جنایت در خمینی ‌شهر و کاشمر؛ آیا مقصر فقط «ناجا»ست؟

با گذشت نزدیک یک ماه از فاجعه رخ داده در یکی از باغات خمینی‌شهر و با رسانه‌ای شدن چند مورد مشابه دیگر، فضای وبلاگستان نیز هم‌چون جامعه ملتهب این فضا بوده و به علل و ریشه‌های این اتفاق پرداختند.

این مساله کماکان تحت‌الشعاع تعریض امام‌جمعه خمینی‌شهر در خطبه‌های نماز‌جمعه که قربانیان را آدم‌های علیه‌السلامی ندانسته بود و سخنان رییس پلیس آگاهی که گفته بود آنها (مهمانان) اگر لباس مناسب داشتند شاید اینطوری نمی‌شد، قرار داشت. وبلاگ “دختر ترشیده” به طنز اشاره کرده که لابد باید گفت:

آیا فی المثل، رییس پلیس راهنمایی رانندگی هم نمی تواند بگوید اگر عوامل استکبار جهانی، اتومبیل را اختراع نمی کردند اکنون شاهد این حجم ترافیک در شهرهای بزرگ و این آمار بالای تصادفات جاده ای نبودیم؟!

با این حال حجم مطالبی که پیرامون مسئولین به‌ويژه در سایت‌های ضد انقلاب نوشته شد به گونه‌ای بود که سید احمد موسوی در وبلاگش با اشاره به خبرسازی جریان‌های اپوزیسیون از این حادثه و بزرگ‌نمایی اشاره برخی مسئولین درگیر این واقعه به نوع پوشش و علت حضور قربانیان حادثه نوشته است:

این هشدارها و توصیه‌های اخلاقی وفتی از نگاه رسانه‌ها و حامیان اپوزیسیون عبور می‌کند بدون هیچ دلیل مشخصی با همجیت و دستکاری بسیار غیرمعقولی به این تعبیر می‌شود که این مسوولین در صدد توجیه جنایت هستند، یا این توصیه‌ها را برای فرار از جایگاه مسوولیت خود می‌دانند، علیرغم اینکه این مسوولین در کلام و عمل و با دستگیری فوری مجرمین ثابت کردند که در رسیدگی به مجازات متجاوزین به عنف جدی هستند این باصطلاح منتقدین به مثابۀ آدم های رنجور از امراض روانی به غرغر و تفاسیر غلط همواره در صدد آلوده کردن فضا به اطلاعات مغرضانه و غلط هستند. حال جریان سازی خبری رسانه‌های اپوزیسیون و احزاب و اشخاص مصطلحا منتقد نظام منجر به این شده که قشر مخاطبین آنان اینگونه برداشت کنند که نظام جمهوری اسلامی معتقد است “هر کس مورد تجاوز گرفت مقصر است”

اما آن‌چه که می‌توان وحدت وبلاگ‌نویسان نامید آنست که وقوع چنین حوادثی را ناشی از ضعف و بی‌مسئولیتی پلیس دانسته‌اند. هرچندحجت الاسلام زائری در “نمایندگی مجاز” این مساله را فراتر از پلیس ‌می‌داند و نوشته است:

اگر مسئولان اجرايي به جاي مشغول شدن به وظايف خود ، به سخنراني هاي اخلاقي بپردازند و آيه و حديث بخوانند كلي كار روي زمين مي ماند و مشكلات روي هم تلنبار مي شود .

اگر مسئولان امنيتي به جاي تأمين امنيت مردم و جلوگيري از وقوع جرم ، فقط سرشان به وضع پوشش بانوان گرم باشد ، كابل دزدي و مجسمه دزدي كه سهل است ، خانواده ها هم در معرض غارت و تجاوز قرار مي گيرند.

اگر عالمان و بزرگان به جاي آرامش و معنويت و توصيه اخلاقي و نصيحت و موعظه ، در روز جمعه ‌با عصبانيت حرف هاي سياسي بزنند مردم براي جبران خلأ معنويت سراغ رمال و كف بين و كلاس عرفان شرقي و فرادرماني مي روند .

اگر رسانه گروهي رسمي ما به جاي ارائه اخبار صحيح و دقيق ، تعارف و شعار پخش كند ، ميدان براي شايعه و دروغ و فارسي وان و من وتو و بي بي سي باز مي شود .

واقعا تصورش را بكنيد كه وقتي هيچ كسي كار خودش را نكند ، چه اتفاقات هولناكي ممكن است رخ بدهد !

یاسر عرب هم در وبلاگ “همسایه” صریحا کیفرخواستی علیه نیروی انتظامی صادر می‌کند و دلیل اجتماع مجرمانه جانیان را احساس امنیت آن‌ها از عدم ورود و برخورد نیروی انتظامی می‌داند و می‌گوید:

مسئله عجیب در این مورد این است که ۱۴ نفر با سلاح سرد از دیوار باغی بالا میروند، مردان را در اتاق زندانی می کنند و به ۵ زن ، تعرض میکنند ، جرمی که صد در صد حکم اش اعدام است . مسئله این است که چطور ۱۴ نفر باهم هماهنگ میشوند تا جرمی که مجازاتش اعدام است را به این راحتی انجام دهند ؟ آیا جز عدم واهمه از نیروی انتظامی دلیل دیگری برای چنین جرمی وجود دارد ؟ آیا این مسئله به این دلیل نیست که متهمان این جرم را ساده می پنداشته اند و امکان دستگیری خود را نمی داده اند ؟ آیا به این دلیل نبوده که فکر میکرده اند آسیب دیدگان از آنها شکایت نمی کنند ؟ اگر برخورد نیروی انتظامی با آسیب دیدگان تعرض به نوامیس این گونه باشد که خودشان را مقصر بداند ، آیا همین اتفاق نمی افتد ، یعنی آسیب دیدگان از شکایت پشیمان نمیشوند ؟ وظیفه پلیس این است که به آسیب دیدگان اطمینان دهد که قانون حامی آنهاست نه این که تقصیر را گردن خودشان بیندازد.

نویسنده وبلاگ “دانش‌طلب” هم نوع برخورد نیروی انتظامی را ناشی از حوادث سیاسی و رخداد‌های دو سال اخیر می‌داند واین‌گونه نوشته است:

یک عاملی که کاملا موخر است و چهره‌ای سیاسی ـ اجتماعی دارد مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد، این عامل «بر هم خوردن نظم اجتماعی و تغییر رفتار پلیس در اثر تحولات سیاسی» است. همه می‌دانند که دولت پس از اعتراضات سیاسی دو ساله گذشته از نظر اجتماعی اصطلاحا «وا داده است». تحلیلگران برخوردهای شدید با ابتذال، توزیع کنندگان مواد مخدر و شدت عمل در برابر اراذل و اوباش را تحریک کننده حوادث پس از انتخابات می‌دانستند و واضح بود که مسئولین به دنبال بازگرداندن فضای آرامش به کشور به راهکار سکوت و امتناع از برخورد با معضلات اجتماعی پناه بردند. در نتیجه طی مدتی‌‌ همان عوامل ناقض امنیت اخلاقی رو به افزایش گذاشتند و مرتکبین جری‌تر شدند. در ماه‌های گذشته هرزه پوشی در تهران به صورتی درآمد که نگرانی‌های جدی به بار آورد.

هم چنین مصطفی آجرلو در وبلاگ “نگارستان” با نگاهی به روزنامه‌های سراسری این‌گونه ادعا کرده است که برخی از این رسانه‌ها حمله‌ای گازانبری به نیروی انتظامی را برای انفعال و فشل کردن نیرو آغاز کرده‌اند. از یک‌سو با اشاره به آغاز طرح امنیت اجتماعی گله می‌کنند چرا نیروی انتظامی به وظایف خود عمل می‌کند در حالی‌که تیتر یک و صفحات اصلی آن‌ها با پرداختن به این موضوع نیروی انتظامی را به اهمال از انجام وظایف خود متهم می‌کند و نوشته است:

سیبل اصلی در اخبار مرتبط با این حوادث نیروهای انتظامی و پلیس و دستگاه قضایی بود به بهانه عدم برخورد سرسختانه با اراذل و اوباش در حالی که همین رسانه ها در صفحات دیگر خود مجددا نیروهای انتظامی و پلیس را متهم به سختگیری اجتماعی و مقابله با حقوق شهروندی مردم در طرح امنیت اجتماعی کرده بودند و این دو با هدف مستاصل سازی و ایجاد آشفتگی در مطالبات مردم از پلیس بیان می شد.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.