شورای عالی فضای مجازی نتوانسته اقدام روشنی در جهت مدیریت فضای مجازی انجام دهد

سید نظام الدین موسوی منتخب مردم تهران در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در گفتگوی زنده اینستاگرام :

  • پیش از شیوع ویروس کرونا تقریبا بخش عمده‌ای از تعاملات انسانی در بستر فضای مجازی شکل گرفته بدیهی است که قرنطینه ایجاد شده نیز به طور طبیعی فرصت استفاده از فضای مجازی را برای افراد بیشتر کرده است؛ به گونه‌ای که مردم آموزش‌ها، خرید و فروش، سرگرمی و اوقات فراغت خود را در این فضا دنبال می‌کنند.
  • تعاملات و ارتباطات رسانه‌ای را باید در دو سطح رسمی وغیرسمی تعریف کنیم، رسانه‌های رسمی رسانه‌های شناسنامه دار و مرجع هستند با این وجود آنچه که در سطح رسانه‌های رسمی شاهد هستیم این است که ما در این سطح چه در داخل و چه در خارج از کشور قوی نیستیم.
  • یکی از مشکلات رسانه‌های رسمی کشور این است که این رسانه‌ها عمدتاً به دلیل این که متصل به نهاد‌های حاکمیتی هستند به طور طبیعی محدودیت‌هایی دارند و این محدودیت‌ها موجب می‌شود که در خیلی از جا‌ها نتوانند تعامل و اثرگذاری جدی روی مخاطب داشته باشند. از طرفی خیلی از رسانه‌های ما همچنان با روش‌های قدیمی و سنتی عمل می‌کنند و فضای جدید رسانه‌ای را کمتر شناخته اند.
  • رسانه‌های ما در حوزه مدنی فعالیت زیادی نداشتند و در سطح بین المللی نیز رسانه قوی نداریم، متاسفانه در کلان حاکمیت هم توجه جدی به رسانه‌ها صورت نمی‌گیرد به گونه‌ای که هزینه‌هایی که برای رسانه‌ها می‌شود در مقابل هزینه‌هایی که برای سایر پدیده‌ها می‌شود خیلی کمتر است مضاف بر اینکه رسانه‌های ما هم دچار رفت و خمودگی هستند و از بزار‌های نوین استفاده‌های بهینه نمی‌کنند و نتوانستند خود را با مقتضیات روز هماهنگ سازند.
  • باید در حوزه رسانه‌ای تحول ایجاد کنیم و این تحول نیز نیازمند یک نقشه راه جدی است که در آن همه ابعاد فعالیت‌های رسانه‌ای گنجانده شود، تا در این بخش نیز به مرحله قوی شدن برسیم، کار اصلی مجلس شورای اسلامی ریل‌گذاری است. در واقع مجلس دو وظیفه مهم دارد که یکی از آن‌ها قانون‌گذاری و دیگری نظارت است با این وجود معتقدم که در حوزه رسانه نیازمند یک نظام جامع رسانه‌ای هستیم. به هر روی یکی از دلایلی که رسانه‌های ما قوی و تاثیرگذار نیستند این است که ما قانون جامع رسانه‌ای نداریم.
  • معتقدم مجلس می‌تواند در حوزه قانون گذاری قوانینی را وضع کند که هم رسانه‌های رسمی و شناسنامه دار اختیار و امکان بیشتری داشته باشند و هم رسانه‌های غیررسمی در فضای مجازی به صورت چارچوب‌مند فعالیت کنند.
  • مجلس در حوزه نظارتی نیز می‌تواند دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی را موظف کند که قوانین رسانه‌ای را اجرایی کنند. به هر روی اگر در حوزه رسانه‌ای قانون‌گذاری خوبی هم داشته باشیم، اما شناخت دقیق و روشنی نسبت به این فضا وجود نداشته باشد در این حوزه نیز به مانند بسیاری از حوزه‌ها که قوانینی خوبی دارند، اما به آن‌ها عمل نمی‌شود اتفاق خاصی نمی‌افتد.
  • رهبر معظم انقلاب از مدت‌ها قبل روی حوزه فضای مجازی تاکید داشتند و در این راستا نیز شورای عالی فضای مجازی را ایجاد کردند، اما بنده ضمن احترامی که برای اعضای این شورا قائل هستند معتقدم که در این شورا اتفاق و اقدام روشنی صورت نگرفته و این شورا خیلی نتوانسته فضای مجازی را مدیریت کند.
  • معتقدم عدم هماهنگی کامل در اجزای نظام برای رقم زدن یک اتفاق جدید در حوزه فضای مجازی وجود دارد. به گونه‌ای که در شورای عالی فضای مجازی هم نوع نگاه‌ها به این فضا متفاوت است. مثلاً برخی‌ها به فضای مجازی فقط به صورت تکنیکال نگاه می‌کنند ومعتقدند که ما در این حوزه باید زیرساخت‌ها اعم از پهنای باند و سرعت اینترنت را بیشتر کنیم، اما سوال این است که تکلیف محتوا چه می‌شود و برای آن چه فکری باید کرد. واقعیت این است که در این حوزه یا هزینه‌ای نمی‌شود و یا هزینه کمی صورت می‌گیرد. به همین دلیل این وضعیت موجب شده که ما همواره به فضای مجازی به عنوان یک تهدید نگاه کنیم.
  • متاسفانه ما شناخت دقیقی از ماهیت فضای مجازی نداریم و ارزیابی درست و دقیقی ازاین پدیده نکرده یم و از طرفی کسانی هم که وارد این حوزه میشوند شناخته دقیقی از آن ندارند، بنده کسانی را دیده ام که در حوزه فضای مجازی به عنوان یک مقام مسئول شناخته می‌شوند؛ اما توان ساختن یک ایمیل را ندارد و یا کسانی هم در حوزه رسانه‌ای مسئولیت دارند، ولی یکی از خوبی‌های خود را این می‌داند که هیچ پیام رسانی روی تلفن همراه آن‌ها نصب نیست و همچنان از پیامک استفاده می‌کنند. خب طبیعی است که چنین فردی اگر بخواهد در رابطه با فضای مجازی تصمیم‌گیری کند نمی‌تواند تصمیم درستی اتخاذ کند.
  • معتقدم بزرگترین دغدغه رهبر معظم انقلاب، مردم و یا هر حکومت عاقلی در حوزه فضای مجازی محتوایی است که در این فضا منتشر می‌شود و این موضوعی است که ما روی آن سرمایه گذاری نکرده ایم.
  • صرف تغییر قوانین و یا آدم‌ها ممکن نیست اتفاق خاصی در حوزه رسانه به ویژه در صدا و سیما بیافتد چرا که این تغییر مستلزم تغییر بینش است، صدا و سیما نیز مانند بسیاری دیگر از دستگاه‌های اجرایی کشور به صورت سنتی و با همان چارچوب‌های گذشته اداره می‌شود از طرفی صدا و سیما هزینه‌های سنگینی دارد به گونه‌ای که مسئولان این سازمان بیش از هر چیز دیگری باید متوجه هزینه‌های سنگین این سازمان باشند.
  • شبکه‌های متعددی در صدا و سیما ایجاد شده و هر کدام از این شبکه‌ها نیز هزینه‌های سنگینی دارند، اما سوال این است که آیا اثر گذاری این شبکه‌ها به اندازه هزینه‌هایی که صورت می‌گیرد بوده و آیا اگر به سمتی برویم که شبکه‌های محدود تر، اما اثرگذار تری داشته باشیم این بهتر نیست.
  • اگر یک‌دهم هزینه‌هایی که در صدا و سیما می‌شود در فضای مجازی صورت میگرفت شاید ما امروز تا این حد در فضای مجازی مشکل نداشتیم؛ البته کار‌هایی صورت گرفته و معاونت فضای مجازی در سازمان صدا و سیما ایجاد شده، اما اینکه این معاونت توانسته تمام محتوای صدا و سیما را به فضای مجازی منتقل کند می‌بینیم که این تاثیرگذاری وجود ندارد به همین دلیل است که برخی‌ها می‌گویند فضای مجازی دارد جای صدا و سیما را می‌گیرد. به هر روی ما باید مدام روی روش‌ها و نوع نگاه به رسانه و کارکرد آن به صورت پویا عمل کنیم.
  • انتقادی که بنده به فضای رسانه‌ای دارم این است که میزان هزینه‌هایی که برای تامین زیرساخت‌ها در کشور می‌شود برای محتوا نمی‌شود و از طرفی میزان هزینه‌ای که برای انجام کار‌های سنتی اختصاص می‌یابد برای کار‌های جدید تخصیص نمی‌یابد؛ و این در حالی است که یک دهم هزینه‌ای که برای رسانه‌های سنتی می‌شود می‌تواند در فضای مجازی خیلی موثرتر باشد.
  • اگر انقلاب اسلامی بخواهد غیر از آگاهی‌بخشی به مردم در مسیر دیگری حرکت کند از اهداف اساسی و اصلی خود دور می‌شود؛ البته در حال حاضر ما در حال جنگ هستیم پس ممکن است محدودیت‌هایی وضع شوند تا از یک سوی دشمن به اطلاعات حیاتی کشور دست نیابد و از سوی دیگر امید مردم به یاس تبدیل نشود و این سیاستی است که در تمام کشور‌ها از جمله آمریکا اعمال می‌شود. مثلاً در آمریکا هیچ رسانه‌ای حق ندارد در شرایط جنگی تصویر کشته شدگان و یا زخمی شدگان آمریکایی را منتشر کند در غیر این صورت عامل انتشار تصاویر زندانی می‌شود به گونه‌ای که اخیراً نیز یک عکاس آمریکایی به خاطر انتشار تصاویری از کشته شدگان آمریکایی در عراق زندانی شد.
  • در آمریکا به گونه‌ای فرهنگ سازی شده که حتی تصاویر خشن مربوط به حوادث طبیعی نیز در رسانه‌ها منتشر نمی‌شوند و در پروتکل‌های مربوط به شبکه‌های اجتماعی هم قید شده که تصاویر خشن را حذف خواهند کرد؛ اما در کشور ما وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد همه به دنبال انتشار تصاویر کشته‌ها و زخمی‌ها میروند.
  • اخیرا شاهد بودیم که به دلیل ابتلاء تعدادی از نیرو‌های نظامی در یک ناو جنگی آمریکایی فرمانده این ناو به دلیل انتشار عمومی نامه‌ای که خطاب به مسئولان کشور نوشته بود بلافاصله از این ناو اخراج شد. چرا که او حق نداشته حرفی بزند که هیمنه نظامی آمریکا را خدشه دار کند.
  • اگر رسانه‌ها به درستی نقش خود را در اطلاع رسانی و آگاهی بخشی انجام دهند کشور واکسینه می‌شود و از طرفی دشمنی هم که در مقابل ما آرایش نظامی گرفته نمی‌تواند هر حرفی را بزند که مردم حرف او را باور کنند. با این وجود هر چه رسانه‌های رسمی در کشور برای دادن اطلاعات آزادتر باشند قطعاً مردم به رسانه‌های داخلی رجوع می‌کنند و این تصور که هر چه رسانه دشمن می‌گوید راست است نیز از بین میرود. به هرروی بنده معتقدم ما به رسانه‌های قوی و آگاهی بخش نیاز داریم تا در موقعیت‌های حساس بتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند.

/دانشجو/

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همراه من و اوانو