در آن دنیا برای فوت «ستار بهشتی» باید پاسخگو باشم

به گزارش «وبلاگ نیوز»، اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در گفت‌وگو با روزنامه کیهان درباره موضوع فوت «ستار بهشتی» به سئوالات خبرنگار این روزنامه پاسخ داد.

احمدی مقدم گفت که در حال «بررسی جدی» موضوع مرگ این وبلاگ نویس است و به سئوال های خبرنگار کیهان اینگونه پاسخ داد.

در ارتباط با قضیه «ستار بهشتی» وبلاگ نویس فوت شده توضیح دهید.

تحقیقات درباره این پرونده در حال حاضر در اختیار دستگاه قضایی است. بنابراین اجازه بدهید که در یک فرصت دیگری به این سوال پاسخ بدهم.

به هر حال شما یکی از مسئولین را به خاطر همین قضیه برکنار کردید. حداقل در این رابطه توضیح بدهید؟

من عرض کردم. پرونده فعلا در اختیار قوه قضائیه است. دستگاه قضایی از همان روز اول حادثه پرونده را در اختیار خودش گرفت. دراین رابطه 7 نفراز نیروهای ما در مظان اتهام قرار گرفتند که بازداشت موقت شدند. ولی در همان تحقیقات اولیه در دادسرا، 3 نفر از آن ها آزاد شدند.

آنچه برای دستگاه قضا مسلم شده است، نقش داشتن هر کدام از این چهار نفر به نحوی از انحا در وقوع حادثه منجر به فوت ستار بهشتی بوده است. در مورد علت فوت این وبلاگ نویس هم دادستان فعلا اعلام نظر کرده که در این رابطه قتلی صورت نگرفته ولی قصور چرا.

از نظر دادستان، ماموران می توانستند رفتارهایی داشته باشند که از مرگ وی پیشگیری کنند. مثلا هیچ نیازی و ضرورتی به تحویل متهم برای بازجویی در روزهای تعطیل که معمولا بازجویی هم تعطیل است، نبود و می توانستیم این کار را روز یکشنبه یا دوشنبه بعد از پایان تعطیلات انجام دهیم.

دومین قصوری که در این رابطه صورت گرفته است نگهداری از این متهم پس از تحویل گرفتن از زندان در بازداشتگاهی است که صرفا یک محل اداری است و مجهز به دوربین نیست تا بتوان وضعیت جسمانی و روحی متهم را لحظه به لحظه چک کرد. سومین قصور هم ندادن داروی آرامبخش به متهم بوده که البته نسخه ای هم همراه نداشته است.

همراه نداشتن نسخه دلیل برای ندادن دارو نمی توانست باشد، ماموران برای اطمینان می توانستند از دکتر دیگری بخواهند تا معاینه اش کند.

بله. البته دستگاه قضایی این فرضیه را که ممکن است متهم در اثر نخوردن آن دارو فوت کرده باشد را رد کرده است. ولی در هر صورت متهم وقتی می گوید سرش درد می کند و اطلاع می دهد که در این رابطه نسخه ندارد، مأموران باید تحقیق کنند و مأمور پزشک بیاورند و حق ندارند از کنار آن بی تفاوت عبور کنند.

علت برکناری رئیس پلیس فتا فرمانده انتظامی تهران بزرگ چه بود؟

من معتقدم با نظارت صحیح تر می شد کاری کرد که اصلا چنین حادثه ای رخ ندهد. پلیس فتا یک مجموعه کوچکی است با وظایف محدود و در این رابطه صرفا وظیفه کشف فنی جرم را داشته و حق ادامه تحقیقات در پرونده را نداشته است. بنابراین ادامه کار باید در پلیس آگاهی یا پلیس امنیت پیگیری می شده است. در واقع در اینجا هم یک خطای مدیریتی صورت گرفته است که لاجرم در این رابطه نیز برخورد مدیریتی صورت گرفت ولی به این معنا نیست که مدیر مورد نظر در قتل نقشی داشته است.

در احتمالات موجود به این نتیجه نرسیدید که شاید فوت این وبلاگ نویس خواسته دشمن بیرونی باشد و توانسته باشند با ارتباط برقرار کردن با برخی ماموران و تطمیع آنان دست به این جنایت بزنند؟ چیزی شبیه کشته سازی هایی که در جریان فتنه 88 رخ داد؟

نه. این فرضیه تا آنجایی که من می دانم مردود است و فکر نمی کنم از آن دست پرونده ها باشد. به هرحال چیزی در این رابطه اثبات نشده است.

به نظر من این دومین قاطعیت بزرگ شما در طول مدیریتتان در نیروی انتظامی است. یکی در قضایای کهریزک و الان هم در برکناری یکی از مسئولان. چنین روحیه ای سلامت نیروی انتظامی را تضمین می کند. ویژگی که در کمتر مدیری مشاهده می شود که به جای سرپوش گذاشتن بر اشتباه ها، تصمیمات قاطع بگیرند حتی اگر به ضررشان باشد.

در حوادث مشابه، همین رویه را در برخی کشورهای غربی می بینیم. یعنی برای اینکه فشار افکار عمومی مهار شود، مسئول قاصر و خاطی یا استعفا می دهد یا برکنارش می کنند. ولی مسئولیت ما مسلمان ها که در کشور اسلامی انجام وظیفه می کنیم و اعتقاد به آخرت داریم بیش از این هاست.

بالاخره در آن دنیا هم باید پاسخگو باشیم. بنده شاید در این دنیا توانستم به نحوی از تیررس افکار عمومی عبور کنم و اشتباه خودم را توجیه کنم ولی در آن دنیا وقتی از علت فوت آقای ستار بهشتی سوال کردند، باید پاسخگو باشم. این وبلاگ نویس به هر دلیلی مرد، من هم دیگر نمی توانم او را زنده کنم ولی می توانم با مستمسک قرار دادن همین اشتباه از تکرار چنین حوادثی در آینده جلوگیری کنم. «فاعتبروا یا اولی الابصار». از این حوادث ما باید عبرت بگیریم. اتفاقا بنا دارم در این باره با جدیت برخورد کنم چون فکر می کنم این جدیت ما در سازمان خودمان بازدارندگی بسیاری دارد.

در رابطه با حادثه تلخ کهریزک در جریان فتنه 88 هم من شخصا به خانه تک تک خانواده های عزیز از دست داده رفتم و به آن ها عرض کردم که من برای پادرمیانی یا جلب رضایت به این جا نیامده ام. بچه شما را هم نمی توانم زنده کنم. ولی آمده ام حلالیت بطلبم به خاطر قصوری که در این زمینه به عنوان مسئول این سازمان مرتکب شده ام. ولی هرکاری که برای احقاق حقوق شما از دستم برآید انجام خواهم داد. آن ها هم این بزرگواری را کردند و این کار را کردند. بالاخره باید با ادبیات دینی حقوق مردم را دنبال کنیم و نباید اجازه بدهیم در سازمانی مثل نیروی انتظامی که بایستی احیاگر حقوق مردم باشد خودش به حقوق مردم بی توجه باشد.

انتهای پیام/.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.