است. تحلیلی که مشخص شدن نتیجه را به مذاکرات وین وابسته می داند:

یک هفته سرنوشت ساز و طوفانی در انتظار جمهوری اسلامی خواهد بود. معتقدم با امضای این توافقنامه به راه بی بازگشتی قدم گذاشته ایم که تاثیری شگرف -چه مثبت و یا منفی- در مناسبات بین المللی و داخلی ایران خواهد گذاشت و امروز به عنوان فصل ممیزه تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد. به زودی میزان خیر یا شر بودن، این تحول هویدا می شود!

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.