آیا فیس بوک و توییتر بالاخره دنیا را تغییر می دهند؟

به گزارش «وبلاگ‌نیوز» روزنامه مردم‌سالاری روز گذشته نوشت: در روزهای اخیر دو اظهار نظر از شهروندان ایرانی در فضای مجازی بیش از همه توجه روزنامه ها و خبرگزاری های آمریکایی و اروپایی را به خود جلب کرده است. اولی که بازتاب گسترده ای داشته و به تحلیل ها و بحث های دامنه داری منجر شده است، پیام تبریک محمد جواد ظریف به مناسبت سال نو یهودی بوده است. این پیام توییتری زمانی بیشتر مورد توجه قرار گرفت که کریستی پلوسی دختر رییس سابق مجلس نمایندگان آمریکا زیر آن نوشت: «ممنون! سال نو با پایان دادن به انکار هولوکاست از سوی ایران شیرین تر می شود.» و وزیر امور خارجه کشورمان پاسخ داد:«ایران هرگز هولوکاست را انکار نکرده است. مردی که هولوکاست را انکار می کرد، رفته است. سال نو مبارک.»

ماجراهایی که فعالیت دولتمردان ایرانی در شبکه های مجازی به دنبال داشته کمابیش در روزهای اخیر در صدر اخبار داخلی کشور بوده است. رسما محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور، بیژن زنگنه وزیر نفت و مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه عضو فیس بوک هستند. به نام هر کدام از وزرا و حتی خود رییس جمهور هم صفحه هایی در شبکه های مجازی هست که البته تأیید شده نیستند.

صفحه های تأیید شده و مطالبی که منتشر می کنند اتفاقا مورد توجه کاربران این رسانه ها بوده است. می شود گفت استاتوس های ظریف در فیس بوک جزو محبوب ترین استاتوس های منتشر شده به زبان فارسی است و نفس حضور او و دیگران در شبکه های مجازی، میزانی از رضایتمندی را در بین شهروندان به دنبال داشته است. اگرچه برخی رسانه ها و محافل سیاسی سعی کرده اند این فعالیت ها را با چالش های قانونی روبه رو کنند اما، تا حدی، واقعیتی به نام شبکه های مجازی پذیرفته شده است.

عضویت رهبران و دولتمردان در توئیتر و فیس بوک اکنون دیگر امری جا افتاده است. کار تا جایی پیش رفته است که در مقاطع حساسی رسانه های بزرگ به نوشته های فیس بوکی و توئیتری سیاستمداران استناد می کنند. برای مثال در سال 2011 و 2012 وقتی تظاهرات اعتراضی در روسیه برگزار می شد بسیاری از رسانه ها نظر مدودف رییس جمهور وقت روسیه را از نوشته های فیس بوکی او اخذ می کردند یا در مصر و پس از برکناری مرسی او از طریق شبکه های مجازی اطلاع داد که مقاومت خواهد کرد.

این تنها نقش شبکه های مجازی در بیان دیدگاه های سیاستمداران است وگرنه، بر کسی پوشیده نیست که در سال های اخیر فیس بوک و توئیتر نقش مهمی در اعتراضات مردمی برای مثال آنچه در کشور های عربی اتفاق افتاد، داشته اند. این درست است که در واکنش به فعالیت دولتمردان ایرانی در شبکه های مجازی الهام امین زاده معاون حقوقی رییس جمهور خبر از «بررسی منع قانونی فیس بوک» داده است و آخرین خبرها حاکی از کشیدن کار به کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه است اما، به نظر می رسد ماجرا تا حدی پذیرفته شده است و موضع گیری ها از نفی کامل به نقد محتوای شبکه های مجازی میل پیدا کرده است. روزنامه کیهان در سرمقاله روز یکشنبه 17 شهریور بدون گمانه زنی درباره منع قانونی فعالیت دولتمردان ایرانی در شبکه های مجازی، گفته ظریف در مورد هولوکاست را نقد کرده است.

کیهان نوشته است: «منظور آقای ظریف از «مردی که هولوکاست را انکار می کرد» آقای دکتر احمدی نژاد است و این اشاره ضمن آن که اهانت به رییس جمهور سابق و دور از انصاف و آداب دیپلماتیک است، با واقعیت نیز همخوانی ندارد.»

مسئله این نیست که آنجا چه نوشته شده است و تا چه حد مستدل و قابل قبول است. مسئله این است که شبکه های مجازی که در اصل ابزار هایی برای ترویج گفت و گو و نقد و نظر هستند، پذیرفته و تأثیر گذار قلمداد شده اند.

در حوزه ارتباطات و در بحث در مورد رسانه ها دو تعبیر «رسانه های سرمایه سالار» و «خرده رسانه ها» همزمان با فراگیر شدن استفاده از شبکه های مجازی جعل شده اند. رسانه های سرمایه سالار روزنامه ها و خبرگزاری هایی هستند که برای انتشار نیازمند سرمایه کلان و طبیعتا حافظ منافع سرمایه گذاران هستند. خرده رسانه ها رسانه های شخصی از وبلاگ ها گرفته تا شبکه های مجازی هستند که پدیده «شهروند- خبرنگار» را به وجود آورده اند. ناگفته پیداست که در آنچه خرده رسانه ها منتشر می کنند واقعیت بیشتری را می توان سراغ گرفت و این ویژگی به علاوه امکان گفت و گو باعث می شود خرده رسانه ها و به طور خاص شبکه های مجازی مروج گفت و گو و دموکراسی باشند.

کشف آتش تغییرات قابل توجهی در زندگی بشر به وجود آورد. اختراع چرخ هم زندگی بشر را وارد فاز تازه ای کرد. وقتی ماشین بخار و دستگاه چاپ اختراع شد هم بشر به عصر تازه ای پا گذاشت همانطور که، اختراع رادیو و پس از آن ظهور و فراگیر شدن تلویزیون و نهایتا اینترنت، بشر را وارد عصر ارتباطات و اطلاعات کرد. شبکه های مجازی مستحیل در اینترنت اند اما، به نظر می رسد اینکه دیگر ارتباطات و اطلاعات در انحصار رسانه های سرمایه سالار نیست اتفاق مهمی رخ داده است که ورود انسان به عصر تازه ای را نوید می دهد. پرسیدن این سوال که آیا فیس بوک و توئیتر بالاخره دنیا را تغییر می دهند؟ دیگر خوش باورانه نیست.

انتهای پیام /.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همراه من و اوانو